تبلیغات
برا آنان که می اندیشند - مطالب آذر 1391
برا آنان که می اندیشند
جانم فدای رهبر
پنجشنبه 1391/09/30 :: نویسنده : حسین
[http://www.aparat.com/v/uWHkG]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سئوال : چرا خداوند گاهی دعای ما را مستجاب نمی كند ؟
پاسخ : در قرآن می خوانیم : ( ُادعونی استجب لكم ) مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم . اگر
شخصی به دیگری گفت : به هنگام برخورد با مشكل به من تلفن كن تا تو را كمك كنم ، این
جمله لوازم و شرایطی دارد از جمله :
١- رفاقتت را با من حفظ كنی .
٨٤
٢- شمارة تلفن مرا گم نكنی و شماره را درست بگیری .
٣- به هنگام بازگو كردن مشكلات ، حرف های بی ربط نزنی و توقعات نابجا نداشته باشی و به
وظیفة خود عمل كرده باشی .
٤- آنچه می گویی واقعًا مشكل باشد ، نه خیالات و توهّمات .
٥- برای حل مشكل خود ، انتظار نداشته باشی تمام مقررات و نظام را بهم بریزم .
٦- حل این مشكل ، سبب پیدایش مشكل دیگری برای شما یا دیگران نشود .
٧- در بازگو كردن مشكلات ، صادق باشی و دروغ نگویی .
آیا ما در دعا و طرح مشكلات خود با خدا ، این شرایط را مراعات كرده ایم ؟ آیا رفاقت و بندگی
خود را با خدا حفظ كرده ایم ؟ قرآن می فرماید : ( و یستجیب الذین آمنوا و عملوا الصالحات )
پاسخ مثبت به كسانی داده می شود كه با ایمان و عمل شایسته رابطة خود را با خدا حفظ كرده
باشند . آیا شمارة تلفن را درست گرفته ایم ؟ در روایات می خوانیم : دعا آدابی دارد ، از جمله :
بگویید ، با وضو و حضور قلب و در مكان مقدس مثل مسجد باشید ، قبل از دعا « بسم الله » ابتدا
بگویید ، گوشه « یا ربّ » ، « یا الله » از خداوند با صفات و اسماء الحسنی تجلیل كنید ، ده مرتبه
ای از نعمت های الهی را به زبان آورید ، از خداوند تشكر كنید ، بر محمد و آل محمد صلوات
بفرستید ، لغزش های خود را مطرح و استغفار كنید ، دعا و خواستة خود را میان دو صلوات
مطرح كنید و امیدوار باشید . آیا در دعاهای خود توقعات نابجا نداریم و به وظیفة خود عمل
كرده ایم ؟ دانش آموز درس نخوانده ، دعا می كند كه قبول شود . می گویند : دانش آموزی به
خانه آمد و وارد اتاق جلویی شد و مشغول دعا شد . به خدا گفت : پروردگارا ! كوه هیمالیا را در
٨٥
فلان كشور قرار بده و دریاچة ارومیه را در نیشابور قرار بده . مادرش گفت : این چه دعایی است
كه می كنی ؟ گفت : من در امتحان جغرافیا پاسخ سئوالات را اشتباه نوشته ام ، حالا به خدا می
گویم كوه و دریا را جابجا كند تا من نمره بیاورم ! آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته
ایم ؟ در اسلام زمان هایی برای دعا سفارش شده است ، از جمله : شب های جمعه ، سحرها ،
بعد از نماز ، غروب جمعه ، بعد از خطبه های نماز جمعه ، هنگام نزول باران و جاری شدن
اشك و … آیا مشكلات ما واقعًا مشكل است یا خیال می كنیم كه مشكل است ؟ بسیاری
مشكلات ، لازمة نظام طبیعت است و رفع آن ، به معنای به هم زدن نظام عالمه . همچون فقیری
كه سقف خانه اش خراب است و باران كه می آید ، سقفش چ ّ كه می كند . برای رفع مشكل او ،
یا باید خداوند باران نفرستد یا بر بام خانة او باران نبارد و یا آب باران در پشت بام خانه اش نفوذ
نكند و یا … كه هر كدام از اینها به معنای نادیده گرفتن قوانین حاكم بر طبیعت است .




نوع مطلب : دعا.، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/09/30 :: نویسنده : حسین

» آئین وهابیت چیست ؟ و پایه گذار آن كیست ؟

آئیـن وهـابـیـت, هـر چند به ظاهر زائیده اندیشه محمد بن عبدالوهاب ( 1115 - 1206 هجرى قـمرى ) نجدى است , ولى ریشه هاى آن مربوط به احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه شـامـى اسـت , كـه در سـال 728 در زنـدان دمشق درگذشت , و نوشته هاى این شخص , اساس معتقدات وهابیان را تشكیل مى دهد . وقتى ابن تیمیه آراء و عقائد خود را درباره زیارت قبر پیامبر و مسافرت براى آن آشكار ساخت , و آن را حـرام اعـلام نـمود , از طرف علما و دانشمندان اهل سنت مصرو شام , آراء او مورد نقد قرار گـرفت و كتابهاى ارزشمندى در رد وى نوشته شد , كه قسمت مهم آنها چاپ و منتشر شده است (1) . قـضـات چـهـارگـانـه اهل سنت بر این اكتفا نكردند , بلكه سران آنان در مصر و شام به تفسیق او پرداخته و او را یك فرد منحرف معرفى كردند , حتى دوست معاصر ابن تیمیه ذهبى در نامه دوستانه اى كه به او نوشته است , او را دراشاعه و گسترش فساد همتاى حجاج خوانده است (2) . غائله ابن تیمیه با مرگ او فروكش كرد . شـاگـرد مـعـروف او ابـن القیم , هرچندبه ترویج آراء استاد پرداخت , ولى چندان از آن نتیجه نگرفت . او نیز در سال 751درگذشت و با مرگ او مكتب استاد او نیز به دست فراموشى سپرده شد . ولـى در اواسـط قـرن دوازدهـم هجرى یعنى سالهاى 1145 , بار دیگر اندیشه هاى ابن تیمیه به وسیله شخصى به نام محمد فرزند عبدالوهاب در سرزمین نجد احیا شد . و چون پدر او عبدالوهاب با عقائد فرزند مخالف بود , از این جهت ,تا پدر در قید حیات بود , وى از اظهار عقائد خوددارى مى كرد . وقتى پدر در سال1153 درگذشت , وى عرصه را براى نشر عقائد خود مناسب دید . لذا با همكارى امیرشهر عیینه به نام عثمان بن حمد به نشر عقائد خود پرداخت . چیزى نگذشت كه عثمان از طرف امیر احساء مورد توبیخ قرار گرفت . او نیز ناچار شد كه عذر شیخ را بخواهد و او را از شهر بیرون كند . شیخ محمد در سال 1160 , از شهر عیینه بیرون رفت , و رهسپار درعیه شد . در آن زمان , ریاست شهر با محمد بن سعود ( جد آل سعود ) بود , سرانجام میان آن دو , ارتباط برقرار شد و امیر شهر به او وعده پشتیبانى , و او نیز به امیر , نوید قدرت و غلبه بر بلاد داد . شیخ دعوت خود را تحت عنوان توحید و مبارزه با شرك آغاز كرد , و جز خود وپیروان مكتب را , مشرك معرفى كرد . حملات او به اطراف و اكناف و نجد آغازگردید . و نـفوس زیادى از زن و مرد و كودك قبائل اطراف , به دست اتباع شیخ كشته شد , و اموال زیادى تحت عنوان غنائم از مشركان گرد آمد . در زمـانـى كـه شـیخ محمد به درعیه آمد و با محمد بن سعود توافق كرد ,مردم آنجا در نهایت تنگدستى و احتیاج بودند . آلـوسـى از قـول ابـن بشر نجدى نقل مى كند كه من ( ابن بشر ) در اول كارشاهد تنگدستى مـردم درعیه بودم , سپس آن شهر را در زمان سعود مشاهده كردم , در حالى كه مردم آن از ثـروت فـراوان بـرخوردار بودند , و سلاحهاى ایشان بازر و سیم زینت یافته بود , بر اسبان اصیل و نـجـیب سوار مى شدند و جامه هاى فاخر دربر مى كردند , و از تمام لوازم ثروت بهره مند بودند , به حدى كه زبان از شرح وبیان آن قاصر است . روزى در یـكـى از بـازارهاى درعیه ناظر بودم , كه مردان در طرفى و زنان در طرف دیگر قرار داشتند , در آنجا طلا و نقره و اسلحه و شتر و گوسفند و لباسهاى فاخر وگوشت و گندم و دیگر ماكولات به قدرى زیاد بود كه زبان از وصف آن عاجز است , تاچشم كار مى كرد بازار دیده مى شد و من فریاد فروشندگان و خریدارانى را مى شنیدم كه مانند همهمه زنبور عسل , درهم پیچیده بود كه یكى مى گفت فروختم , و دیگرى مى گفت خریدم . (3) . الـبته ابن بشر شرح نداده است كه این ثروت هنگفت از كجا پیدا شده بود , ولى با قرائن تاریخى مـعـلـوم مى شود كه از حمله به مسلمانان قبائل و شهرهاى دیگر نجد به جرم موافقت نكردن با عقائد وى , و به غنیمت گرفتن و غارت كردن اموال آنان به دست آمده است . روش شیخ محمد در مورد غنائم جنگى كه از مسلمانان آن دیار مى گرفت , این بودكه آن را هر طور مایل بود به مصرف مى رسانید . گـاهـى تمام غنائمى را كه در جنگى نصیب او شده بود و مقدار آنهم خیلى زیاد بود , تنها به دو یا سه نفر عطامى كرد . غنائم هر چه بود در اختیار شیخ قرار داشت و امیر نجد هم با اجازه اومى توانست سهمى ببرد . یـكـى از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگى شیخ , همین است كه با مسلمانانى كه از عقائد كـذائى او پـیـروى نمى كردند , معامله كافر حربى مى كرد , و براى جان وناموس آنان ارزشى قائل نبود . كـوتـاه سـخن اینكه : محمد بن عبدالوهاب به توحید , اما توحید غلطى كه او مى گفت دعوت مى كرد . هر كس مى پذیرفت خون و مالش سالم مى ماند . وگرنه خون و مالش مانند كفار حربى حلال و مباح بود . جنگهائى كه وهابیان در نجد و خارج از نجد - از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراق - مى كردند , بر همین پایه قرار داشت . هر شهرى كه با جنگ و غلبه بر آن دست مى یافتند , برایشان حلال بود . اگـرمـى تـوانستند آن را جزو متصرفات و املاك خود قرار مى دادند , و الا به غنائمى كه به دست آورده بودند , اكتفا مى كردند (4) . كسانى كه با عقائد او موافقت مى كردند , و دعوت او را مى پذیرفتند مى بایست با اوبیعت نمایند . و اگر كسانى به مقابله برخیزند , باید كشته شوند , و اموالشان تقسیم گردد . طـبـق ایـن رویـه , مـثلا از اهالى یك قریه به نام فصول در شهر احساء سیصد مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند (5) . شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 , درگذشت (6) , و پس از شیخ محمد هم , پیروان او به همین روش ادامه دادند . مثلا در سال 1216 , امیر سعود وهابى , سپاهى مركب از بیست هزار مرد جنگى تجهیز كرد و به شهر كربلا حمله ور شد . كربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائران ایرانى و ترك و عرب بدان روى مى آوردند . سعود پس از محاصره شهر , سرانجام وارد آن گردید و كشتارسختى از مدافعین و ساكنین آن نمود . سـپاه وهابى آنچنان رسوائى در شهر كربلا به بار آورد , كه به وصف نمى گنجد ,پنج هزار تن یا بیشتر ( تا بیست هزار هم نوشته اند ) را به قتل رسانیدند . پـس ازآنـكـه امیر سعود از كارهاى جنگى فراغت یافت , به طرف خزینه هاى حرم امام حسین ( علیه السلام ) متوجه شد . این خزائن , از اموال فراوان و اشیاء نفیس انباشته بود , وى هر چه در آنجا یافت , برداشت و به غارت برد . كربلا پس از این حادثه به وضعى درآمد كه شعرا براى آن مرثیه مى گفتند (7) . وهابیها در مدت متجاوز از دوازده سال , گاه و ناگاه به شهر كربلا و اطراف آن , و همین طور به شهر نجف حمله مى بردند و غارت مى كردند . نـخـسـتـیـن این حملات هجوم در سال 1216 بود , كه شرح داده شد و این هجوم به نوشته عموم نویسندگان شیعه در روز عید غدیر آن سال انجام گرفته است . حملات وهابیان متمركز در نجد , به جده و مكه و مدینه و سوریه و عراق , بیش ازآنست كه در این جا , بیان گردد . پیوسته جنگهاى خونین میان حكومت عثمانى ازطریق امراء مصر , و وهابیان وجود داشت . و گـاهـى بر اثر ضعف دولت عثمانى ,وهابیان بر طائف و مكه و مدینه دست یافته و آثار و مشاهد اسـلامـى را ویـران كـرده وامـوال را به غارت مى بردند و سرانجام از آنجا به نجد طرد مى شدند و عـثـمـانـیـهـا تـسلطخود را بر این مناطق با گماردن خاندان شریف بر ریاست حرمین حفظ مى كردند . در جـنگ نخست جهانى , مساله پان عربیسم زنده شد , و با اشغال شام و اردن وعراق از طریق دول بـزرگ مـانند بریتانیا و فرانسه , وحدت كشورهاى عربى از هم گسست , و هر نقطه اى از این بلاد به امیرى كه مطیع دول بزرگ بود , سپرده شد . بـلادنـجـد , بـه آل سـعـود كه بزرگ آن در آن روز عبدالعزیز بن سعود ( پدر فهد شاه كنونى ) واگـذار گـردیـد و این به خاطر همكارى نزدیكى بود كه عبدالعزیز بابریتانیا در شكستن قدرت عثمانى انجام داده بود . این واگذارى , تحت شرائطى صددرصد استعمارى انجام گرفت كه در تاریخ مذكور است . بـعـدهـا مـصالح بریتانیا خصوصا و جهان استعمار عموما , ایجاب كرد كه بر قلمرو قدرت وهابیان افزوده شود و حرمین شریفین و منطقه حجاز را در اختیار آل سعود قرارگیرد . از این رو , با برنامه ریزى خاصى كه در آن بریتانیا دست داشت , در سال1344 ه. ق , وهـابـیان , حرمین شریفین را پس از یك جنگ خونین تصرف كردند , و تنهادر طائف دو هزار نـفـر از عـلـمـا و بـزرگان و زن و مرد را كشتند , به گونه اى كه خود عبدالعزیز بر این جنایت اعتراف كرد . در نـتـیـجـه , بـه حكومت خاندان شرفا در این سرزمین خاتمه داده شد , این دو منطقه وسیع اسـلامـى بـه ضمیمه نجد و حجاز به نام یك فامیل سعودى در دفاتر دول بزرگ استعمارى , به ثبت داده شد , نام نجد و حجاز منسوخ گردید و عبدالعزیز خود را در سال 1350 ه. ق . ( 1310 ه. ش ) شـاه دو مـنـطـقـه خـواند و كشور به نام مملكت عربى سعودى ( نه اسلامى سعودى ) نام گذارى شد . وى تا سال 1374 ( 1334 ش ) زمام امور را به دست داشت و پس از درگذشت او , فرزندان وى به نامهاى : ( سعود , فیصل , خالد , فهد )اشغالگران حكومت بر این سرزمین بوده و هستند . عـقـائد وهابى زندگى سیاسى وهابیان در منطقه اى كه خاندان آل سعود در راس آن قرار دارند , براى خود فصل جداگانه اى لازم دارد كه فعلا براى ما مطرح نیست . آنـچـه لازم اسـت , بـازگوئى اجمالى عقاید وهابیان است كه آل سعود از آن ترویج مى كنند و در حقیقت وهابیت شیشه عمر آنها است . اساس آئین وهابیت را دو چیز تشكیل مى دهد :1 - هدم و نابودى آثار رسالت و اصالتهاى باقى مانده از دوران پـیـامبر (ص ) وصحابه و تابعان , به گونه اى كه چیزى ملموس از آن زمان باقى نماند , و همه این كارها را در پوشش توحید و مبارزه با شرك انجام مى دهند . از ایـن جـهـت كلیه قبور متعلق به صحابه و عترت پیامبر و تابعان و علما و شخصیت هاى اسلامى رانابود كرده و با خاك یكسان مى كنند . و اگـر از مـسـلـمـانـان جـهـان نـمى ترسیدند , قبرپیامبر را نیز ویران كرده و به صورت مصلى درمى آوردند . در اثـر ایـن تز نامعقول , قبور ائمه چهارگانه شیعه و عموى پیامبر (ص ) , وقبر عبداللّه پدر آن حـضرت و قبور كلیه صحابه در بقیع ویران گردید , و به صورت تل خاكى درآمد , روشن است كه استعمار ملتى كه گذشته خود را فراموش كند , بسیار سهل و آسان مى باشد . امـروزه بـراى بـسـیارى از مسیحیان غرب , وجود مسیح مریم و حواریون او به صورت یك افسانه تـاریخى درآمده و در اصل وجود چنین شخصى با تمام خصوصیاتى كه دارد , شك وتردید دارند , چرا كه اثر ملموسى از مسیح و یاران او در دست نیست . اگـر خـداى نـكـرده , اصـالتهاى اسلامى دستخوش چنین ناجوانمردى شود , راه براى انكار اصل وجودپیامبر اسلام و یاران او آسان خواهد بود . 2 - پـائیـن آوردن مـقـام و موقعیت شخصیتهاى الهى از پیامبران و اولیاء در حال حیات و ممات , بعنوان اینكه آنان تنها بازگو كنندگان دستورات الهى بودند , و رسالت آنها در این قسمت با مرگ آنان پایان یافته و تفاوت چندانى با امت خود ندارند . این دو اصل , دو پى آمد بسیار ناگوار داشت . الـف : آئیـن اسلام به صورت یك آئین خشك معرفى شد كه هر نوع حركت و تحول , رنگ شرك و دوگـانـه پـرسـتـى به خود گرفت , به گونه اى كه احترام آموزگاران الهى به صورت برگزارى یادواره نیز شرك اعلام گردید . گـوئى بـایـد ارتباط بشر با گلهاى سرسبدآفرینش قطع شود , و از اسلام جز كتاب , و احادیث ( كذائى ) چیزى باقى نماند . ب : ایجاد تفرقه در میان مسلمین , به گونه اى كه جهان تسنن دچار تفرقه شد وجنگهاى خونینى بـه راه افـتاد , خامه دانشمندان به جاى دفاع از حملات مسیحیان ومادیها , صرف دفاع از شبهات محمد بن عبدالوهاب شد و اندیشمندان بزرگ مصر و عراق و شام و لبنان در این سه قرن , پاسى از وقت خود را صرف نقد این مسلك نمودند . اسـاس آئین وهابیت همان دو اصل است و دیگر عقائد آنان روى این دو اصل استواراست مانند :1 - تحریم ساختن سقف و سایبان روى قبور . 2 - تحریم گزاردن نماز در مشاهد مشرفه . 3 - تحریم مسافرت براى زیارت پیامبر اسلام و دیگر اولیاء نیكان . 4 - تحریم توسل به اولیاء الهى پس از ممات . 5 - تحریم تبرك و استشفاء . 6 - تحریم درخواست شفاعت از شافعان واقعى . 7 - تحریم برگزارى یادواره پیامبران و اولیاء الهى . 8 - تحریم سوگند به غیر خدا . 9 - تحریم نذر بر اولیاء الهى . گـوئى اسـلام حـكـمـى جز تحریم , و دعوتى جز مبارزه با فطرت انسان نداشته و انسان ازچپ و راست پیوسته باید , الفاظ شرك , حرام , ممنوع را بشنود . دربـاره آگـاهـى از تـاریخچه وهابیان به كتاب وهابیان و براى آگاهى از بى پایگى این اصول و عقائد آنان , به كتاب آئین وهابیت مراجعه بفرمائید .

پرسشها و پاسخها، سبحانى - جعفر 1 - به كتابنامه رد وهابیت در مجله مكتب اسلام سال 29 , و نشریه تراثنا شماره 17مراجعه شود . 2 - متن نامه در كتاب تكمله السیف الصیقل , ص 190 موجود است . 3 - تاریخ ابن بشر نجدى . 4 - جزیره العرب فى القرن العشرین ص 341 . 5 - تاریخ المملكه

به نقل از سایت تبیان

منبع : http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=3701

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/09/30 :: نویسنده : حسین

آمدم در كربلا تا با خدا سودا كنم

 


 

آمدم تا در ره عهدى كه بستم با خدا

 

دین و قرآن را به خون خویشتن احیا كنم

 

آمدم تا برگه آزادى اسلام را

 

با نثار خون هفتاد و دو تن امضا كنم

 

آمدم تا نخل توحید خدا را بارور

 

با نثار اكبر و عبّاس مه سیما كنم

 

آمدم تا بر علیه دشمنان جدّ خود

 

با قیام خویش بر پا، محشر عظمى كنم

 

آمدم تا تشنه لب ، جان در ره جانان دهم

 

نقش خود را در زمین كربلا ایفا كنم

 

آمدم تا بندگان را رهنمائى سوى حقّ

 

با اسیرى رفتن ذریّه زهراء كنم

 

آمدم تا با نثار كودك شش ماهه ام

 

زاده مرجانه را بى چاره و رسوا كنم (58)

 

شرح احوال شهیدان ، گرچه زد آتش به جانم

 

از غم سالار ایشان ، سوخت مغز استخوانم

 

یادم آمد رفتنش ، چون با تن تنها به میدان

 

اشك ریزان همچو باران ، از سحاب دیدگانم

 

از پى اتمام حجّت ، ایستاد آن حجّت حقّ

 

لیك با حالى كه تقریرش نگنجد در زبانم

 

گفت و اى ، لشكر من آخر زِیْن عرش كردگارم

 

بنده خاصّ خدا و پادشاه إ نس و جانم

 

علّت ایجاد موجودات و سِرّ كاف و نونم

 

مقصد و مقصود حقّ از خلقت كَون و مكانم

 

واجب ممكن نما و ممكن واجب صفاتم

 

اوّلین مخلوق خلاّق زمین و آسمانم

 

صورت انسان كامل از سلاله ماء و طینم

 

احسن التّقویم حقّ را معنى و شرح و بیانم

 

یادگار حیدر صفدر، امیرالمؤ منینم

 

زاده خیرالبشر، پیغمبر آخر زمانم

 

شاه بطحا، ماه یثرب ، زاده زهراى اطهر

 

گر نباشم ، هر چه باشم ، من شما را میهمانم





نوع مطلب : تاریخی، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/09/30 :: نویسنده : حسین
گرایش به دعا و نیروی آسمانی ، خوشبختی آدمی را بهمراه دارد
دكتر ژوزف مورفی ، دانشمند علم روان شناسی می نویسد :
٢١
دعا كردن و اندیشیدن ، بر طبق اصول كائنات و حقایق ابدی است و انسان در حال دعا را می »
توان به مهندسی تشبیه كرد كه بر اساس اصول و قواعد ریاضی به تفكر می پردازد و یا شیمی
دانی كه بر طبق قواعد تركیبات شیمیایی و فعل و انفعالات عناصر را ناظر و شاهد است و آن را
به كار می بندد . ٠٠٠ اگر افكار خدایی ( سازنده و مثبت ) باشد ، قدرت پروردگار در آن وجود
« . خواهد داشت
دعا یعنی اندیشة مثبت و اندیشة مثبت یعنی نتیجة مثبت
دعا كردن كه همان به زبان آوردن خواستها و آرزوهاست الزامًا مثبت اندیشیدن است . بهترین
روش آن است كه نیروی آسمانی موجود در خویش را به خدمت گیریم زیرا اگر اندیشة مثبت با
نیروی آسمانی هماهنگی لازم را پیدا كند پاسخ مناسب را دریافت خواهیم كرد
با دعا ، روح آدمی پر و بال گرفته ، به آسمانها پرواز می كند
پروفسور والتر كوفمان استاد دانشگاه پرینستون انگلستان می گوید :
هنگام ستایش و نیایش ( نماز ) در آدمی چنان صمیمت و اخلاقی ایجاد می شود كه در تمام »
صحبتهای معمولی ممكن نیست . دعا ، سكوت تنهایی را می شكند ، فضای گسترده ای در پیش
روی نیایش كننده باز می شود ، احساسات و عطوفتی كه در نتیجة آن در گفتگوهای معمولی با
مردم دچار شرمساری ها و رودربایستی ها می شود ، در این جا به شكل سپاسگزاری های
صمیمانه ، گله گذاریهای خودمانی و خواهشهای دوستانه در می آید . آنچه در عقدة دل ، به
شكل غنچه های ناشكفته و پژمرده بوده ، اكنون همچون گلی خندان شكفته و باز می شود ، روح
آدمی پرو بال گرفته ، به آسمانها پرواز كرده و اوج می گیرد .
٢٢
با دعا می توانید به آرزوهایتان برسید
هر لحظه، دست دعا به سوی پروردگارتان دراز كنید تا آرزوهایتان را برآورد و در انتظار اجابت
شگفت انگیز آن باشید . به راستی اگر شما آمال و آرزوهای خود را در پردة ابهام نگاه دارید و آن
را با نیروی آسمانی و دست كم با نزدیكان خود در میان نگذارید ، چگونه انتظار حمایت و
هدایت دارید ؟ آیا كسی را می شناسید كه برای رسیدن به هدفهایش به كمك ، نیاز نداشته باشد
؟ وقتی با خلوصنیّت دست خود را به سوی خالق دراز كرده ، نیازتان را مطرح می كنید ، با
نیروی اندیشه و روان خویش ، بال و پر می گیرید و با تصاویر ذهنی نیرومند الهی خویش ،
بذری را می كارید كه ثمره اش استجابت دعای شماست .
دعا یعنی نیاز به سوی بی نیاز
شخصی پس از آن كه پیشامد جانكاهی بر او وارد شد و نزدیك بود دست به خودكشی بزند ،
به فكرم رسید به سوی خدا بروم و درد دل خویش را با وی در میان بگذارم و خود » : می گوید
به درگاهش بروم و بنالم و از او بخواهم كه مرا راهنمایی كند و راه اشتباه » . « را نجات بخشم
مرا در این جهان ظلمانی كه ناراحتی و كثافت از همه طرف مرا فشار می دهد ، مسدود گرداند و
از درگاهش خواستم كه مرا موفق گرداند شاید بتوانم ، آن قدر ثروت به دست آورم كه بتوانم زن
هنوز نماز و دعایم ، ناله و زاریم « . و فرزندم را از گرسنگی نجات بخشم و جانشان را حفظ كنم
تمام نشده بود كه در اثر توجّه به خدا معجزه ای به وقوع پیوست و ناراحتی اعصابم برطرف
گردید ، علتهای ترس من از بین رفت و اضطرابم برطرف شد و احساس كردم كه نیرومند شده ام
٢٣
و امید و ایمانی در نهادم به وجود آمده است . سپس شرح می دهد كه به بركت نماز ، چگونه كار
و پول به دستش آمد و اضطراب و ناراحتی ، او را به طمأنینه و نشاط تبدیل شد .
دعا امری است فطری
چون انسان موجودی است نیازمند و در همه حال نیاز او را به سوئی میكشاند، مسلمًا در
سختیها و فشارهایی كه در طول زندگی برایش پیش میآید مستمك به نیرو و قدرتی میشود،
ولی نیرویی غیر از نیروهای مادی.
مسلمًا اگر اعتقاد به نیرویی ماوراء نیروهای مادی وجود نداشت بر اثر فشارهایی كه در طول
زندگی برای انسانها پیش میآید باعث میشود آمار بیماریهای روانی در كلیة جوامع بشری به
حدی برسد كه انسانها نتوانند زندگی سالم و آرامی داشته و آن انسجام لازم را برای زندگی
اجتماعی پیدا كنند هر چند كه آمار بیماریهای روانی در دنیا روز به روز بیشتر میشود ولی با این
وجود اكثریت انسانها بخاطر داشتن این فطرت خدادادی كه در وجودشان نهاده شده در سختیها
نیاز خود را به درگاه آن قدرت لایزال ارائه كرده و از طریق دعا و تضرع حل آن را از درگاه
خداوند متعال خواستارند.
همانا انسان خدای خویش را بسیار »: البته قابل ذكر است كه انسان موجودی است ناسپاس
« ناسپاس است
« سورة والعادیات آیه ٦ »
و در مواقع فشار و سختی دست نیاز به سوی خداوند دراز كرده ولی پس از رفع حاجت،
او را فراموش میكند ولیكن باز با این وجود این از رحمانیت خداوند است كه دعای هر بشری را
میپذیرد و اگر به صلاح او باشد آنرا استجابت میكند.
٢٤
او را به زاری و نهانی میخوانید كه اگر ما را از این »: قرآن كریم در این باره میفرماید
ظلمت و خطر رهانید البته از سپاسگزاران خواهیم بود. بگو شما را از آن و از هر اندوهی
«. میرهاند و باز شما شرك میورزید
« سوره انعام آیه ٤٦٣ ،٦٤ »
معجزة نیایش
پزشکی گفت: زمانی كه دورة كارآموزی را در بیمارستان سپری میكردم، نخستین بیمارم را كه
دچار سرطان كشندهای در هر دو ریهاش شده بود، زیر نظر گرفتم و وی را از شیوههای درمانی
آگاه كردم و گفتم:
چندان امیدوار نیستم كه بهبود یابی! او با شنیدن این سخن تلخ و نومیدكننده، زیر بار هیچ نوع
معالجهای نرفت. با این همه، هر وقت به كنار تختش میرفتم، عیادت كنندههایی را میدیدم كه
دورش حلقه زده بودند، برایش دعا میكردند. با خود میاندیشیدم:
- كار خوبی است چون همین روزها باید آماده شوند تا در مراسم خاكسپاریاش دعا بخوانند.
سال بعد كه محل كارم عوضشده بود، یكی از دوستان و همكاران پیشینم در همان بیمارستان
قبلی پرسید:
- میخواهی بیمار قدیمیات را ببینی؟
- او را ببینم؟!
هیچ نمیتوانستم باور كنم كه هنوز زنده باشد. وقتی عكس پرتونگاری سینهاش را دیدم، غرق
حیرت شدم. ریههای او كام ً لا سالم بود و هیچ نشانهای از سرطان در آنها دیده نمیشد!
رادیولوژیست كه به عكس مینگریست، گفت:
- درمانش معجزه است!
با خودم گفتم:
- معالجه؟ معالجهای در كار نبوده جز اینكه دعاها اثر كرده باشند!
٢٥
قضیه را به دو تن از استادان دانشكدة پزشكی گفتم. هیچ كدام نخواستند تایید كنند كه بهبودی
بیمار معجزه بوده است! یكی از آنها گفت:
- این روند عادی بیماریست.
دیگری شانههایش را با بیاعتنایی بالا انداخت و گفت:
- از این چیزها زیاد اتفاق میافتد.
- من ایمان و اعتقاد قلبی دوران كودكیام را از دست داده بودم و اكنون به توانایی پزشكی
جدید ایمان داشتم. دعا را یك تشریفات ظاهری و اختیاری فرضمیكردم و به همین
جهت، این حادثه را فراموش كردم.
سالها گذشت و مرا به عنوان مدیر داخلی یكی از بیمارستانهای بزرگ شهری منصوب كردند.
خبر داشتم كه در آنجا شمار زیادی از بیماران دست به دعا میشوند، ولی من كوچكترین
اعتقادی به این كار نداشتم. آنگاه من با پژوهشهایی كه قسمت اعظمشان بر اثر آزمایشهایی
به اثبات رسیده بودند، رو به رو شدم كه نشان دادند دعا سبب بروز تحولات چشمگیری در
دگرگونی شرایط جسمی و روحی انسانها میشود.
متخصصقلب و عروق انجام « راندولف بیرد » شاید مستندترین بررسیها به وسیله دكتر
پذیرفته باشد. در بخش مراقبتهای ویژة بیمارستان عمومی ٣٩٣ بیمار قلبی بستری بودند.
عدهای برای تعدای از این بیماران دعا میكردند و در حق دستة دیگر دعایی نمی شد. هیچكس
نمیدانست كه این بیماران در زمرة كدام گروه بودند. تنها اسم كوچك مریضها به انضمام
شرح مختصری از مریضیشان در اختیار دعا كنندگان نهاده شد. از آنها خواستند تا زمان
مرخصشدن بیماران از بیمارستان، هر روز برایشان دعا كنند. ولی در مورد این كه چگونه به
این عمل بپردازند و چه بگویند، توصیهای نشده بود.
موقعی كه این پژوهش بعد از گذشت ده ماه كامل شد. بیمارانی كه برایشان دعا شده بود، از
چندین حیث سود بردند: آنها پنج بار كمتر از گروهی كه دعایی در موردشان نشده بود، نیاز به
٢ دفعه كمتر دچار افت نبضشدند. ایست قلبی، كمتر به سراغشان / آنتیبیوتیكی پیدا كردند. ٥
میآمد.
٢٦
« ویلیام نومن » این پژوهش آنقدر مهم بود كه حتی شخصبی دین و ایمانی همچون دكتر
دانشمندان « روزی سه مرتبه دعا كن » : معترف است كه ما پزشكان باید در نسخههایمان بنویسیم
و پزشكان پیوسته با موارد مبهمی برخورد میكنند كه گویی یكی از آنها همین قدرت دعا
باشد.
از آن موقع من طبابتم را وقف پژوهش و نگارش در بارة دعا و كیفیت تاثیر آن بر بهبودی
انسانها كردهام. مطالعات انجام شده نشان میدهد كه دعا تاثیر بسزایی در بهبود پرفشاری
خون، جراحات، سردردها و نگرانیها دارد. در ذیل مواردی كه یافتههایم را یادآور میشوم:
١-دعا جنبههای گوناگونی دارد
طی بررسیهایی كه داشتهام، پیامدهای دعا نه تنها در مواقعی كه افراد برای تقاضای مشخص
دست به دعا برداشتهاند سودمند بوده، بلكه زمانی هم كه چیز خاصی طلب نكردهاند. نتیجه
داشته است. در بسیاری از موارد ظاهرًا یك حالت دینباوری، احساس سرشار از دینداری و
حس همدردی، فریادرسی، نیكوكاری و دلسوزی، زمینه را برای بهبود یافتن انسان فراهم
میسازد.
٢-عشق بر قدرت دعا میافزاید
عشق، قدرت افسانهای دارد. به نحوی كه سرخ روی شدن و تند زدن قلب عاشقان بیدل
گواهی بر این مدعاست. در تحقیقی كه بر روی ده هزار مرد مبتلا به بیماریهای قلبی انجام
گرفته، روشن شد كسانی كه به آماس گلو دچار بودند و خدای خود را پشتیبان و هواخواه
خویش میپنداشتند، تقریبا ٥٠ درصد در این بیماری بهبود یافتند.
اصو ً لا تمامی شفایافتگانی كه از ایمان كافی برخوردارند و به دعا و نیایش معتقدند، بر این نكته
اتفاق نظر دارند كه عشق، قدرتی است كه حصول بهبودی را برایشان امكانپذیر میكند.
بر این باور است كه: « اگنس سانفورد »
- فقط عشق و محبت قادر است شعلة شفا را بیافروزد.
٣-دعا گویان هرگز نمی خوابند
٢٧
« پیاپی دعا كن » در دوران كودكی یكی از شگفتانگیرترین موعظههایی كه شنیدم، این بود كه
را دریابم. با این حال علیرغم تمام تلاشهایم در این « پیاپی » آنقدر بزرگ شده بودم كه مفهوم
راه به آسانی نمیتوانستم دعا گویی پی در پی باشم و همواره شبها در رختخواب، جذبة
هم « نیمه هوشیارانه » خواب، تلاشم را نقش بر آب میساخت. به فكرم نمیرسید كه دعا گویی
شدنی است.
ما امروزه دعا را تا حدودی منحصرًا با آگاهی و هوشیاری یكی میدانیم در حالیكه دعا حتی در
موقع خواب، در ضمیر ناخودآگاه ما بروز میكند و باور اینكه ضمیر ناخودآگاه ما بهتر از ذهن
هوشیارمان دعا می كند، به آسانی در اندیشة ما جای نمی گیرد.
٤-دعا، ضامن سلامتی است
استاد دانشكده هاروارد یكی از اولین پژوهندگان پزشكی بود كه پیرامون « هربرت بنسون » دكتر
فواید دعا و اندیشه مطالعاتی انجام داد. وی متوجه شد كه در بین مسلمانان، مسیحیان و
یهودیان از عباراتی چون:
استفاده میشود. « پروردگارا، تو به ما رحم كن »
تحقیقات او نشان داد كه نه تنها دعا برای بدن اثر دارد، بلكه شیوة دعا گویی افراد بشر هم با
یكدیگر بسیار متفاوت است. انتخاب راهكارهای ویژة دعا كردن، چه بسا مردم را محدود
میكند و نتیجه، چیزی جز دست كشیدن افراد از این عمل نخواهد بود.
٥-دعا باید آزادانه انجام شود
بیشتر مردم خود را ناچار میبینند كه دعایشان را هدفمندانه بر زبان جاری سازند. ولی
پژوهشها نشان میدهند درخواستی كه آزادانه صورت گیرد، نیز میتواند چارهساز باشد. لازم
نیست شما خود را به طلب معینی محدود كنید و یا پیامی چندان پیچیده بفرستید.
را به كار میبرند، همین « بگذر و به خدا واگذار كن » شاید مقصود برخی اشخاصی كه عبارت
باشد. بسیاری از افراد در دعاهای خویش حالت تسلیم دارند و از پیامدهایش چنین بهرهمند
میگردند.
٦-دعا میگوید شما تنها نیستید
٢٨
یكی از بیماران در حال جان سپردن بود، روز قبل از مرگ، با زن و بچههایش كنار تختخوابش
نشسته بودم. میدانست به زودی میمیرد و در حالی كه صدایش گرفته بود، جملاتش را با
احتیاط به زبان میآورد. هر چند آدم مذهبی نبود، ولی معلوم بود كه دعا میخواند.
از وی سوال كردم:
- برای چه چیزی دعا میكنی؟
با احتیاط جواب داد:
- دعایم به خاطر چیزی نیست.
آری، راز و نیاز اینگونه است. دعا یادآور سرشت بیپایان ماست، بخشی از وجود ما شمرده
می شود كه محدود به زمان و مكان معینی نیست و تایید جهان است كه بشر تنها نیست.
وقتی برای دیگران دعا میكنیم چه اتفاقی میافتد؟
این عقیدة زنان و مردان مؤمن است. «. دعا خیلی بیشتر از آنچه مردم فكر میكنند، مؤثر است »
دعا راز موفقیت هر زندگی است كه تأثیر روحی ژرف و پایداری برجا میگذارد. توسط دعا،
نیروی بسیار عظیمی مییابیم. پس چرا این قدر در به كارگیری آن سستی میكنیم؟
غالبًا فقط در هنگام گرفتاری، به دعا روی میآوریم. هنگامی كه مشكلی برایمان پیش می آید
دچار بیماری میشویم یا امنیت ما به خطر میافتد.
به این ترتیب به دعا به عنوان وسیلهای برای متوسل شدن به خدا برای رسیدن به اهدافمان
استفاده میكنیم. این مسألهای خودخواهانه است كه فقط هنگامی كه راههای دیگر به بنبست
میرسند به خدا و دعا كردن رو بیاوریم. به این ترتیب تعجبی ندارد كسانی كه به دعا به این
صورت مینگرند آن را رضایتبخش ندانند.
همچنین بسیاری از مردم در دعاهایشان كلماتی را تكرار میكنند كه از دوران كودكی
آموختهاند بدون اینكه كمترین توجهی به معنا و مفهومشان داشته باشند یا ایمانی حقیقی به
قدرت آن كلمات در خود ایجاد كرده باشند. این را نمیتوان دعای حقیقی نامید.
٢٩
عدهای از مردم فكر میكنند و میگویند: خداوند به همة كارهای بندگان خود آگاه است و
هركس هم هر مشكلی دارد خداوند به خوبی آن را میداند. پس دیگر چه احتیاجی است كه به
خدا مشكلاتمان را بگوییم و از او درخواستی داشته باشیم؟
برای یافتن پاسخ، بیایید نگاهی به یكی از اشكال دعا بیفكنیم. ببینیم وقتی برای دیگران دعا
میكنیم چه اتفاقی میافتد؟
قبل از هر چیز آیا هرگز به اثر چنین دعایی بر خودتان اندیشیدهاید؟
اگر شما همیشه در حق كسی دعا كنید دیگر غیر ممكن است كه نسبت به او سوء نیت یا
دشمنی و خصومتی داشته باشید. خواه دعاهای شما تأثیری فوری بر آن شخصداشته باشند.
خواه نداشته باشند.در هر حال واضح و مسلم است كه شما برای او بهترین شخصممكن
مصداق مییابد كه گفته است؛ « عارفی » هستید. در اینجا سخن
هر كس كه با دعا كردن، انسان بهتری بشود، دعایش مستجاب میشود. »
همه دعا میكنند؛ حتی آنها كه معتقد نیستند!
در واقع دعا كردن مهمترین بخش تجربة هر انسانی است. دعا حتی مهمترین بخش فعالیتهای
روزانة ما آدمها به شمار میآید. دلیل مهمترین بودن هم این است كه دعا فرآیندی است كه ما از
طریق آن زندگی خود را خلق میكنیم. با كمی دقت و نگریستن از پنجرة عارفان به راحتی می
توانید دریابید كه هر چیزی كه ما فكر میكنیم، نگاه میكنیم و انجام می دهیم در واقع یك جور
دعا است. حتی زندگی هم خودش یك جور دعاست چرا كه زندگی یك نوع تقاضای دائمی و
مستمر ما انسانها از كائنات و خداست برای اینكه به ما آنچه را كه انتخاب میكنیم و می طلبیم
عطا كند.
خدا درخواستهای ما را درك میكند
خدا درخواستهای ما را درك می كند و این درخواستها فقط آنهایی نیستند كه به
صورت رسمی مثل زانو زدن به شكل خاصو یا بر زبان راندن جملاتی خاصبه درگاه خداوند
اعلام میشوند، بلكه هر كلمهای كه بر زبان میرانیم و هر كاری كه انجام میدهیم خود یك جور
درخواست از درگاه خالق هستی محسوب میشود.
زندگی، دعا كردن مستمر و دائمی است
٣٠
افكار ما، كلمات ما و اعمال ما همان دعاهای ما هستند. این در حالی است كه اكثر مردم
گمان نمی كنند كه زندگی یك جور دعا كردن مستمر و دائمی باشد و اغلب بر این باورند كه دعا
فقط در شرایط خاص و حالتهای خاصی باید صورت گیرد. در واقع به این دلیل است كه اكثر
مردم احساس میكنند كه دعاهای آنها بیجواب میماند و یا فقط در مواقع خاصو به شكل
خاصی اجابت میشود. اما حقیقت این است كه دعا كردن فقط زانو زدن یا خیره شدن به یك
شمع و یا در حالت مراقبه چهار زانو زدن یا دست به آسمان بلند كردن و یا اجرای مراسم خاص
نیست. هر نوع خواستهای كه در لایههای زیرین دل ما وجود دارد یك نوع دعاست اگرچه ما به
این خواستهها آگاهی نداشته باشیم! مطمئنًا او آگاه است و خواسته های ما را اجابت می کند .
تأمین و برآورده شدن بعضی از آرزوها و خواسته های ما، دلیل بر این موضوع است.
هر اندیشة ما یك نوع دعاست
اگر ما انسانها دریابیم كه هر كلمه، هر اندیشه و هر عمل ما یك نوع دعاست كه مستقیمًا به
سمت خدا فرستاده میشود و تقاضایی است كه به كائنات اعلام می گردد، در این صورت خیلی
بیشتر از الآن مواظب افكار و گفتار و كردار خود خواهیم بود. به علاوه درك خواهیم كرد كه چرا
بسیاری اوقات دعاهای ما به شكلی دیگر اجابت می شوند. چرا كه خواهیم دانست این خود ما
هستیم كه با عمل و فكر و گفتار خود باعث تغییر مسیر اجابت دعای قبلی خود شدهایم و هیچ
گناهی از این بابت متوجه خدا یا كائنات نیست. به عبارت دیگر در دعاهای معمولی ما از خدا
میخواهیم تا در امور ما دخالت كند و امیدواریم كه خدا با دخالت خود باعث شود كه چیزی به
نفع ما خلق گردد. اما این دعاهای رسمی معمو ً لا در شبانه روز دو سه بار و آنهم برای چند دقیقه
تكرار میشوند و در بقیة اوقات یعنی بیش از ٩٥ تا ٩٩ درصد ایام ما با عمل و فكر و گفتار خود
دعاهای دیگری، حتی درجهت مخالف به سمت خدا ارسال میكنیم و طبیعی است كه كائنات
همیشه همان چیزی را اجابت میكند كه بیشتر طالب آن هستیم.
بعد از دعا، نباید خواستهها را فراموش كنید
٣١
وقتی ما برای یك چیز خاص دعا می كنیم و بعد از اتمام دعا، موضوع را فراموش میكنیم
و كار دیگری انجام میدهیم یا وقتی برای رسیدن به چیزی دعا میكنیم و بعد راجع به چیز
دیگری فكر می كنی طبیعی است كه نباید كائنات را برای فراموش كردن دعای اول سرزنش كنیم.
چرا كه این ابتدا خود ما بودهایم كه دعای اولیة خود را از یاد بردهایم. برای مثال ممكن است ما
برای پولدارتر شدن و كسب ثروت در زندگی خود دعا كنیم این دعاها ممكن است بسیار مؤدبانه
بیان شوند و بسیار مودبانه نیز در زمان دعا به سمت خداوند ارسال گردد. بعد در طول هفته دائم
به نداری و فقر و بیچارگی فكر میكنیم و در كلمات و گفتار خود مدام از نداشتن و فلاكت
صحبت میكنیم و در طول روز مانند انسانهای فقیر و گرسنه و حریصعمل میكنیم این یعنی
ما در ٩٥ درصد ایام زندگی خود به نداری و فقر فكر میكنیم و فقط پنج درصد ایام از خدا
میخواهیم كه به ما ثروت و توانگری ببخشد. شما اگر به جای كائنات بودید، كدام تقاضا را
رسیدگی میكردید؟ آن تقاضایی كه ٩٥ درصد اوقات ارسال شده است و یا آن تقاضایی كه فقط
پنج درصد ایام صادر شده است؟ دقیقًا به همین دلیل است كه خیلی از دعاها و آرزوهای ما
توسط كائنات و خداوند جدی گرفته نمیشوند.
درخواست ها فیالفور اجابت می شود
ما باید با شوق و اشتیاق فراوان بپذیریم كه كلمات ما قدرت خلق و آفرینندگی را دارا
میباشند. باید با تمام وجود بپذیریم كه افكار ما قدرت آفریدن دارند و اعمال ما توان خلق و
آفرینش را دارا می باشند. وقتی تا این حد روی گفتار و پندار و كردار خود ارزش آفرینندگی قائل
شویم در حقیقت برای شخصیت واقعی خود نیز ارزش و حرمت خدایی قائل میشویم.
اما بسیاری از انسانها علاقهای ندارند كه این واقعیت را بپذیرند. چرا كه خودشان به خوبی
میدانند كه بخش اعظم افكار و گفتار و كردار آنها جالب نیستند اما چه انسانها قبول داشته
باشند و چه قبول نداشته باشند و چه شخصبه خدا معتقد باشد و چه نباشد. هر جملهای كه
میگوید، هر فكری كه در ذهن خود میگرداند و هر عملی كه انجام میدهد و خلاصه تمام
٣٢
نیتها و اعمال روزانة او یك نوع دعا و درخواست مستقیم به سوی كائنات و خداوند بزرگ
است و این درخواست چه فرد بخواهد و چه نخواهد فیالفور اجابت می شود.
با خدا، خلوت داشته باشید
تمام حركات و سكنات و نیت ها و گفتارها و اعمال و افكار انسان ها در طول هفته یك
جور دعا و درخواست است. اما به هر حال باید هم بعضی مواقع با خالق هستی و ناشناختی
بزرگ خلوت كنید و با او راز و نیاز كنید و به درگاه او دعا كنید.
اهل معرفت چگونه دعا میكنند
با مطالعة زندگی بزرگان معرفت و كسانی كه زندگیشان مملو از شاهكارهای حیرتانگیز
است درمییابیم كه در زمان دعا آنها فقط لب به شكر و سپاس میگشایند و از خدا به خاطر این
ویژگی و خصوصیت خاصی كه در اعمال كردار و گفتار پدیدههای عالم قرار داده تشكر میكنند.
به عبارت دیگر تشكر و سپاس از درگاه خالق هستی شبیه یك جادوی مضاعف و یك جور
باتری اضافی در بقیة ایام هفته عمل میكند و باعث میشود كائنات با توجه به شیفتگی بیشتری به
درخواستهای عملی و فكری و گفتاری ما جامع عمل بپوشاند. بنابراین قدرت هر دعا نسبت
مستقیم با میزان تشكر و سپاسی دارد كه ما در دعای خود به سوی خالق هستی روان میسازیم.
یكی از جالبترین دعاهایی كه از یكی از اساتید معرفت به خاطر دارم این است:؛ خداوندا
از تو به خاطر اینكه به من كمك كردی تا درك كنم مشكل و مسالهای كه پیش رو دارم قب ً لا برای
من حل شده، تشكر میكنم!؛ این دعا در تمام صحنههای دشوار زندگی به من آرامش بخشیده و
باعث شده است كه با اقتدار و اعتماد به نفس خارقالعادهای با مشكلات دست و پنجه نرم كنم.
٣٣
در گفتگو با خدا همیشه باز است
نكتة اصلی دیگر در رابطه با دعا این است كه هر كسی چه پاك و چه ناپاك، چه آن سوی
مرزی و چه این سوی مرزی میتواند با خداوند گفتگو كند در گفتگو با خدا همیشه باز است و
هرگز نباید منتظر ایام خاص یا برگزاری مراسم خاصی برای این گفتگو باشیم. گفتگو با خدا هم
یك گفتگوی دو طرفه است و اص ً لا نباید مانند انسانهای عادی فرضكنیم كه مكالمة ما با خداوند
بزرگ یك طرفه و یك جانبه است.
چراغ دلت را روشن نگهدار!
هیچ وقت فكر نكن كه عشق یك چیز فوقالعاده و لحظهای است. عشق باید ماندگار باشد
و شرط ماندگاری آن است كه دائم به آن انرژی ببخشی. یك چراغ نفتی تا زمانی روشن میماند
كه نفت قطره به قطره به آن برسد. وقتی هیچ نفتی نباشد هیچ نوری نیست و زمانی فرا میرسد
«! تو را نمیشناسم » : كه معشوقت به تو میگوید
دوستان دلبندم! قطرههای نفت چراغ عشق ما چیست؟ آنها چیزهای كوچكی هستند كه ما
میتوانیم در هر روز در زندگی انجام دهیم. چیزهایی مثل لذت بردن از زندگی، كمك كردن به
دیگران، صبر و پشتكاری و تلاش، ساكت بودن و به درد دل دیگران گوش دادن، بخشیدن،
درست و مهربانانه صحبت كردن و خیلی كارهای كوچك دیگر. اینها هر كدام قطرات نفتی هستند
كه ما به چراغ دلمان هدیه میدهیم تا در زندگی هر روز فروزانتر از روز قبل بدرخشد.
جستوجو مكن خدا را در آن دوردستها، او در درون توست. مواظب چراغ دلت باش تا او را
ببینی.
دعا تجلی فقراست
٣٤
دعا تجلی فقر است البته فقر به این معنا كه دنیا برایش حقیر و كوچك است و خواستههایش
« خواستها » متعالی و والا، انسانی كه برترین حالات را طالب است و برای رسیدن به این
نردبانی میطلبد تا بر بام دور دستترین كمالات فرود آید و این نردبان چیزی جز دعا نیست.
٣٥
دعا خوراك روح است
دعا خوراك روح است. آگاهی میبخشد؛ به روح طمأنینه و آرامش میدهد. چشم دل را باز
میكند و نگاه انسان را تا بیكرانهها پرواز میدهد.
دعا زبان عدالت خواهی است
دعا زبان عدالتخواهی انسان است. وقتی اشك در پشت پلكها بیقراری میكند و روح در
التهاب نجوی میسوزد عبد به محبوب نزدیك میشود و دل و جان تعادل مییابد و سرزمین
وجود را باران عدالت سیراب میكند.
دعا سلاح برنده است
دعا سلاح برندهای در نبرد با باطل و سیاهی است. هم جهاد اكبر است و هم جهاد اصغر،
و او را « مجاهد اكبر » گریههای هنگامة شب، همة سیاهیهای درون را میشوید و نیایشگر را
میسازد. « جهاد اصغر » پیروزمند لحظههای
دعا پرواز است
دعا پرواز است؛ حركت است؛ قیام است؛ انقلاب است. نیایشگر با نگاه اشكبار و لبان زمزمه
گر، هماره در حركت و قیام است، با هر قطرة اشك، رشتهها و زنجیرهها را میگسلد و رها و
آزاد پر میگشاید.
دعا باران رحمت است
دعا باران رحمت است اگر بردلهای پاك ببارد بوی عطرآگین برمیخیزد. دعا زینتبخش قلب
مؤمن است. دعا شمع خاموش وجود را كه از تندباد گناه و معصیت خاموش شده، شعلهور
میسازد.
٣٦
دعا
دعا ارتباط قطره است با اقیانوس؛ ذره است با بینهایت، ماده است با ملكوت اعلی
تنهای تنها شدهام!
من دختری ٢٢ ساله هستم كه زیاد اهل درد دل با كسی نیستم. تنها دوست صمیمی و نزدیكم
را نیز به تازگی از دست دادهام: چون ازدواج كرده و مثل سابق ارتباط نداریم و تنهای تنها
شدهام. از ارتباط با خداوند نیز ناامید شدم و روزهای شیرین جوانیام را با سختی و روحیهای
ضعیف میگذرانم. چرا؟ چون حاجت و خواستهای از درگاه خداوند دارم كه هر روز هر
لحظه، زندگی مرا به خود مشغول كرده و… پس چرا خداوند پاسخ نمیدهد. از خدا خواستم
اگر گناهان من مانع اجابت دعاهایم میشود. آنها را ببخشد. شما را به خدا جواب نامة مرا
بدهید و شما دیگر مرا ناامید نكنید و از این نامه سرسری نگذرید و من كم كم افسرده و كم
حرف و تنها شدم. پدر ومادر پیری هم دارم كه نمیتوانم با آنها درددل كنم. نمیدونید با چه
ذوقی منتظر عیدها مث ً لا نیمه شعبان و مبعث میشوم و با چه نیرویی دعا میكنم ولی… از
دوست بریدهام. باز هم خواهش میكنم مرا منتظر نگذارید. من به اندازة كافی در انتظار هستم
نامة مرا چاپ كنید و جواب بدهید.
قبل از هر چیز امیدواریم خداوند، دعای شما را قرین اجابت فرماید. در عین حال باید بدانید
چه بسا از » : كه گاه انسان طالب چیزی است بدون آن كه خیرش در آن باشد، قرآن میفرماید
چیزی گریزان شوید در حالی كه خیر شما در آن است و ای بسا چیزی را خواهانید در حالی
«. كه برای شما شر آفرین است
نیز در مواردی خداوند به علتهای مختلف خواستة انسان را به تأخیر میاندازد یا به گونة
دیگری اجابت میكند. همة اینها براساس حكمت و رحمت او است. بنابراین، به رحمت
خداوند امیدوار باشید و از او بخواهید آنچه خودش برایتان مصلحت میداند، مقرر فرماید.
اذا سئلك » : مسألة اجابت دعا از مسائل قطعی در همة ادیان الهی است. قرآن مجید میفرماید
به عبارت دیگر، سنت الهی بر آن تعلق « عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان
٣٧
گرفته كه برخی از امور را از طریق دعا و درخواست به انسان عنایت فرماید و این راه را برای
همة بندگان حتی كسانی كه احیانًا گناهانی دارند، بازگذاشته است. لیكن این به معنای آن
نیست كه هر بندهای هر چه به هر شكل و در هر شرایطی درخواست كند تمامًا مطابق خواست
او اجابت شود، زیرا اجابت دعا نیز امری قانونمند و ملائم با دیگر سنتهای جاری الهی در
نظام تكوین و مشروطه به شرایطی است، از جمله:
١- شرایط مناسب روحی دعاكننده از قبیل تضرع و تواضع در مقابل پرودگار
٢- به مصلحت بودن تحقق خواستة شخصدعاكننده، چرا كه در بسیاری موارد، تحقق آن
خواسته برای شخصسودمند نیست، مث ً لا رسیدن به مقام یا امكاناتی خاص چه بسا نه
تنها به نفع او نباشد بلكه ممكن است مایة دوری او از ایمان و تقوا گردد.
٣- فرا رسیدن زمان مناسب برای تحقق مطلوب، مث ً لا ممكن است فردی علاقهمند باشد
یك شخصیت علمی ممتاز گردد و تلاش علمی فراوانی كند، ولی قطعًا در اندك زمان،
تحقق آن ممكن نیست و سالها باید بگذرد تا نتیجة تلاشهای خود را به دست آورد.
٤- اخلاص در نیت و انقطاع كامل به خداوند؛ چرا كه عطایا به اندازة نیت و اخلاص
ان العطیه علی » . سرازیر میشوند. در كلام حضرت امیر (ع) در نهجالبلاغه آمده است
.« قدر النیه
٥- معقول بودن خواستة انسان
٦- اقدام برای رسیدن به نتیجه و به كارگیری سایر عوامل طبیعی از سنتهای الهی در
نظام خلقت است.
٧- از طرفی خداوند گاهی اجابت مطلوب انسان را به علتهایی كه صلاح میداند و بر ما
پوشیده است. به تأخیر میاندازد یا آن را به گونهای دیگر تبدیل میكند و در واقع به
شیوة بهتری اجابت میشود بدون آن كه ما بدانیم.
٣٨
٨- نكتة مهم دیگر این كه استجابت در آیة شریفه معنای بسیار عمیقی دارد، ولی غالبًا
برداشتهای عمومی با مفهوم شگرف آن ناسازگار است.
ما همواره خیال میكنیم كه اگر دقیقًا همان را كه ما طلب میكنیم در همان میزان و با همان
شرایطی كه میخواهیم عمل شود، دعایمان اجابت شده است. در حالی كه چه بسا همین پاسخ
نیافتن، اجابت از سوی خدا باشد. یعنی خداوند منان به طول دادن اجابت، ما را بیشتر به
حالت انابه و تضرع در درگاهش نگه میدارد و این لطف بزرگی است كه به این وسیله ارتباط
عبد با معبود حفظ میگردد و در پی آن الطاف بی شمار دیگری نصیبش میشود.
ادعونی استجب لكم، بخوانید مرا تا » : امام علی(ع) در پاسخ به این سؤال كه خداوند فرموده
پس چرا دعا میكنیم ولی دعایمان اجابت نمیشود؟ فرمود: زیرا دلهای « اجابت كنم شما را
شما هشت خیانت كرده است:
١- شما خدا را شناختید اما حق او را چنان كه بر شما واجب است ادا نكردید. بنابراین،
شناخت شما به كارتان نیامد.
٢- ایمان به رسول خدا(ص) آوردید، اما با سنت او مخالفت كردید، پس فایدة ایمان شما
چیست؟
٣- قرآن را خواندید ولی عمل نكردید.
٤- گفتید از آتش جهنم میترسید اما در هر وقت با گناهان خود بدنهای خود را آمادة
عذاب ساختید.
٥- اظهار تمایل به بهشت كردید اما كاری كه شما را از بهشت دور میكند انجام دادید.
٦- از نعمتهای خدا استفاده كرده ولی سپاسگزاری نكردید.
٧- خداوند شما را به دشمنی شیطان امر كرده، شما با زبان با او دشمنی كردید ولی در
عمل با او مخالفت نكردید.
٨- عیبهای مردم را جلوی چشم خود قرار دادید اما عیوب خود را پشت سرانداختید.
٣٩
با توجه به این امور چگونه انتظار اجابت دعا دارید! پس خودتان را اصلاح و تقوا پیشه كنید تا
دعاهای شما مستجاب شود.
مردی خدمت امیرالمؤمنین (ع) آمد و عرض كرد من خدا را میخوانم ولی اجابتی نمیبینم؟
حضرت فرمود: چون تو خدا را با صفاتی جز صفات او وصف میكنی و میخوانی. همانا دعا
چهار چیز لازم دارد و اخلاصباطنی، حضور قلب، شناخت وسیله و انصاف داشتن
درخواسته. آیا تو با آگاهی از این چهار نكته دعا میكنی؟ عرضكرد: خیر. حضرت فرمود پس
آنها را بشناس و با توجه به این نكات دعا كن تا مستجاب شود.
در هر حال آرزو داریم خدا دعای شما را مستجاب كند. ما نیز دعا گوی شما هستیم، لیكن
همواره خود نیز حالت دعا و تضرع و انابه و همچنین جهاد و تلاش عملی در راه نیل به
مقصود را از دست ندهید و از خدا بخواهید آنچه خیر واقعی است مقدر فرماید.
در پایان توجهتان را به توصیهها و راهكارهای زیر جلب میكنیم:
الف) به صرف این كه استجابت دعایتان به تأخیر افتاده، ارتباطتان را با خداوند متعال قطع
نكنید، بلكه بر آن اصرار بورزید كه خداوند اصرار بندة خود نسبت به خواستهاش را دوست
دارد. مطمئنًا اگر به صلاح شما باشد به شما عطا خواهد كرد. پس از دعا كردن و اصرار
ورزیدن برخواستة خود هرگز خسته نشوید.
ب) اگر با دوستتان به خاطر ازدواجی كه كرده است ارتباط چندانی ندارید یا اص ً لا هیچ
رابطهای ندارید، بهتر آن است بلكه ضرورت دارد با دیگران كه شایستة دوستی هستند طرح
دوستی بریزید و از این تنهایی بیرون آیید و در صورت لزوم و در برخی مواقع با آنها درد دل
و گفت و گو كنید، زیرا از نشانههای انسان موفق، داشتن دوستان صمیمی است.
نداشتن دوست و تنها ماندن و قطع ارتباط با دیگران تأثیرمنفی عمیقی در روح انسان میگذارد
و به تدریج به دوری گزیدن از اجتماع میانجامد كه خود منشأ برخی مشكلات دیگر است.
بنابراین، با انتخاب دوستان صمیمی كه از روحیة اجتماعی و شاد و بانشاطی برخوردارند و
ایجاد ارتباط عاطفی با آنها و گفت و گو كردن در بارة مسائل مختلف به تخلیة هیجانی خود
بپردازید تا از حالت تنهایی و جدا بودن از افراد بیرون آیید. این نكته هم مورد سفارش و
٤٠
توصیة رهبران دینی و ائمة اطهار(ع) است وهم روانشناسان و دانشمندان جدید به اهمیت آن
پی بردهاند.
مؤمن باید » : برای تأكید بر این مطلب، همین سخن بس كه امام كاظم (ع) در روایتی میفرماید
اوقات خود را به ٤ بخش تقسیم كند: بخشی را به مناجات با خداوند، بخشی دیگر را به امرار
معاش و كار كردن، بخش سوم را به بهرهمند شدن از حلالهای مادی و استراحت و تفریح…
پس از داشتن «. و بخش چهارم را به ارتباط با دوستان و آشنایان و گفت و گو با آنها بگذارند
ارتباط با دوستان شاد و اجتماعی و در عین حال متدین و مذهبی غفلت نكنید.
ج) حتی المقدور در یك جای خلوت و به مدت زیاد تنها نمانید و سعی كنید با یك
برنامهریزی حساب شده اوقات شبانهروز خود را پر كنید. حتی برای مطالعه كردن در اتاق تنها
نباشید و به سالن مطالعة كتابخانه بروید.
د) در برنامههای شاد و پرتحرك ورزشی، علمی، مذهبی و… كه با مشاركت و حضور دیگران
انجام میشود، شركت فعال داشته باشید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1391/09/29 :: نویسنده : حسین
نزدیك ترین نقطه به خدا
نزدیك ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست . نزدیك ترین مكان به خدا نزدیك
ترین لحظه به اوست ، وقتی حضورش را درست توی قلبت حس می كنی ، آن قدر نزدیك
است كه نفست از شوق و التهاب بند می آید . این احساس آن قدر هیجان انگیز است كه با
هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست . تجربه ای كه باید طعمش را چشید .
نزدیک ترین لحظه به خدا
اغلب درست همان لحظه كه گمان می كنی در برهوت تنها ماندی ، درست همان جا كه
دلت سخت می خواهد او با تو حرف بزند ، همان لحظه كه آرزو داری دستان پرمهرش را
بر سرت بكشد ، همان لحظة نورانی كه از شوق این معجزه دلت می خواهد تا آخر دنیا از
ته دل و با كل وجودت اشك شوق شوی و تا آخرین ذرة وجود بباری نزدیک ترین لحظه
به خداست. نزدیك ترین لحظه به خدا می تواند در دل تاریك ترین شب عمر تو رخ دهد ،
یا در اوج بزرگ ترین شادی دلخواسته ات نزدیک ترین لحظه به خدا می تواند درست
همین حالا باشد.
دعا ، صمیمانه ترین محاورة شخصی با خداست
قلب آدمی در دعا می تواند از همة چیزهای دنیوی پاك شود و مطابق با آن سخنی كه می گوید
از لحاظ روحی اعتلا پیدا كند . دعا صمیمانه ترین محاورة شخصی با خداست كه تنها هنگامی
اجابت خواهد شد كه قلب آدمی حالت خشوع پیدا كرده باشد . البته نخستین وظیفة یك بنده
طبیعتًا آن است كه به خداوندگار خود با وفاداری خدمت كند ، و پیوسته و با دّقت تمام مراقب
آن باشد كه هر چه خواستة اوست به انجام برساند .
٢
روح خود را تطهیر كنید « آه پروردگارا » با ندای
واضح است كه دیر یا زود همة ما از این كرة خاكی چشم بربسته و در بستر مرموز خاك
خواهیم غنود . پیش از آن كه چشمان ما برای آخرین بار نمودی را ببیند و پلك روی هم گذارد و
پیش از آن كه لبهای ما آخرین سخن خود را بگوید و بسته شود بیایید ببینیم در مقابل سكه های
پر ارزش عمر كه لحظه به لحظه از دست می دهیم چه كالائی را در بازار پر هیاهوی زندگانی
دریافت می كنیم . بیایید اشارتهای طلایی این فضای بی حد و كران را ندیده نگیریم آنان ما را
برای همكاری با خود در نیایش با خداوند بزرگ دعوت می كنند . لحظاتی دیدگان خود را بر افق
بی پایان ، فضا بدوزیم ما هم انگشتان محّقر خود را برای اجابت به اشارتهای موجودات این سپهر
روح خدا را تطهیر كنیم. « آه پروردگارا » نیلگون به آسمان بلند كنیم و لبی حركت دهیم و با ندای
خدا شنوای همیشگی درد دلهای ماست
در نزد خدا زانو نمی بزنید و با او به راز و نیاز بپردازید جز خدا محرمی نیست كه به حرفتان
گوش بدهد . اگر دقایقی را به دعا و راز و نیاز با خدای خود بگذرانید آیا احساس نمی كنید
آرامش یافته اید ؟ یك مشاور مطمئن و رایگان بهترین موهبتی است كه هر كس می تواند داشته
باشد . عبادت و نیایش و ایمان قوی به مذهب ، بیش از نیمی از نگرانیهای ما را برطرف می سازد
٠٠٠ اگر مذهبی در كار نباشد زندگی پوچ است .
با دعا ، آدمی شریكی برای غمهای خود می یابد
توسل به خدا و دعا و نیایش سه اصل روان شناسی را كه همه ، چه مشرك و چه دیندار و
خداشناس به آن نیازمندند در انسان زنده می كند :
١- دعا و نیایش به ما كمك می كند تا ناراحتی ها و گرفتاریها را هنگام دعا بر زبان آوریم و آنها
را حل كنیم .
٣
٢- بر اثر نیایش احساس می كنیم شریكی برای غم خود یافته ایم و تنها نیستیم . خیلی كم
هستند كسانی كه به تنهایی بتوانند مشكلات خود را تحمل كنند .
٣- به هنگام دعا، نگرانیها فراموش خواهد شد و یا حداقل تحمل آنها آسانتر می شود
دعا قدرتمندترین صورت انرژی است
دعا قدرتمندترین صورت انرژی و عظیم ترین نیروی دنیاست كه نباید بلااستفاده بماند . برای
دعا نیازی نیست به مكان خاصی برویم زیرا خدا در همة اوقات و در همه جا با ماست ، فقط
لازم است دعا از قلبی مالامال از عشق برخیزد ، دنیای بیرون را كنار بگذاریم و به عشق و مهر
خدا بیندیشیم . دعا با صحبت كردن با خدا شروع می شود ، اما زمانی كه ساكت می شویم ، خدا
با ما سخن می گوید ، و تا زمانی كه به صدای خدا گوش نداده ایم در راه دعا چندان پیش نرفته
ایم .
خود را در آغوش خدا بیندازید
اگر نگران چیزی هستید ، آن را به خدا بسپارید و رهایش كنید اگر احساس تنهایی می كنید و
یا فكر می كنید زندگی تان با كاستی های بسیار می گذرد ، همه را به خدا بگویید تا خدا شما را
در آغوش پرمهرش بگیرد . وقتی همه چیز را به او می سپارید ؛ آرام باشید تا پاسخ را دریافت
كنید . و مطمئن باشید همة فشارها ، كدورت ها ، تنهایی ها ، تنگناها ناپدید خواهند شد ، و شما
را از بند رنج و گناه نجات خواهد داد و بارهایتان را سبك خواهد كرد و قلب های بی قرارتان را
آرامش خواهد بخشید . هرگاه كه رنجی فرا می رسد یا به مشكلی برخورد می كنید نخست دعا
خدایا من به تو و قانون عدالت تو توكل می كنم ، و به تو اعتماد می كنم تا آرام جان » : كنید
و سپس بگویید : خدایا درس من از این رنج چیست ؟ این مشكل چه درسی را می « . گیرم
خواهد به من بدهد ؟ و با ایمان كامل منتظر پاسخ خدا باشید . و دعا كنید تا از آزمایش خدا ، كه
از لطف او سرچشمه می گیرد سربلند و پیروز بیرون بیایید . زیرا دعا می تواند معجزه كند و
زندگی ما را تغییر دهد و همة امور را به شكلی مثبت دگرگون كند .
دعا بزرگ ترین پناه در برابر نگرانی است
دعا بزرگ ترین پناه در برابر نگرانی و تشویش است و ما چقدر از نیروهایمان را به دلیل نگران
شدن در بارة چیزهای كه برایمان اتفاق نیفتاده یا ممكن است در آینده اتفاق بیفتد هدر می دهیم و
٤
برای هر مسالة كوچكی به راحتی آشفته می شویم و كسانی را كه برایمان عزیز هستند از خود می
رنجانیم ، در صورتی كه باید به خدا كه وجودش سراسر لطف و رحمت است رو كنیم و با دعا
كردن همة بارها و نگرانی هایمان را به دست او بسپاریم و با روحیة تسلیم و اطمینان به خدا كه
منبع تندرستی ، آرامش ، شادی و بركت است ؛ سرور و هماهنگی را به زندگی مان دعوت كنیم .
زیرا خدا از همة نیازهای ما آگاه است و هرگز در اجابت كردن آن ها كوتاهی نمی كند .
تاخیرهای خدا در برآوردن حاجات به معنای رحمت و لطف بی كرانش به ما است و نباید
احساس كنیم كه خدا دوستمان ندارد و یا به ما اهمیتی نمی دهد .
از دعا بس كارها برمیآید
در بارة قدرت دعا بسیار گفتهاند دعا عمیقًا ساده است و به سادگی عمیق! یکی از دانشمندان
دعا سبب « دعا همه چیز را عوضمیكند » : عارفی میگوید « از دعا بسی كارها برآید » : میگوید
میشود روال امور تغییر یابد و به راه دلخواه بیفتد. ابدًا فرقی نمیكند كه در چه مشكلی گیر
كردهاید یا علت مشكلتان چه بوده است دعا شما را از مشكلتان بیرون میآورد مطمئن باشید اگر
در دعا مصر باشید كافی است.
دعا میتواند سرنوشت ما را تغییر دهد
غالب مردم راه و رسم دعا كردن را نمیدانند فقط چند كلامی را بر زبان جاری میسازند گاهًا
وقوفی نسبت به آن ندارند. این چنین دعایی طبعًا برآورده نخواهد شد بلكه باید چنان دعا كنید كه
گویی همین الان امر شما اجابت میگردد دعا میتواند سرنوشت ما را تغییر دهد.
در دعا به بزرگی پروردگار توجه كنید
به بزرگی خواست خود توجه نكنید به بزرگی پروردگار و وجود خود توجه نمائید. بدون شك او
قادر مطلق است و نیروی او همه جانبه است و بر درخواست شما واقف. از او بخواهید او
پیرامون شماست.
در هنگام دعا شرایط منفی را در خود پرورش ندهید و لحظهای بر افکار منفی متمركز نشوید و
نگویید كه این خواسته اجابت نمی شود. بین گفتار و عملتان فاصلهای نیندازید، دعا زمانی
برآورده میگردد كه ما ذهنًا اجابت آنرا پذیرفته باشیم.
٥
نیروی نهفته در دعا
بی شك در مسیر رشد و كمال ، روح و قوی ساختن آن از مهم ترین مسایلی است كه باید به
آن توجه كرد ؛ زیرا پایه و زیربنای وجود انسان را تشكیل می دهد . به همین خاطر قبل از هر
چیز روح انسان باید تغذیه و تقویت گردد و این تغذیه و پرورش روحانی را دعا و مناجات بهتر
از هر چیز دیگری تأمین می كند . دعا كلید اتصال به عظیم ترین منابع انرژی و قدرت است ، دعا
واسطه ای است كه قلب ما را به مركز فیضو قدرت الهی متصل می كند . این اتصال و ارتباط
هر چه محكم تر و با توجه و تمركز بیشتر صورت گیرد جریان نیروی الهی در وجود ما بیشتر
خواهد بود.
دعا کلید اتصال به عظیم ترین منابع انرژی و قدرت است
نامه ای از یك خانم به دستم رسید به این مضمون:
من سه سال است كه ازدواج كرده ام و هنوز فرزندی ندارم.به پزشكان مراجعه كردم و بعد از
آزمایش های بسیار به من گفتند نمی توانم بچه دار شوم زیرا رحم من كوچك است و به علاوه
منفی هستم.همسرم اعتراضی به وضع موجود نداشت ولی از پای ننشستم و A دارای گروه خونی
پس از مراجعه های مكرر به پزشكان،به خود گفتم كه خداوند از همة آنها داناتر است.به خانه
رفتم و تصویر دختر بچة زیبایی را كه برای تبلیغ غذای كودك چاپ شده بود مقابلم گذاشتم و از
خداوند طلب فرزند كردم.هر روز هنگام دعا می گفتم:خداوندا،من آرزومند فرزندی هستم ،اراده
بفرما كه به آرزویم برسم.چند ماهی نگذشته بود كه باردار شدم .نزد پزشك رفتم و در مقابل
خبری كه به او دادم دكتر و خانم همكارش خندیدند و باورشان نشد.سرانجام در مقابل قاطعیت
من ،تسلیم شدند و دست به آزمایشهای لازم زدند وحیرت زده شدند.به آنها گفتم این فرزند را
من از خدا طلب كردم.به من گفتند كه این بچه بیش از یك ماه در رحم دوام نخواهد آورد وقتی
ماههای بعد به آنان مراجعه كردم سقط كودك را حداكثر تا هفت ماهگی مسلم دانستند.اكنون
دختر من بانویی است كه همسر و دو فرزند دارد و هیچ كدام گرفتار گروه خونی و مشكلات
جسمی من نیستند.
بعضی ها در مقابل مشكلات ،فورًا تسلیم می شوند و عده ای پس از مدتی پایداری، خسته می
شوند و جمعی دیگر با ایمان و پشتكار تا حصول نتیجه ادامه می دهند.
٦
گفتگو با خدا
به رویا، با خدایم، گفتوگو كردم! به سوی خالق و معبود خود، جانانه، رو كردم، توكل هم،
به او كردم! به او گفتم: خداوندا! چه پیغامی تو داری، تا برای دیگران، رویای خود را، باز گویم
من؟ خدا، آرام، پاسخ گفت: بدانند و بیاموزند، عشق، جبری نیست! قیاسی نیست بین مردمان، در
جایگاه عشق! و قلب مردمان، بسیار حساس است! مبادا! لحظهای، زخمی، فورد آرند برقلبی! كه
طولانی شود، آن التیامی را، كه میخواهند! این دل، سخت، حساس است! لطیف و ترد، همچون
شاخة یاس است! بیاموزند: ثروتمند، آن كس نیست كه، انبان زر دارد! بیاموزند: ثروتمند، آنكس
شد، كه در دنیا، نیازش كمترین باشد! توانایی، همین باشد! و راز زندگانی هم، همین باشد!
بیاموزند: نقطه، پیش چشم هر كسی، شكلی دگر دارد! نگاه هر دو انسان، در جهان، مانند هم؟
هرگز! بیاموزند: كافی نیست، تنها، بگذرند از دیگران و بخشش خود را، بیان دارند! بیاموزند: خود
را هم ببخشند و پس از آن، دل، آسوده میماند! سكوتی، دلنشینتر بود، رویا، همچنان، زیبا!
سپاس خویش را، من با خدایم، با صمیمیت، بیان كردم! و پرسیدم كه: آیا هست چیزی كه، بیان
دارید؟ خدا، لبخند زد! گویی، گلی، در آسمان سینهام بشكفت! و پاسخ گفت: فقط، این را، به یاد
آرند، من در هر كجا، هستم!
خدایا دعا كردن را به من بیاموز
آیا كسی هست كه قلب های بی قرار ما را آرامش بخشد ؟ آیا كسی هست كه پریشانی
روحمان را بزداید و ما را چو نسیم كوهساران سبكبال و با طراوت سازد ؟ بسیاری از ما می
كوشیم كه بار همة مشكلاتمان را به تنهایی تحمل كنیم و چاره ای برای آن ها بیابیم . همین امروز
این بارها را فرو افكنید ، آن ها را به خدا بسپارید و مشكلات خود را فقط به خدا بگویید و
صمیمانه دعا كنید تا چاره ای پیدا كنید و ایمان داشته باشید كه خداوند شما را تنها نخواهد
گذاشت . زیرا خدا چاره ساز و عقل كل است . به هنگام شروع روزی نو و هر شب قبل از
خواب ؛ به درگاه خدای مهربان دعا كنید و سكان زندگی خود را به دست های ایمن او بسپارید
تا هر طوری كه صلاح می داند شما را هدایت كند . در طی روز و به هنگام انجام كارهایتان در
٧
سكوت ، تنها به محبت خدا بیندیشید و همة نگرانی ها ، تشویش ها و مسایل را بر دامان خدا
بگذارید ، اگر از كاری كه كرده اید یا حرفی كه زده اید احساس گناه می كنید ، اگر كسی را
رنجانده اید ؛ این ها را در سكوت به خدا بگویید و از او طلب بخشایش كنید .
دعا و نفرین
دنیا یا زندگی یا هستی یا هر چه كه می خواهی اسمش را بگذاری و الان مقابل من و تو
قرار دارد چیزی نیست جز جریانی از میلیاردها پیام خواستن و نخواستن كه به شكل دعا و
نفرین از زبان تك تك موجودات عالم به سوی ناشناختنی ( خداوند ) ارسال می شود .
چشم می خواهد ببیند و گوش می خواهد بشنود . چشم دعای دیدن می كند و گوش دعای
شنیدن ! و در نتیجه چشم مامور دیدن می شود و گوش مامور شنیدن ! اما با همین چشم
هم می توان شنید ! با همین چشم هم می توان لمس كرد و با همین چشم هم می توان
چشید ! اما چشم ما چنین دعایی را به سوی كاینات ارسال نكرده است . دنیا جریانی است
از میلیون ها میلیون دستور خواستن و نخواستن ! گل می خواهد از زیر خاك سر بیرون زند
و جلوه گری كند . پس این خواهش فی الفور برآورده می شود .
هفت مرحله موثر برای اجابت دعا
١-چیزهایی را كه از خداوند می خواهید مشخصكنید :
خیلی اوقات ما در هنگام دعا كردن نمی دانیم چه می خواهیم . اگر از اكثر مردم بپرسید برای چه
چیز دعا می كنند ، معمو ً لا جواب می دهند : نمی دانیم . اگر شما به یك سوپر ماركت بروید و
چرخ دستی را به این طرف و آن طرف هدایت كنید ، بدون اینكه چیزی بخرید مردم فكر می
كنند شما مشكلی دارید . اما اگر یك پسر بچه را برای خرید چیزهایی مشخصی بفرستید و او
همان چیزها را بخرد ، به نظر آدم معقولی می رسد . در مورد دعا كردن هم این موضوع صدق می
كند . دو یا سه دقیقه دعا كردن با هدف بهتر از دو یا چند ساعت دعا كردن بدون هدف است ،
باید كام ً لا مشخصكنیم كه از خدا چه می خواهیم و برای به دست آوردن آن مصمم باشیم .
٢-با کلمات خداوند غنی شوید و سپس دعا کنید
٨
اگر می خواهید در نیایش های روزمره به موفقیت برسید باید خواندن قرآن یعنی كلمات خداوند
در اولویت قرار گیرند . وقتی با كلمات خداوند غنی شویم ، این سخنان در باطن ما جایگزین می
شوند ، و هر وقت لازم شد آن ها را به كار می بریم . به طور مثال وقتی شیطان سعی می كند ما
را در مورد خداوند دچار شك و تردید كند و از چیزهایی كه می خواهیم محروم سازد ، در
خصوصهدایت ، سخنان خداوند را در مورد موفقیت های گوناگون بررسی كنید . كلمات او به
طور آشكارا علاقة او را به ما نشان می دهد . اگر خواستة ما بر خلاف وعدة خداوند باشد ، نباید
برای آن اصرار بورزیم . نباید چیزی را از خداوند طلب كنیم كه آن را برای ما جایز نمی داند . به
بیان دیگر وقتی كه برای چیزهایی كه خداوند وعدة آن ها را به ما داده است دعا می كنیم مطمئن
هستیم كه خواستة ما را اجابت می كند . در واقع كلمات خداوند است كه ایمان را قوی می سازد
.
٣-نیازهای خود را از خداوند طلب كنید :
خداوند می داند ما چه خواسته هایی داریم اما می خواهد ما آن ها را به زبان آوریم و از او
درخواست كمك كنیم .
٤-مطمئن باشید آن چه را می خواهید دریافت می كنید :
هنگام دعا ایمان داشته باشید آن چه را كه می خواهید به شما عطا می شود . قبل از هر چیز تصور
كنید آن خواسته در زمان حال برآورده شده است . وقتی نیایش می كنید ، باور داشته باشید كه
طلب خود را دریافت خواهید كرد .
٥-نسبت به اجابت دعایتان شك نكنید :
هرگز تصویر ذهنی شكست را برای خود مجسم نكنید و برای یك لحظه هم فكر نكنید كه
دعایتان اجابت نمی شود . اگر شك و تردید ادامه پیدا كند ، افكار مثبت تخریب می شوند .
ذهنتان را به روی گرفتن جواب متمركز كنید . شك و تردید مختصشیطان است پس در برابر او
مقاومت كنید ، در این صورت ناپدید خواهد شد . هر چیزی كه شما را به هدف نمی رساند از
بین ببرید .
٦-در مورد وعده های داده شده تفكر كنید :
وعده هایی را كه بر مبنای آن دعاهایتان اجابت می شود مرتبًا در سر بپرورانید . خود را در حالت
استجابت دعا مشاهده كنید . اگر طبق آن عمل كنید رحمت خداوند شامل حالتان خواهد شد اگر
٩
به « من صدای شما را می شنوم و دعایتان را اجابت می كنم » سخنان خداوند را كه می فرماید
یاد داشته باشید ، مطمئنًا خود را در اجابت دعایتان می بینید و اگر غیر از این باشد سخنان
خداوند را فراموش كرده اید .
٧-خداوند را ستایش كنید :
بعد از نیایش كردن باید از خداوند به خاطر اجابت دعایتان تشكر كنید . آخرین مرحله برای
گرفتن جواب این است كه قلب خود را به طور مستمر برای سپاسگزاری و ستایش به خداوند
نزدیك كنید . شما می توانید با راز و نیاز ایمان خود را قوی كنید و با سخنان اعتقادی، قلب را از
شكست دور و به سوی پیروزی هدایت كنید . شكست را نپذیرید . وعدة خداوند را فراموش
نكنید كه همه چیز متعلق به شماست و به شما خواهد رسید بنابراین آن را بپذیرید كه به واقعیت
تبدیل خواهد شد .
دعای یك انسان با ایمان
خداوندا ، مرا شایسته آن كن
تا به همنوعانم كه در سراسر دنیا
در فقر و گرسنگی به دنیا می آیند و میمیرند ؛
خدمت كنم .
خدایا ، مرا معبر آرامش كن ؛
تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاری سازم .
تا آنجا كه خطا هست ، بخشایش بگسترم .
آنجا كه جدایی هست ، وصل بیافرینم .
آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقیقت بیاورم .
آنجا كه تردید هست ، ایمان بنا كنم .
آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم .
و آنجا كه اندوه هست ، شادی منتشر كنم .
خدایا ، مرا موهبت آن اعطا كن تا بجای آسودن ،
به دیگران آسایش بخشم .
و بجای آنكه دیگران دركم كنند ، دركشان كنم .
١٠
و بجای آنكه عشق دریافت كنم ، عشق بورزم .
زیرا با فراموش كردن خویش است كه می توان به هر چیز رسید .
با بخشایش است كه بخشوده می شویم .
و با مردن است كه زندگی ابدی می یابیم .
دعاهای تنهایی
خدایا !
ذهنم پریشان است ،
قلبم بی قرار است ،
افكارم شوریده اند و درمانده ام .
پس رشتة زندگی ام را
به دست های امن تو می سپارم
آن گاه توفان می خوابد
و آرامش بر من ، حكمفرما می شود .
سه نقطه ضعف در دعا
هر چه را كه » خیلی چیزها از دعا ساخته شده است كه دنیا حتی خوابش را نمی تواند ببیند
برای رسیدن به . « دعا كنید و بطلبید بدانید كه به آن خواهید رسید و به شما داده خواهد شد
هدف باید طوری فكر كنیم كه معتقد شویم چیزی را كه به وسیلة دعا طلب می كنیم هم اكنون به
آن رسیده ایم نه این كه در آینده به آن خواهیم رسید . باید اطمینان كامل داشته باشیم . وضع
ذهنی ایمانمان در بارة چیزی كه راجع به آن دعا می كنیم بایستی طوری باشد كه در بارة سایر
فعالیت های زندگی به كار می رود . یعنی آنچنان ذهنیتی در دعا به كار رود كه در عمل به كار
می رود . در طرز انجام دعا سه نقطه ضعف وجود دارد . اول این كه : اثر ایمان را در دعا نادیده
گرفته و درك نمی كنیم ، در حالیكه ایمان به منزلة راهرو و مجرایی است كه اعمال خدایی در آن
جریان می یابد . در حقیقت اگر نتوانیم مقصودمان را از طریق این مجرا به خدا عرضه كنیم ،
انتظار چه جوابی را می توانیم داشته باشیم ؟ دوم اینكه : تصور می كنیم مدتی طول می كشد تا
جواب دعاهای ما از جانب خداوند داده شود . در حالی كه دعای ما سر وقت و به طرز معجزه
١١
آسایی می تواند به نتیجه برسد . سوم اینكه : خیال می كنیم كه خدا اص ً لا جوابی به دعای ما نمی
«. باور كنید كه استدعای شما برآورده شده و یقینًا به آن خواهید رسید » دهد ، در حالیكه
اگر دعایی مستجاب نشد قطعًا نقصی در خود ما وجود داشته كه از همه مهمتر فقدان ایمان است.
پروردگار سخن می گوید و ما باید گوش فرا دهیم
این پروردگار است كه با تو سخن می گوید . امروز من و فرشتگانم به تمام مسایل تو رسیدگی
می كنیم . ما به كمك تو نیازی نداریم . پس بیاسای و آرام باش و روزی شگفت انگیز برای خود
به تصویر بكش . و به خاطر داشته باش كه من ، تو را عاشقانه دوست دارم . به زودی زود دگر
بار ، با تو سخن خواهم گفت .
دوست تو پروردگار
با عشق دعا كن !
اگر با كلمات دعا می كنی ، واژه هایت را از عشق پر كن و آن ها را از اعماق قلبت برای خدا »
بازگو كن . وقتی دعا می كنی از ته دل با وی سخن بگو . به پروردگارت نشان بده كه حاضری
تمام وجودت را به پایش قربانی كنی . راحت و ساده سخن بگو و بگذار تا قلبت هر چه را كه
می خواهد به حضرت دوست بگوید . آن كلماتی كه از ژرفای دل بیرون می آیند ، باعث جلای
روحت می شوند و شور و شوق می آفرینند . هر گاه كه دعا می خوانی ، روی هر كلمه مكثی كن
و معنای آن را با هر نفس به درون قلبت بفرست و این كلمات را تمام روز در دلت نگاه دار ، این
« . واژه های میهمان دلت ، آرامش و اطمینان را برایت به ارمغان خواهند آورد
به خاطر داشته باش كه در مسیر عشق ورزیدن به من ، به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی
رسید .
گفت و گو با ناشناختنی
١.شما معمو ً لا چگونه دعا می كنید ؟ آیا در گفت و گو با خداوند از جملات خاصی استفاده
می كنید یا این كه این ارتباط و گفت و گو را به زمان و مكان خاصی محدود می سازید ؟
٢. توجه به چند نكته زیر می تواند در دعا كردن مؤثر باشد .
٣.هنگام دعا ابتدا مدتی را به سكوت بگذرانیم تا جسم و روح ما آرام و آسوده گردد و سعی كنیم
تا تمام ذهن خود را به سوی خداوند معطوف نماییم .
١٢
٤.خداوند ، عزیزترین و صمیمی ترین دوست ماست ، پس با او به زبان عشق و با زبانی ساده و
راحت سخن بگوییم .
٥. در دعاهای خویش همیشه خداوند را در نظر بگیریم و بدانیم آن چه او برای ما مقدر می
سازد عین خیر و صلاح ماست .
٦. معمو ً لا پاسخ خداوند در مقابل دعاهای ما به چهار گونه است : پاسخ مثبت یعنی آن را اجابت
می كند  پاسخ منفی  منتظر باش  چیز بهتری برای تو وجود دارد .
٧. هیچ گاه فكر نكنید چون آلوده به گناه هستید نمی توانید با خداوند گفت و گو كنید ، در هر
حال كه باشید می توانید از خداوند طلب مغفرت و كمك نمایید .
٨. رابطة خداوند با بندگانش مانند رابطة مادر و كودك است . زمانی كه كودك در اثر بازی لباس
های خود را كثیف می كند به محضدرخواست كمك ، مادر به یاری اش می شتابد .
٩. اگر می خواهید دعاهای شما اجابت شود ، نفرت ، خشم و كینه را كنار بگذارید و اجازه دهید
درهای قلب شما گشوده شود .
١٠ . برای كسانی كه با شما بد رفتاری كرده اند دعا كنید و از خداوند برایشان آمرزش و مغفرت
طلب نمایید .
١١ . استمرار و مداومت در دعا كردن را هرگز فراموش نكنید و سعی نمایید در هر حالتی با خالق
خود گفت و گو كنید .
١٢ .دوست عزیز فراموش نكنیم بهترین زمان برای دعا اكنون است و بهترین مكان همین جاست .
امید است كه خداوند توان درك پیام های معنوی را به ما عطا فرماید .
برنامه ریزی به همراه دعا و تلاش مساوی است با رسیدن به هدف
یكی از ویژگی های هر انسان موفق ، نظم است . قبل از اینكه گام بردارید برنامه ریزی كنید .
یك دقیقه برنامه ریزی باعث صرفه جویی در سه چهار دقیقه كار می » : یكی از بزرگان می گوید
شما می توانید این سه چهار دقیقه را در طول روز ، ماه ، سال و عمر خود حساب كنید . ». شود
یك انسان كامل زمانی را برای برنامه ریزی در نظر می گیرد . او مطمئن است كه زندگی فقط
برای امروز نیست بلكه زندگی او روی آیندگان نیز تأثیر شگرفی خواهد گذاشت .
١٣
یكی از دوستان به من نوشت : آنچه را كه می خواهم فردا انجام دهم روی كاغذ یادداشت می
كنم . چه لیست بلند و بالایی ! عجب احساسی به آدم دست می دهد ! احساس می كنم كه همین
الان نصف آنها را انجام داده ام ، واقعًا كه نصف آنها را انجام داده اید .
پس از برنامه ریزی برای هدفتان به برنامه ای كه طرح كرده اید عمل كنید . برنامة من از دو
قسمت تسكیل می شود: ١- دعا ونیایش ٢- تلاش و كوشش
دعا مهمترین کار در آغاز هر پروژه است
دعا مهمترین كار در آغاز هر پروژه است، وقتی هرصبح از خدا می خواهم كه مرا راهنمایی كند،
به آرزویم اعتقاد قلبی دارم و او هم جوابم را می دهد . او تا به حال چندین و چند بار جوابم را
هفتاد سال به ما » : داده است . حضرت داوود یكبار دست به درگاه خداوند بلند كرد و فرمود
عطا كردی . خدایا به ما بیاموز كه قدر روزهایمان را بدانیم و برای آنها ارزش قائل شویم . به ما
كمك كن كه لحظة لحظة عمرمان مفید و سودمند باشد .
اگر تا به حال دعا نكرده اید هنوز هم دیر نشده است . اگر می خواهید از كارتان نتیجه گیری
كنید ولی نمی توانید قسمتهای مختلف را یكجا به هم ربط دهید از خدا كمك بخواهید . حتی اگر
فرصت سخن راندن ندارید و نمی توانید بیشتر از یك كلمه به زبان آورید ساكت ننشینید و از ته
او صدایتان را می شنود . « كمك »: قلب به او بگویید
مرحلة دوم برنامة من از تلاش و كوشش تشكیل شده است . هدف من تعالی است و تعالی بدون
تلاش و تمرین و كوشش صورت نمی گیرد .
١٤
شاید باور نكنید ولی تنها راه برای فرار از خستگی و تنها راه برای رسیدن به پیروزی تلاش و
كوشش است . توماس ادیسون گفت : من هیچ كار مهمی را بر حسب اتفاق انجام نداده ام . هیچ
یك از اختراعات من محصول اتفاق نیست هرآنچه دارم محصول كار و كوشش است .
درگاه خداوند را فراموش نكنید
روانشناسان ، امروز به این نتیجه رسیده اند كه توجه به خدا و نماز و دعا ، موجب رفع بسیاری
از گرفتاریها و درمان امراض می گردد . بسیاری از مرضها در محیطهایی كه دعا و نیایش در آن
وجود دارد ، رخنه نمی كند . آنها از درمان بیمارانی كه مأیوس و نومیدند و قدرت تطبیق و
سازگاری اجتماعی را از دست داده اند ، درمانده می شوند ، از این رو ، به این بیماران توصیه می
كنند كه به معابد رفته و دعا و نیایش كنند ، زیرا روح بی قرار و متلاطم سرانجام باید به چیزی
دل بندد و به اصل و مبدأ تعّلق گیرد . در غیر این صورت زندگی بر او سخت و در كامش تلخ و
غیر قابل تحمل خواهد بود .
دعا نیروی تحمل غمها و مصائب را بالا می برد
الكسیس كارل در مطالعات و نوشته های خود برای معالجة یأس های ناشی از تمدن جدید ،
دعا و نیایش ، به آدمی نیروی تحمّل غمها و مصائب را می بخشد و هنگامی كه » : می گوید
كلمات منطقی برای امیدواری ، نمی توان یافت ، انسان را امیدوار می كند و قدرت ایستادگی در
برابر حوادث بزرگ به او می دهد .
١٥
دعا آدمی را در حضور خدا قرار می دهد
اگر صمیمانه به دعا و نماز بپردازید ، خواهید دید كه زندگی شما » : الكسیس كارل می نویسد
به صورت عمیق و مشهودی تغییر خواهد كرد . باید بگوییم كه دعا فعالیتی است كه برای تكامل
صحیح شخصیت و تمامیّت عالیترین ملكات انسانی ضرورت دارد . تنها در دعا و نماز است كه
هماهنگی بدن و فكر و روح حاصل می شود كه به آدمی  كه همچون نی شكننده ای است
نیرومندی و استقامت بیرون از حد ت ّ صور می بخشد . دعا و نماز علمی است كه آدمی را در
حضور خدا قرار می دهد . مردی روستایی در آخرین صفت نماز ، در یك مسجد ، تنها نشسته
به او نگاه می كنم و او به « : او در جواب گفت « ؟ منتظر چه هستید » : بود ، كسی از او پرسید
من نگاه می كند.آدمی دعا می كند كه نه تنها خدا به یاد او باشد ، بلكه او خود نیز به یاد خدا
. « باشد
با دعا خداوند در قلب آدمی وارد می شود
انسان همانند اكسیژن و آب به خدا نیاز دارد . از راه نیایش است كه انسان به خدا می رسد و »
« خداوند در قلب آدمی وارد می شود . نیایش برای رشد غایی ما ضروری می نماید
آدمی با دعا خود را به خدا می سپارد
نیایشهایی كه چون توده هایی از ابر ، از زمین به سوی آسمان بالا می روند از یكدیگر همانند
شخصیت نیایشگران متفاوتند ولی با همة فرقها ، همگی بر دو پایه قرار دارند : نیاز و عشق
.نیایش در عالیترین شكل خود نیایش از مرحلة خواستن فراتر می رود . آدمی در برابر آفرینندة
جهان و با فروتنی ، سر فرود می آورد ، نشان می دهد كه او را دوست دارد ، به داده هایش
سپاس می گوید ، خود را به او می سپارد و تسلیم ارادة او می گردد .
١٦
دعا برای آدمی آرامش روحی می آورد
دكتر دیل كارنگی می گوید :
چرا موقعی كه مشكلات ، نیروی ما را نابود می كند و یا حوادث اراده های ما را ریشه كن می »
گرداند و بیشتر اوقات آن قدر در یأس فرو می رویم كه خدا را هم فراموش می كنیم ، به خود
نمی آییم و آن قدر صبر می كنیم كه یأس بر ما پیروز می شود ؟ و چرا همه روزه ، نیروهای خود
را با نماز ، حمد و دعا تقویت نمی كنیم ؟! امروز جدیدترین علم یعنی روان پزشكی همان
چیزهایی را تعلیم می دهد كه پیامبران تعلیم می دادند ، چرا ؟ به عّلت این كه پزشكان روحی ،
دریافته اند كه دعا و نماز و داشتن یك ایمان محكم به دین ، نگرانی و تشویق و هیجان و ترس
را كه موجب اكثر ناخوشیهای ماست برطرف می سازد . شخصمن هنوز هم از كشف رمز اثر
دعا و نماز عاجزم ، ولی این دلیل نمی شود كه از آرامش روحی و اتكایی كه دعا و نماز برایم
بوجود می آورد بهره مند نشوم . با دلیل برایم مسّلم شده است كه اعتقاد به دعا در طریق یک
زندگی سعادتمندانه، مهمترین پایگاه است .
مطمئن باشید خدا خودش كارها را رو به راه می كند
به ملاقات او رفتم « هنری فورد » گفت : چند سال قبل از فوت « هنری فورد » یكی از دوستان
. انتظار داشتم اندوه و ملال ناشی از ٧٨ سال زندگی و سالهای بسیار تلاش در راه ادارة یكی از
مؤسسات بزرگ صنعتی را در سیمای او ببینم ، اما وقتی او را شاداب و آرام یافتم شگفت زده
شدم . وقتی دلیل آرامش و شادابی او را پرسیدم خیلی راحت برایم گفت : ٠٠٠ معتقدم خدا
خودش كارها را رو به راه می كند و احتیاجی به اندرز من نیز ندارد . چون خداوند حاكم و
١٧
مسّلط بر تمام امور است ، تمام كارها عاقبت به بهترین وجهی انجام خواهد پذیرفت . در این
صورت چه موجبی برای نگرانی باقی می ماند ؟! وقتی كه می توانیم آلام و مصائب خود را با
خدای خویش در میان بگذاریم چه بیم كه از مشكلات نگران بشویم و از آنها بهراسیم ؟
خداوند محرومترین و رازدارترین یاور ماست
گاهی اوقات نگرانی بر اثر موضوعی محرمانه ، چنان بر ما هجوم می آورد كه قادر به در میان
گذاشتن آن با بهترین دوستان و یاران خود نیز نیستیم و این جاست كه به طرف خدا می رویم و
او محرمترین و رازدارترین یاور ماست . وقتی كسی را نمی یابیم شنوای همیشگی خدای تعالی
آماده شنیدن درد دلهای ماست .
دعا و ارتباط با خداوند مهمترین وسیلة ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان است
دكتر توماس هایش لوپ می گوید : مهمترین مطلبی كه من در طول چندین سال تجربه و
آزمایش به دست آورده ام این است كه بهترین وسیله برای درمان بی خوابی نماز است . با این
قید كه من پزشكم این سخن را می گویم كه نماز بهترین وسیله ای است كه تاكنون برای توسعة
اطمینان و تسكین اعصاب و آسایش و نشاط شناخته شده كه زمینة بی خوابی را برطرف می
گرداند و به عبارت دقیقتر ، مهمترین وسیلة ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان نماز است .
دعا ارتباط بی نهایت كوچك ، با بی نهایت بزرگ است
استاد علامة جعفری برای نیایش آثار ذیل را رقم زده اند :
١- تقاضای رسیدن به كمال كه هدف نهایی خلقت انسان است .
١٨
٢- نیرو گرفتن از ماورای طبیعت و جهان متافیزیك و بهره برداری از آن . ویلیام جیمز در تأیید
این سخن می گوید : آدمی در این حال ( نیایش و نماز ) حس می كند كه نیرویی وارد بدن
او می شود درست مثل این كه در آفتاب كه می نشینیم گرمی آن را احساس می كنیم ، از این
نیرو می توان به طور مؤثر استفاده كرد .
٣- تماس و ارتباط پیدا كردن بی نهایت كوچك با بی نهایت بزرگ كه نهایت آمال و ایده آل
بشریت است . و با این تماس است كه جهان درونی و بیرونی ، مادی و معنوی هماهنگ
خواهد گشت .
بدون دعا زندگی سرد و تهی است
مهاتما گاندی رهبر بزرگ هند ، هموكه جهان او را به عنوان آزاد كنندة هند از یوغ استعمار می
بود و در راه آزادی هند مشكلات و سختی های فراوانی مشاهده « مبارزة منفی » شناسد ، طرفدار
كرد و اگر با خدا ارتباط نداشت ، در مقابل آن همه مشكلات ، فكر خود را از دست می داد و
دیوانه می شد . گاندی با وجود جثة كوچك و نحیفش ، استقامتی شگرف داشت وی زمانی به
یك دانشمند مشهور غربی گفت : اگر نماز نبود و با خدا ارتباط پیدا نمی كرد ، بطور حتم سالها
بود كه دیوانه شده بودم . من همیشه از نیروی عبادت و دعا مدد گرفته ام و الا هرگز نمی توانستم
در مقابل آن همه مشكلات عظیم پایداری كنم . من در تجارت زندگی عمومی و خصوص خود
تلخ كامیهای بسیار سخت داشته ام كه مرا دستخوش ناامیدی می ساخت . اگر توانسته ام بر این
ناامیدی ها ، چیره شوم ، به علت دعا و نمازهایم بود . دعا و نماز را فقط به جهت نیاز احتیاج
شدید روحی می خواندم زیرا اغلب خود را در وضع و حالی می یافتم كه احتما ً لا بدون نماز و
١٩
دعا نمی توانستم شادمان باشم . هر چه زمان می گذشت اعتقاد من به خداوند افزایش می یافت و
نیاز من به دعا و نماز بیشتر می شد . بدون نماز و دعا زندگی سرد و تهی بود .
با دعا حضور خدا را احساس كنید
به همان اندازه كه غذا برای بدن لازم است دعا و نماز نیز برای روح ضرورت دارد . در واقع
آن قدر كه دعا و نماز برای روح لازم است غذا برای بدن ضرورت ندارد ، زیرا اغلب لازم است
برای سلامتی بیشتر گرسنه بمانیم و از غذا خوردن خودداری كنیم ، اما در مورد دعا و نماز چنین
نیست . عبادت راز پیروزی یك مرد بزرگ است . و از گفته های دیگر پیشوای مردم هند است
كه : چون من به خدا ایمان دارم ، به دعا نیز ایمان دارم ، این مطمئن ترین راه آگاهی بر وجود
خدا و احساس حضور او دعاست .
دعا واسطة میان آدمی و خدا می باشد
اصل اول » : پروفسور ژول لابوم ، محقق اندیشمند و پژوهشگر علوم اسلامی چنین می گوید
اسلام ایجاد ارتباط مستقیم میان خدا و انسان است ؛ اسلام واسطة میان انسان و خدا را از میان می
برد و اولین بار ایجاد ارتباط مستقیم را میان دو قطب اعلام كرد . قرآن می فرماید كه خدا به
بندگانش نزدیك است و دعایشان را پاسخ می گوید :
« و اِذا سَاَلكَ عِبادی عَّنی َفاّنی َقریبُ ُاجیبُ دَعْوَه الدّاعِ اذا دَعانِ ، َفْلیَسَْتجیبٌوا لی وَ ْلیُو مُِنوا بی »
هنگامی كه بندگانم در بارة من از تو می پرسند ، بگو من به بندگانم نزدیكم و كسی كه مرا بخواند
« . دعوتش را پاسخ می دهم ، بنابراین باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان داشته باشند
٢٠





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1391/09/29 :: نویسنده : حسین
« من همسر زیبا میخواهم و بس » : هرگز نگوئید
گاهی شخصبدون در نظر داشتن موارد متعدد از قبیل اخلاق نیكو، ایمان، سواد، كفو و سن و…
من شوهر زیبا » و یا میگوید « من زن زیبا میخواهم و بس » : تنها به زیبایی فكر میكند و میگوید
مؤمن باشد هر چه كه میخواهد باشد و اگر چه بدخلق » : و یا ممكن است بگوید « میخواهم و بس
در هر یك از این موارد یاد شده اگر فرض « از خانوادة پولدار باشد و بس » : و یا اینكه بگوید « باشد
كنید همسر زیبا داشتید اما زبان فلفلی تندی داشت چه میكنید؟ و یا اگر بداخلاق بود كه دایم بر
سرتان داد میكشید و از كاهی كوه میساخت چه میكنید؟
عشق شرط لازم است ولی كافی نیست
جوانانی كه با هم خیال ازدواج دارند تصور میكنند رمز كمال را كه عشق میباشد، آموختهاند
پس فرضبر این میشود كه اگر شما به كسی عشق داشته باشید خوشبخت هستید در حالیكه عشق
لازم است ولی به هیچ وجه كافی نیست زیرا تنها به صرف عشق داشتن، انسان به خوشبختی نخواهد
رسید.
عشق كور است
عاشق معمو ً لا باور دارد كه عشق موردنظر او عیب و نقصی ندارد. مردم اغلب در مورد بالا دستهای
خود هم چنین طرز فكری دارند و تصور میكنند آنها بدون عیب بوده و نمیتوانند خطا كنند در
حالیكه عشق كور است و نمیتواند عیبها و نقائصرا ببیند و این معضلات عشق و عاشقی است.
قبل از ازدواج
مطالعات نشان میدهندكه بسیاری از عواملیكه به یك ازدواج موفق یا ناموفق منجر میشوند
به قبل از ازدواج برمیگردد این یافتهها نقطه امید بسیار محكمی برای كسانیاست كه به تازگیقصد
ازدواج دارند اینیافته ها نتایج كاربردی دیگری نیز در پی دارند دختران و پسران جوان اگر نسبت به
انتخابهای خود احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند زندگی موفقتری خواهند داشت.
ازدواجهای با ثبات
در صورتی كه افراد به صورت غیرمعتبر و غیرقانونی با یكدیگر ارتباط برقرار كنند، معمو ً لا
زندگی آینده خود را به خطر میاندازند هر گونه ارتباط پنهان، زمینة آسیبپذیری یك ازدواج را
بالامی برد. در ازدواجهای با ثبات از نوع قانونی و دارای اعتبار اجتماعی به ندرت عدم توافق بالا
میرود. در ازدواج های با ثبات زوجین انتظارات خود را به شكلی پخته ومنطقی مطرح میكنند حتی
٢
اگر طرف مقابل مخالف آن باشد ویژگی دیگر ازدواج های با ثبات این است كه افراد معمو ً لا حرف
یكدیگر را به خوبی میشنوند و به آن گوش فرا میدهند.
از طرح مسئله ازدواج واهمه نداشته باشید
ازدواج به معنای آمادگی برای قبولمسئولیت است لذا جوانان نباید از طرح آن واهمه داشته باشند،
البتهگاهی اوقاتبه منظور حفظ حرمتهایخانوادگی، دختر یا پسرمستقیمًا نباید اقدام بهطرح
موضوعكنند بلكه باید با كمك گرفتن از ریشسفیدان فامیل اقدام به طرح این موضوع كنند.
مهریه سنگین پشتوانه نیست
به خانوادهها و جوانانی كه به مهریه به عنوان پشتوانه نگاه میكنند و معتقد به ارقام سنگین هستند
باید گفت شما چیزی را برگزینید كه وقتی كسی میشنود، تعبیر بد از آن به ذهن راه ندهد. كسانی
كه مهریه بالا را به عنوان یك پشتوانه برمیگزینند و برخلاف عرف اجتماعی عمل میكنند، خواسته
یا ناخواسته بدعتهایی را میگذارند كه در درجة اول شرایط ازدواج دیگران را مشكل میكنند و در
درجة دوم به شخصیت و اعتبار خود بهای مادی میدهند. ما پیشنهاد میكنیم تا آنجا كه به عرف
اجتماعی نزدیك میشود، از میزان مهریه بكاهید و
حسن نیتتان را نشان بدهید. اگر همسرتان خوب است كه با مهریه معمول ومعقول هم میتواند
خوب بودن خودش را ثابت كند.
تصور تغییر ویژگیهای منفی اخلاقی، تصور غلطی است
كسانی كه قصد ازدواج دارند بهتر است بدانند كه اگر طرف آنها دارای ویژگیهای منفی اخلاقی باشد
تصور تغییر این ویژگیها بعد از ازدواج تصور غلطی است كه بسیاری از افراد را در زندگی به
شكست میكشاند.
مهریه سنگین تضمین كنندة زندگی نیست
این نكته را به خاطر داشته باشید كه مهریه زیاد دو رنج را به همراه خواهد آورد اوّل این كه شما
شوهر خود را با مهریه زیاد مجبور میكنید حتی در بدترین شرایط اخلاقی به قانون مراجعه نكند و
دوم آنكه خدای ناكرده به صرف مهریه زیاد آنقدر تنگناها را گسترش بدهد كه ادامة زندگی مقدور
نباشد و ناچار شوید همة آنچه را كه به عنوان پشتوانه انتخاب كردهاید به او بسپارید و زندگی را
ترك كنید.
چگونگی امتیازبندی در یك ازدواج موفق
٣
ازدواج انتخابی نیست كه به راحتی بتوان زیر بار آن رفت و یا زیرآب آنرا زد بلكه باید تمامی ابعاد
آن را در نظر گرفت سازمان بهداشت جهانی برای یك ازدواج خوب و موفق یك امتیازبندی دارد كه
اغلب برای مشاوره ازدواج خیلیمفید است. در این امتیازبندی، ٣٠٠ امتیاز به مشابهت فكری، باوری،
نگرشی، ارزشی دختر و پسر داده شده است .همچنین ٣٠٠ امتیاز به مشابهت در دو خانواده یعنی دو
خانواده چقدر از نظر فكری و فرهنگی با هم هماهنگ هستند و شباهت دارند، ٢٥ امتیاز از
١٠٠٠ (هزار) امتیاز به زیبایی چهره، ٧٥ امتیاز به مشابهت وضع اقتصادی، مالی و ٢٠٠ امتیاز به
مشابهت از نظر نظام ارزشی، پایبندی به اصول و اعتقادات مذهبی و ١٠٠ امتیاز به مشابهتها در
سلائق، عواطف، احساسات و علائق. حال خودت قضاوت كن، تو و همسر آیندهات چند امتیاز از
این هزار امتیاز را به خودتان اختصاصمیدهید.
با تحقیقات اطلاعات بیشتری كسب كنید
بلكه با تحقیقات و پرس « چه میشود كرد سرنوشت است » و یا « انشاالله آدم خوبی است » هرگز نگو
و جوی بیشتر اطلاعات لازم را بدست بیاور كه فردا از انتخاب خود پشیمان نشوی.
ازدواج زودرس و دیررس
همینطور كه ازدواج زود، برای زنان باعث ناملایماتی میشود ازدواج دیرهنگام هم معایبی دارد كه از
آن جمله این است كه دخترانی كه دیر شوهر میكنند چون بر اثر مرور زمان حساسیت خویشتن را
از دست دادهاند و مثل یك دختر جوان از اعمال جنسی احساس لذت نمیبرند موجبات تنفر و عدم
علاقة شوهر را فراهم میكنند اینگونه دختران ممكن است نتوانند در زندگی خود خوشبخت باشند.
همسر با سواد در تربیت فرزندان تأثیر مثبت دارد
با توجه به اینكه زن یا مرد، در باروری خوب فرزندان، تأثیر مثبت دارد به همین جهت بهتر است در
انتخاب همسر، میزان سواد او را نیز، به عنوان یكی از ویژگیهای مهم لحاظ نمود و این ویژگی در
زن و مرد، هر چه بیشتر باشد نتیجه بهتری خواهد بخشید.
امروزه ازدواج از استخراج طلا، مشكلتر شده است
ازدواج در شرایط كنونی برای بسیاری حكم استخراج طلا را دارد كه آنقدر با مواد زاید و
خارجی آمیخته شده كه استخراج آن مقرون به صرفه نیست و به زحمتش نمیارزد. این مواد خارجی
زاید ازدواج عبارتند از:
١- چشم و همچشمیها
٤
٢- ارزشهای موهوم رسوم و عادات غلط
٣- هوسهای زودگذر
٤- كسب افتخار و شخصیت
٥- آبروهای خیالی، از همه بدتر این كه كمتر كسی شهامت مبارزه با این پیرایهها و مواد زاید را
دارد.
در ازدواج رویاهای كاذب نداشته باشید
بعضی از معیارها در ازدواج ممكن استدر عالم خارج یا وجود نداشته باشد ویا اگر وجود دارند نشأت
من زنی را به همسری برمیگزینم كه مثل » گرفته از احساسات بوده و از نظر عرف معقول نباشد مث ً لا بگوید
من با مردی ازدواج میكنم كه باید ده » و یا خانمی بگوید « فرشتگان باشد و هیچ خطایی از او سر نزند
« مدرك دكتری از رشتههای مختلفداشته باشد
هفت خوان زندگی
امروزه هفتخوان رستم به هفتخوان زندگی تبدیل شده است كه این هفتخوان عبارتند از:
١- توقعات نامحدود و رویایی، توقعات دختران از پسران و برعكس و پدران و مادران از هر دو.
٢- اشكال تراشیهای بیمورد بسیاری از پدران و مادران و اقوام و فامیل و دوستان و آشنایان.
٣- مهریههای سنگین و كمر شكن.
٤- تشریفات زاید مربوط به مراسم ازدواج و هزار گونه مقدمات و چشم و همچشمیها.
٥- ایراد گیری در هم طراز بودن و همسان بودن دو خانواده
٦- عشقهای آتشین و غیر قابل كنترل
٧- وسواس خارج از حد و عدم اعتماد
ازدواجهای تحمیلی عواقب ناگواری به همراه دارد
ازدواجهای تحمیلی و اجباری عواقب ناگواری به همراه دارد و وظیفة پدر و مادر تنها تنبیه و تذكر
دادن نیست بلكه در درجة اول باید مشاوره و راهنمای فرزندانشان باشند. شخصی خدمت امام
من برای ازدواج زنی را انتخاب كردهام و پدر و مادرم، زن » : صادق (ع) رسیده و عرضكرد
دیگری را، كدامیك را برگزینم؟ امام در پاسخ فرمودند: آن را كه خودت دوست داری اختیار كن و
اما این نكته را نباید فراموش كرد كه پدران و «. آن را كه پدر و مادرت پسندیدهاند ترك گوی
مادران، خوبی و خیر فرزندانشان را میخواهند. پس فرزند باید ابتدا در این امر با پدر و مادر
٥
مشورت كند و از تجربة آنها استفاده نماید و مخصوصًا دختر در ازدواج حتمًا با اجازه و رضایت
پدر جواب مثبت یا منفی به خواستگارش بدهد. پس ازدواج امری اجباری نیست بلكه اختیاری توأم
با تفكر است.
عوامل بدبختی در ازدواج
١- تحقیق نكردن در مورد همسر آینده.
٢- لحاظ قرار ندادن صفات معنوی همسر آینده.
٣- تسلیم بیقید و شرط شدن به خواستهای نامشروع همسر.
٤- مشورت ننمودن با بزرگان فامیل در مورد خواستههای نامشروع همسر.
دیدار و گفتگو و نگاه كردن برای ازدواج
از امام باقر (ع) سئوال شد آیا مردی كه میخواهد با زنی ازدواج كند میتواند به زن نگاه كند؟
حضرت فرمودند بله میتواند نگاه كند، زیرا كه آن زن را بسیار گران میگیرد (زیرا اینجا حرف
ازمبادله سرنوشت است و یكی از راههای پیشگیری از ضرر، دیدار است.)
عواقب ازدواجهای تحمیلی
١- بگو و مگوی خانوادگی ٢- دلسردی زن و شوهر از یكدیگر
٣- ناراحتی اهل خانه و فامیل ٤- سردرگمی فرزندان
٥- تربیت نكردن فرزندان وبی مبالاتی آنها
٦- بهترین اختلاف سنی ٦ سال است
اختلاف سنی كه مورد قبول تمام روان شناسان و عرف میباشد و عقل نیز به آن مهر تأیید زده
و همچنین با مقایسة سن تكلیف شدن دختر در اسلام كه ٩ سالگی است و پسر كه ١٥ سالگی است
٦ سال میباشد یعنی از آنجایی كه دختر ٦ سال زودتر بالغ میشود باید پسر حداقل شش سال از
دختر بزرگتر باشد و ما اگر سن را كمی بالا و پایین در نظر بگیریم این تفاوت نباید از ١٠ سال بیشتر
باشد. البته موارد نادری ممكن است باشد كه سن زن و مرد هنگام ازدواج یكسان و یا زن از مرد
بزرگتر بوده و این طبق توافق زن و مرد صورت گرفته و مشكلی نیز بهمراه نداشته باشد. اما عمومًا
تأثیر منفی روانی عدم رعایت تناسب سنی بر كسی پوشیده نیست.
٦
مشورت در خواستگاری خیلی مهم است
بعضیها فكر میكنند اگر از آنها در مورد كسی- كه میخواهد با شخصی زندگی مشترك آغاز كند-
اگر واقعیتها را آن طور كه هست «؟ از فلان شخص- دختر یا پسر- چه میدانید » سئوال شود كه
بگوید مرتكب گناه بزرگ غیبت شدهاند و حال اینكه این طرز تفكر كام ً لا اشتباه است زیرا طبق
روایات این عیب گویی نه تنها غیبت محسوب نمیشود بلكه واجب است و از طرفی معقول نیست
كه از ما مسئلة مهمی را در مورد شخصی، كه سرنوشت ساز است بپرسند و ما با سكوت یا
پردهپوشی عیوب كسی كه به او آگاهی داریم، باعث بدبختی دو انسان محترم بشویم.
در مجلس دیدار خجالت كشیدن را كنار بگذارید
باید در مجلس دیدار و گفتگو كه دو خانواده فراهم میكنند، خجالت « دختر و پسر » به نظر ما
كشیدن را كنار بگذارند خوب به همسر آینده خود نگاه كنند، آنهم نگاه مشتریانه یعنی همانطور كه
انسان در خرید كالا نهایت دقت را مینماید كه مبادا عیب و نقصی داشته باشد باید ببیند از قد و
قوارة او خوشش میآید یا نه!
چهرة همسر آیندهاش را دوست دارد یا نه!
باید ببیند آیا ُتن صدا و نحوة حرف زدن او را دوست میدارد یا نه؟
و در همسر آیندهاش تأمل كند و اگر تا هشتاد درصد مطابق خواستهاش بود و تحقیقات نیز مثبت
را بگوید و اگر نه زندگی او با مشكل روبرو خواهد شد. « آری » بود
در انتخاب همسر جای دلسوزی بیجا نیست
در ازدواج و انتخاب همسر، جای دلسوزی نیست اینجا جای فكر كردن است، لازم نیست شما
اگر من این شخصرا به عنوان همسر آینده انتخاب نكنم شاید او » : دلسوزی كرده و با خود بگویید
چرا كه زندگی نباید با احساسات گره بخورد. زندگی باید « بیشوهر بماند، یا به او كسی زن ندهد
با تعقل و معاشقه صورت بگیرد. چه بسا، با یك تصمیم عجولانه، عمری دلخوری را به جان
خریداری كنیم.
گفتگو برای زندگی مشترك لازم و ضروری است
ضمن نگاه، سخن گفتن با طرف مقابل، یكی از ابزار شناخت میباشد، در هنگام مكالمه، توجه به ُتن
صدای مقابل لازم است و اینكه صدای طرف مقابل دلنشین است یا نه؟ انسان كه در طول زندگی
تنها نمیخواهد به همسر نگاه كند. میخواهد با او حرف بزند، با او درد و دل كند و بعضی صداها
٧
دلنشین است و بعضی صداها دلنشین نیست، انسان با گوش دادن به حرفهای كسی كه او را دوست
دارد ناراحتیهایش را فراموش میكند و چه بسا با چند جمله سخن یار، غبار غم به كلی زدوده شود
البته ُتن صدا، یكی از خوشبختیهاست و نباید بدون در نظر گرفتن سایر لوازم و مقدمات تصمیم
گرفت.
تحقیقات برون خانوادگی اهمیت دارد
اگر انشاءالله در مجلس خواستگاری توانستید به همسر آیندة خود فیالجمله دلبستگی پیدا كنید
جواب مثبت را موكول كنید به چند روز آینده و سپس تحقیقات بیشتری را در مورد همسر آینده و
خانوادهاش انجام دهید البته نباید در تحقیقات اهمال شود زیرا سرنوشت دو انسان به درستی و
نادرستی این تحقیقات بستگی دارد. پدر در مرحلة نخست و برادران و عموها و داییها در مرحلة بعد
این وظیفه را به عهده دارند و اگر خدای ناكرده در این موضوع قصور كنند، پیش خدا و این جوان(
داماد یا عروس) آینده مسئولاند.
مسائل مهمی كه باید در تحقیقات پرسیده شوند
١- از ایمان همسر آینده سئوال شود.
٢- از پای بندی او به احكام الهی و مخصوصًا نماز و روزه سئوال شود.
٣- از اخلاق و رفتار فردی و جمعی او سئوال شود.
٤- از خوش نامی یا بد نامی او سئوال شود.
٥- در مورد شغل و غیرت كاری او تحقیق بعمل آمد.
ازدواجهای موفق
دكتر اسپرجیون روان پزشك معروف انگلیسی میگوید ازدواجهای موفق در ارضای چهار نیاز
اساسی زیر با یكدیگر مشابه هستند.
١- تأمین كنندة نیازهای جنسی یكدیگرند.
٢- با یكدیگر ارتباط و تعامل توأم با تفاهم دارند و در موقعیتهای گوناگون، ستایش و قدردانی از
یكدیگر را ابراز میدارند.
٣- زمینههای تشویق جهت رشد و شكوفایی یكدیگر را فراهم میسازند.
٤- علاوه بر عشق و محبت نسبت به یكدیگر ،به ازدواج نیز عشق میورزند و در حفظ بنیاد
خانواده پیوسته تلاش میكنند.
٨
عشق پایدار به طور آرام و طبیعی رشد میكند
در زندگی زناشویی عشقی قابل تقدیر است كه بطور آرام و طبیعی رشد كند، حیاتش مقرون به انس
و الفت و توافق خلق و خوی خوب و اخلاق ملایم و مداوم و شیرین و آرام باشد.
در مجلس دیدار چه باید گفت
از نظر ما بهتر است در این مجلس، در سه مورد صحبت شود:
١- در مورد عقیده
٢- در مورد نحوة زندگی و امرار معاش
٣- در مورد شرط و شروط
اما در مورد عقیده باید از همسر آینده سئوال كنید
الف- به چه چیزی اعتقاد دارد؟
ب- ایمان او به مقدساتی كه شما به آن ایمان دارید، تا به چه میزان است؟
ج- پایبندی او به احكام و واجبات دینی، مخصوصًا نماز و روزه تا چه حدودی است؟
د- در مورد اعتقادات شما، توافق دارد یا نه.
و اما در مورد نحوة زندگی و امرار معاش به چند موضوع باید اهمیت داد.
الف- یك مرد خانه، از كجا و چگونه كسب روزی میكند؟ زیرا تأثیر منفی روزی حرام در اخلاق و
رفتار و برخورد اجتماعی بر كسی پوشیده نیست.
ب- زن در مورد روزی مشاركت میكند یا نه، مث ً لا زن هم شاغل باشد یا نه.
ج- كجا و با چه كسانی باید زندگی كرد؟
د- تجمل پرستی را دوست دارد یا نه.
فریب ظواهر را نخوریم
ممكن است طرف مقابل شما، اهل حیله و فریب باشد و در مجلس گفتگو با مهارت خاصی بخواهد
با سخنانش شما را سحر كند. لذا باید حتیالامكان طرف را امتحان كرد و مث ُ لا در مورد به خصوصی
كه از طرف مقابل سئوال كردیم تا عقیدهاش را بفهمیم دوباره و یا در فرصتهای مختلف پرس وجو
كنیم و پاسخهای بعدی را با پاسخهای قبلی بسنجیم و اگر دروغ گفته باشد دروغش آشكار خواهد
«. آدم دروغ گو كم حافظه است » شد چرا كه
عجله نكنید و زود تصمیم نگیرید
٩
بعد از آنكه وقت دیدار تمام شد (در منزل دختر و با نظارت پدر و مادر) نباید عجولانه تصمیم
گرفت بلكه شما باید از بزرگترها اجازه بخواهید تا به شما فرصت بدهند تا شما در خلوت خود
مواردی را كه در دیدار و گفتگو با هم در میان گذاشته بودید دوباره بررسی كنید و ضمنًا دختر ببیند
تا چه اندازه پسری كه به خواستگاریاش آمده در قلبش جا گرفته و چقدر به او محبت پیدا كرده و
اینكه تا چه اندازهای مجذوب سخنان و رفتار و كردارش شده و به او علاقمند شده است. همچنین
پسر باید ببیند تا چه اندازهای مهر و محبت از دختری كه به خواستگاریاش رفته به دل برده و به او
علاقمند شده است؟ و بالاخره اینكه باید ببیند در صورتی كه سایر شرایط فراهم گردد آیا میشود
و خلاصه با بررسیهایی كه دختر و پسر انجام دادند اگر «؟ همسر ایدهآل نصیب او شده است » : گفت
قانع نشدند و احتمال دادند كه با یك یا دو دیدار دیگر شاید این نواقصبر طرف شود حتمًا از
بزرگترها بخواهند تا ترتیب دیدار دوبارة آنها را فراهم سازند و در صورتی كه این دیدارها، نیز
نتوانست شما را قانع سازد و دیدید به هیچ وجه محبت او را به دلتان نمیبرید. دیگر جای هیچگونه
تردیدی نیست كه باید پاسخ منفی به طرف مقابل داد البته محترمانه و با حفظ امانت در راز و دیدار
و گفتار.
ازدواجهای عشقی زهرآگینترین نوع ازدواجها هستند
یكی از كارشناسان مسائل زناشویی كه مدت سی سال منحصرًا به پروندههای ازدواج و طلاق
به خاطر عشق و هوس هرگز ازدواج نكنید، ازدواجهای عشقی » : رسیدگی میكرده، چنین میگوید
و همچنین بنا به گفتة او، پروندههای فراوانی از زنان و مردانی « زهرآگینترین نوع ازدواجها هستند
است كه روزگاری چون جان شیرین همدیگر را دوست میداشتند، خود را یك روح در دو بدن
تصور میكردند و به خاطر همین تصور ازدواج كردند. و حالا چون دشمنان دیرینه كه گویی با هم
پدر كشتگی دارند، از همدیگر اظهار انزجار و نفرت میكنند.
عشقی كه آرام و طبیعی رشد كند پسندیده است
روانشناسی كه خود علمی فراگیر است، آرامش زندگی خانواده را وابسته به عشقهای زودگذر و
هوسهای جوانی نمیداند، در زندگی زناشویی، عشقی قابل تقدیر است كه آرام و طبیعی رشد كند،
حیات و دوامش سبب انس و الفت، مهر و مهربانی طرفین است و مداومت آن زندگی شیرین را در
كنار هم دارد.
١٠
تِأخیر در ازدواج عوارضزیادی دارد
اصو ً لا تأخیر در ازدواج، موجب خستگی از زندگی و حساسیت پسر و دختر می شود و موجب بروز
احساسات مربوط به یأس و بیعقیدگی به زندگی و ایجاد عصبانیتهای شدید می گردد.
اولیاء باید با حذف تشریفات سنگین، جوانان را مساعدت كنند
بر اولیاء پسران و دختران فرضو ضروری است كه در حدود امكانات خود، با حذف تشریفات
سنگین و غیرمنطقی، در رفع موانع و عللی كه جوانان را از ازدواج و قبول مسئولیت تشكیل خانواده
بیمناك میسازد، بكوشند.
بهترین راه انتخاب همسر
میتوان گفت در ایران بجای وصلت دو جوان هنوز هم دو خانواده با یكدیگر وصلت میكنند و
دخالت والدین به عنوان یك چشم سوم میتواند رفتارهای دختر و پسر جوان را كه قصد ازدواج
دارند را زیر نظر بگیرند و به عنوان یك منبع معتبر در فرآیند پیچیده شناخت به آنان یاری رساند.
معمو ً لا در انتخاب همسر دو راه معقول به نظر میرسد:
١- پیشنهاد والدین و انتخاب از سوی جوان
٢- انتخاب جوان و مشورت با والدین، به هر حال هم فكری و مشورت جوان با والدین (كه از
تجربه و پختگی لازم برخوردارند) میتواند او را در یكی از مهمترین تصمیمهای زندگی یاری
كند و به انتخاب عقلانی منتهی گردد.
ازدواج هوس نیست
ازدواج به قول مشهور مانند تدارك لباس نیست كه آدمی بتواند با فلسفه این نشد آن، و آن نشد این،
به حریم آن وارد گشته، گاه و بیگاه و یا در هفته و ماه و سال به دنبال هوس، آنرا عوضكند بلكه
یك تحول بزرگی در زندگی هر یك از زوجین است كه میتوان گفت در حقیقت عبارت از اختلاط
و امتزاج شخصیت زن و شوهر با یكدیگر است.
پیش از ازدواج خوب چشمها را باز كنید
آقا پسر و دختر خانمی كه قصد ازدواج دارند، خوب است جوانب امر را بررسی كنند (البته نباید
این كار به حد وسواس برسد، برای اینكه بیعیب خداست) از ظاهر یكدیگر گرفته تا سیره و شغل
و وضعیت خانوادگی و سایر عواملی كه در زندگی تأثیرگذار میباشد. جالب اینجاست كه اسلام با
وجود ملاحضاتی كه در خصوص برخوردهای محرم و نامحرم دارد، اما وقتی كه پای ازدواج در
١١
میان باشد تا حدودی دست را باز گذاشته تا مبادا عیبی جسمانی برای طرفین پوشیده بماند و پس از
ازدواج به رخ طرف كشیده شود و خدای ناكرده كار به طلاق و جدایی بكشد. همین طور خوب
است اخلاق و منش و خصوصیات روحی و روانی طرفین برای یكدیگر روشن شود تا ازدواج
براساس آگاهی و مطالعه صورت پذیرد. اما اینها تا پیش از ازدواج است و همین كه به خوبی و
خوشی خطبة عقد خوانده شد و زندگی مشترك آغاز گردید بایستی باب چند و چون و بررسی و
مطالعه در خصوص نقاط ضعف و این گونه مسائل بسته شود و ویژگیهای مثبت طرفین حرف اول
را در گذران زندگی بزند و از ایدهآل اندیشیپرهیز گردد. بیشك بسیاری از طلاقهایی كه صورت
گرفته یا ریشه در عدم بررسی و مطالعة پیش از ازدواج دارد و یا بعد از ازدواج ،زوجین درصدد
تحقیق و مطالعه خصوصیت طرف مقابل برمیآیند، عیبهای كوچك همسر خود را بزرگ میبینند و
خدای ناكرده مرغ همسایه به نظرشان غاز و طاووس میآید و آن وقت بیاییم این جمله را در
زاویهای از زندگیمان نصبالعین قرار بدهیم. (پیش از ازدواج خوب چشمها را باز كنید و پس از
ازدواج آنها را قدری روی هم بگذارید.)
از فقر نترسید
ازدواج كنید و مبادا نگرانیهایاقتصادی و بیم از فقر و تأمینمعاش و هزینههای دیگر زندگی شما را
بترساند و سد راه ازدواج شما شود،چون شیطان از پیوند ازدواج بدش میآید و خیلی زود میتواند
آدم مجرد و عزب را بفریبد و در گناه اندازد، وقتیشخصمجردی میخواهد ازدواج كند دائمًا در
قلب او وسوسه میكند و او را از هزینههای ازدواج میترساند سپس هر كس از ترس فقر ازدواج
نكند پیروی از شیطان كرده و در واقع بر خدا سوءظن دارد.
هدف از ازدواج و زندگی زناشویی
یكی از اهداف مقدس ازدواج عبارت از سكون و آرامش و حفظ یكدیگر است كه بر اثر آن نصیب
زوجین میشود. قرآن كریم میفرماید:
مطمئنًا خصوصیاتی كه لباس دارد زن و «. زنان برای شما لباس و شما نیز برای آنان لباس میباشید »
شوهر هم نسبت به یكدیگر باید داشته باشند. از جمله:
١- لباس، خوب و بد را میپوشاند.
٢- لباس، نزدیكترین چیز به انسان است.
٣- لباس، انسان را از سرما و گرما میپوشاند.٤- لباس، نیاز اولیة انسان است.
٥- لباس، در خوبیها و بدیها همراه انسان است.
٦-لباس، در غم و شادی همراه انسان است.
٧- لباس، در فقر و دارایی با انسان است.
بنابراین زن و شوهر همانند لباس به یكدیگر نزدیك بوده، بدیهای یكدیگر را بپوشانند و با تفاهم
نیازهای یكدیگر را برطرف نمایند.
چرا پند نم یگیریم
مشكل بسیاری از مردم عدم شناخت درست از خود و نداشتن یك بینش عمیق و وسیع برای
نگریستن به آینده است شاید به جرأت بتوان گفت: انسانها خود منشأ بسیاری از مشكلات خود
هستند و سعادت و بدبختی شان به دست خودآنهاست. حضرت رسول (ص) در این خصوص
می فرمایند: سعادتمند كسی است كه از دیگران پند می گیرد.
بسیاری از ما وقایع زیادی را در زندگی دیگران م یبینیم ولی از آن نه تنها پند نمی گیریم بلكه راه
خطای آنان را نیز می پیماییم به دفعات همه ما شاهد بود هایم كسانی كه تنها با انگیزه عشق و محبت
با كسی ازدواج كرد هاند طولی نكشیده است كه زندگی تلخی را شاهد بوده اند و با جدایی مشكلی
برخود و جامعه اضافه كرده اند و یا اینكه به ناچار عمری تن به یك زندگی تلخ داده اند و محیط
ناگواری را برای خود ساخت هاند.
والدین نباید ایدهآلی فكر كنند
برخی از خانوادهها قصد ندارند دختران خود را در خانه، خانهنشین نمایند ولی رفتار پدران و مادران
عم ً لا طوری است كه دخترانشان در خانه میمانند. بسیاری از خانوادهها اینطور فكر میكنند كه
خواستگار دخترشان باید كسی باشد كه به آنها بخورد و بعبارت دیگر از نظر امكانات مالی و یا
موقعیتی در حد آنان باشد و چون چنین خواستگارانی پیدا نمیشوند ناچار دخترانشان بسن
بزرگسالی رسیده و در خانه میمانند و هر قدر خواستگاران متوسط بدون داشتن شهرت و موقعیتی
بسراغشان بیایند همه را رد میكنند در حالیكه مسئله مالی یكی از ملاكها است و خانوادهها بجز
مسائل مالی میبایست به دین و اخلاق و پاكی و پاكدامنی خواستگاران توجه كنند.
ازدواج یك نوع شركت سهامی است
١٣
ازدواج را یك نوع شركت سهامی میتوان به (« هنر زن بودن » بقول دكتر پریور (مصنف كتاب
حساب آورد، كه در آن هر یك از شركاء هنگام شروع به كار سهم خود را عرضه میدارند و با
دستیاری همدیگر به ادامة زندگی میپردازند، و چه بدبخت زوجی كه در دوران این شركت، به
عوضایجاد حسن اعتماد، جلب محبت، مهربانی، به راه خلاف رود و افكارش رو به تباهی و فساد
گراید.
جوانان را بعد از شب عروسی رها نكنید
دختران از ترس زندگی ناموفق و اسیر مردان خشن شدن از ازدواج گریزانند و پسران به شكلهای
مختلف سعی میكنند از زیر بار پذیرش تعهد زندگی مشترك فرار كنند و در تجرد به سر برند
جامعه نیز بیتفاوت به بالا رفتن سریع سن ازدواج و افزایش غیرقابل كنترل نرخ طلاق، جوان را فقط
تا شب عروسی تشویق و همراهی میكند و بعد از آن تمام بار مسئولیت زندگی را به گردن
نوعروس و نوداماد میاندازد. جالب اینجاست كه بعد از ازدواج نه تنها زوجهای جوان را همراهی و
مساعدت مالی و شغلی نمیكنند بلكه بر عكس ،خانوادهها از زوجهای جوان نیازمند كمك ، انتظار
كمك دارند و آنقدر آنها را تحت فشار قرار میدهند كه یا خانواده تازه شكل گرفته ك ً لا متلاشی شود
و یا به محله و شهر دیگر مهاجرت (و در واقع فرار!) كند!
جمال معنوی در زن بیشتر اثر دارد
جمالیكه دل زن را میفریبد، با جمالیكه مردان را مجذوبخود میكند یكساننیست، جمال معنوی
در زن بیشتر اثر دارد، اما مردان به جمال ظاهری زن بیشتر نظر دارند و بدین جهت است كه زنان
برای رونق جمال خویش به آرایشمیپردازند اما مردانفضیلت و بخشش و جوانمردی و سایر
محبت و مهربانی زن » : صفات خوب را برایجلب زناندستاویز خود قرار میدهند. شكسپیر میگوید
زیباییزن بدون » : و شوپنهاور میگوید « است كه دل شوهر را میرباید، نه تنها جمال و زیبایی وی
.« وقار، چون قلابماهیگیری بدون طعمه است
در تصمیم گیری برای ازدواج راحت اعتماد نكنیم
هنگام تصمیمگیری در امر ازدواج باید تمامی معیارها و شرایط را در نظر گرفت و تنها به یك یا دو
جنبه نباید تكیه كرد.
١٤
هر نوع رفتاری از جانب ما میتواند دیگران را در نوع رفتار با ما راهنمایی كند در واقع این خود ما
هستیم كه با مجموعه رفتارهایمان، رفتارهای اطرافیان را نسبت به خود شكل میدهیم. مث ً لا نوع
رفتارمان با دوست یا آشنا یا فامیل یا همكار میتواند رفتار آنها را با ما شكل بدهد.
عشق در دوره نوجوانی
عشق در دوران نوجوانی به سرعت پیش میآید و به سرعت هم از بین میرود زیرا به دلیل نداشتن
تجربه و سن كم هر كسی كه سر راهشان قرار میگیرد عاشق و دلباختهاش میشوند ولی با گذشت
مدت زمان اندك در مییابند كه اشتباه كردهاند یا لااقل آن گونه كه آنها فكر میكردهاند نبوده است.
عشق كافی نیست
عشق تجربهای اعجاز گونه و قدرتمند است. در ابتدا هر دیدار، هر گفت و گو و هر لحظه، بسیار
درست و بیكم و كاست به نظر میرسد اما به زودی این جاذبه و شیفتگی به یك رابطه تبدیل
میشود و ما با دشواریهای شریك شدن زندگی خود با یك انسان رو به رو خواهیم شد. هفتهها به
ماهها بدل میشوند و روزی از خود میپرسیم: آیا این شخصبرای من مناسب است؟.
نقاط ضعف مهلك در ازدواج را شناسایی كنید
نقاط ضعف مهلك كه میبایست در همسر آینده خود مراقب آنها باشید:
١- اعتیاد ٢- خشم سركوب شده
٣- عدم احساس مسئولیت ٤- اعتیاد به كنترل دیگران
٥- اختلالات جنسی ٦- تخریب روحی از دوران كودكی
این شش اشتباه بزرگ را مرتكب نشوید
شش اشتباه بزرگ كه در ابتدای روابط مرتكب میشویم:
١- سئوالات كافی نمیپرسیم.
٢- نشانههای هشدار كه حاكی از مشكلات بالقوه هستند را نادیده میگیریم.
٣- مرتكب سازشهای ناپخته و زود هنگام میشویم.
میشویم. « كوری شهوانی » ٤- تسلیم
٥- گول مادیات را میخوریم.
٦- تعهد را مقدم بر تفاهم میگذاریم.




نوع مطلب : دینی پژوهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1391/09/27 :: نویسنده : حسین
موفقیت به روش ملانصرالدین
روزی ملانصرالدین به همسرش گفت : برایم شیرینی درست كن كه تعریف آن را فراوان از ثروتمندان
شنیده ام . همسرش می گوید : آرد گندم نداریم . ملا می گوید : آرد جو استفاده كن . همسرش می
گوید : شیر هم نداریم . ملا جواب می دهد : به جایش آب بریز . همسر ملا می گوید : شكر هم نداریم
. ملا پاسخ می دهد : شكر نمی خواهد . همسر ملا دست به كار می شود و با آرد جو و آب به
اصطلاح شیرینی می پزد . ملا بعد از خوردن ، قیافه اش در هم می رود و می گوید : چه ذائقه بدی
دارند این ثروتمندها .
حالا ببینید حكایت بسیاری از ما را وقتی می خواهیم به موفقیت برسیم . به ما می گویند : كینه ها را
بیرون بریز كه نزدیك ترین راه خوشبختی رها شدن است . ما می گوییم : یكی از دلایلی كه می
خواهم موفق باشم كم كردن روی بعضی هاست، این یكی را بی خیال! .
می گویند : هر چه را دیگر نیازی نداری از زندگیت خارج كن تا روح طراوت و سعادت در زندگیت
جریان یابد . پاسخ می دهیم : وقتی به ثروت رسیدم هر آن چه نیاز دارم تهیه می كنم ، بعد فكری به
حال كهنه ها خواهم كرد! به ما می گویند : ورزش كن كه برای زندگی سعادتمند، به نشاط و سلامتی
نیازی داری . در جواب می گوییم : هنگامی كه موفق شدم و پول كافی به دست آوردم بهترین امكانات
ورزشی را تهیه می كنم .
آن وقت همان گونه كه ملانصرالدین به نان شیرینی نگاه می كرد ما به نانی كه برای موفقیت خود
پخته ایم نگاه می كنیم و می گوییم : چه دل خوشی دارند بعضی ها .
شكست یك اتفاق است
شكست » : از دانشمندی سئوال كردند كه نظر شما در مورد شكست چیست ؟ دانشمند پاسخ داد
یك اتفاق است . یك شخصنیست ! كسی كه شكست خورده در مقایسه با كسی كه چنین تجربه ای
نداشته است ، هزاران قدم جلوتر است . او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس كرده است و تارهای
متصل به شكست را می شناسد . او بهتر از هر كس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شكست را
به ما نشان دهد . وقتی كسی شكست می خورد آگاه باشید كه او هزاران چیز یاد گرفته كه اگر شجاعت
٢
خود را از دست نداده باشد می تواند آنها را به دیگران منتقل كند . به كسی كه شكست می خورد هرگز
« ! نگویید: او تا ابد شكست خورده است ! بلكه بگویید او هنوز موفق نشده است
صید ماهی
آیا داستان پیرمرد و دریا را خوانده ای ؟ او برای صید ماهی بزرگ به قعر دریا رفت و از شكست
نترسید. او می دانست هر چه بیشتر تلاش كند ارزش واقعی كار خود را بالاتر می برد . ماهی بزرگی را
به دام انداخت و پس از یك مبارزة جانانه، آن را به پهلوی قایق بست و بازگشت . ولی ماهیان دیگر ،
صید پیرمرد را تكه تكه كردند و فقط از آن اسكلتی خالی بر جا گذاشتند . آیا پیرمرد شكست خورد ؟
هرگز ! آن چه كه او به ما آموخت تلاش بی امان و ارادة قوی برای مبارزه است ، هر چند كه نتیجه
خردة استخوانی بیش نباشد . او دوباره به دریا می رود و مبارزه اش را ادامه می دهد.
مغلوب نشوید
ناپلئون می گفت آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم. می دانی منظورش چه
بود : یعنی موفقیت فقط یك راه دارد آن هم این كه از تمام راه هایی كه به شكست منجر می شود
اجتناب كنی ولی شكست خوردن هزار طریق دارد كه اگر فقط از یكی از آن ها غافل شوی مغلوب
خواهی شد.
به كجا می روید؟
روزی جوانی به من گفت:میل دارم كاری كنم و به جایی برسم.
پرسیدم:چه كاری را در نظر گرفته ای؟
-نمی دانم.
-چه جاهایی دنبال كار می خواهی بروی؟
-نمی دانم.
پرسیدم: از عهدة چگونه كاری بر می آیی؟چه مهارتهایی داری؟
وقتی كه مردد ماند و پاسخی نداشت گفتم:
٣
اگر كاری به شما پیشنهاد شود،می خواهید از چه نوع باشد؟
سری تكان داد و گفت:نمی دانم. اص ً لا در باره اش فكر نكرده ام .
من به این جوان كه دلش می خواست به جایی برسد بی آنكه بداند چگونه! توصیه كردم قبل از هر چیز
،هدفی را پیدا كند و آنگاه برای رسیدن به آن ،تا می تواند كوشش كند.
تنها راه برای رسیدن به موفقیت
شاید باور نكنید ولی تنها راه برای فرار از خستگی و رسیدن به موفقیت، تلاش و كوشش است . توماس ادیسون می
گفت : من هیچ كار مهمی را بر حسب اتفاق انجام نداده ام . هیچ یك از اختراعات من محصول اتفاق نیست هرآنچه
دارم محصول كار و كوشش است .
دو انگیزة متفاوت
یك داستان كوچك، نظر اشخاص را نسبت بكارشان بیان میكند: دو نفر معمار با هم مشغول ساختن
آجر » : ساختمانی بودند، شخصی از پهلوی آنها گذشت و پرسید چه میكنید؟ یكی از آنها جواب داد
«. مسجد عظیمی میسازیم » : دیگری گفت .« روی هم میچینم
ارزش كیمیا!
الماس كاربردهای فراوانی در ساخت متهها و ابزارهای برش دیگر دارد، اما این، دلیل گرانبهایی و ارزش بالای
الماس نیست! الماسها ذاتًا گرانبهایند چرا كه كمیابند و مشكل بدست میآیند. نباید فراموش كنیم كه هر چه انجام
فعالیتی مشكلتر باشد ارزش آن هم بیشتر می باشد. اگر الماس مانند سنگ معمولی هر جا روی زمین پخش بود، دیگر
اینقدر ارزش نداشت.
سعی و كوشش نیز همین حالت را دارد. چیزهایی كه به راحتی و بدون تلاش و با تلاش كم بدست میآیند، كم
ارزش و یا بیارزشند. برای اینكه چیزی ارزشمند شود، تو باید تقلا و كوشش فراوانی برای رسیدن به آن صرف كنی.
حال به من بگو آیا تو الان مشغول حفر و استخراج الماس هستی و یا فقط دست و پای خودت را خاكی و كثیف
میكنی و ادای زحمت كشیدن را در میآوری؟ به جست و جوی كار و تلاش برخیز، چرا كه فقط از این مسیر است
كه ارزش و اعتبار نصیبت میگردد.
٤
به خودتان آمپول فلجی نزنید
عارفی از شهری می گذشت . در دروازة خروجی شهر مردی را دید كه روی تخته سنگی نشسته و به
عارف كه در حال راه رفتن بود با حسرت نگاه می كند . عارف از او احوال پرسی كرد و مرد گفت كه
همیشه دوست داشته مسافر جاده شود و به شهرهای دور سفر كند و به كسب و كاری جدید بپردازد .
اما افسوس كه هیچ گاه جاده او را نطلبیده است . عارف خندید و چند قدم از مرد جلوتر رفت و سپس
از جا برخیز و به سمت من بیا ! مرد چنین كرد . وقتی به عارف » : به سوی او برگشت و به مرد گفت
اكنون جاده زیر پای توست و تو را » : رسید عارف شروع به حركت كرد و در حال حركت گفت
در واقع برآورده . « ! طلبیده است . همین طور ادامه دهی و بیایی چند روز دیگر به شهر بعدی می رسیم
شدن خیلی از آرزوهای دور و دست نایافتنی ما به سادگی از جا برخاستن و قدم زدن است و بسیاری از
ما به دلیل تنبلی و مشكل روانی كار را خیلی سخت می كنیم و دست و پای خودمان را با طناب و
ریسمان های نامریی ذهنی می بندیم و به خودمان آمپول فلجی می زنیم .
شنا یاد گرفتن هوندا
هوندا در كودكی روزی به فكر آموختن شنا افتاد، بیشتر بچه های بزرگتر مدرسه، می توانستند شنا
كنند.او از یكی از آنها خواست كه شنا را به او بیاموزد،یكی از بچه ها گفت: این كاری ندارد،فقط یك
مداكا قورت بده،خودت شنا را یاد می گیری.مداكا ماهی كوچك، سیاه و بد مزه ای است و به بچه
قورباغه شباهت دارد.هوندا با ساده لوحی به كنار رودخانه رفت و كوركورانه به راهنمایی های عجیب و
غریب او عمل كرد.یك مداكا گرفت و قورت داد و آب فراوانی نوشید تا مرگ ماهی كوچولو را آسان
كند.سپس به خیال این كه دیگر غرق نخواهد شد،در آب پرید، چند بار دست و پا زد و مقداری آب
بلعید و سرانجام پذیرفت كه معجزه ای در كار نیست.فكر می كرد كه آن پسرك همه چیز را به او نگفته
است.شاید هم بدن ضعیف و لاغر او بود كه اجازه نمی داد تا مانند همسالان خود شنا كند.هوندا آزرده
خاطر بود،اما تسلیم نشد.او نزد پسرك بازگشت تا علت را جویا شود.پسرك گفت: اگر یك بار دیگر به
كنار رودخانه بروی و یك ماهی بزرگ تر بگیری و قورت بدهی،موفق می شوی. سخن پسرك چنان
محكم و مطمئن بود كه هوندا در آن تردید نكرد.او به كنار رودخانه بازگشت و بار دیگر خود را
آزمود،اما این بار هم تلاش او سودی نبخشید.
٥
هوندا هرگز تسلیم این فكر نشد كه نمی تواند مانند همسالان خود شنا كند.شروع به دویدن در كنار
رودخانه كرد و هر بار با بلعیدن یك ماهی به درون آب پرید.جریان پر قدرت و سریع آب او را
دستخوش امواج كرد و تقریبًا هر بار، نزدیك بود كه غرق شود.هوندا می گوید: چند سال بعد از آن،
دانستم كه معجزه فقط در نیروی اراده و پشتكار من نهفته است.تصمیم گرفتم كه اگر به قیمت بلعیدن
تمام آبهای رودخانه هم باشد، شنا كردن را بیاموزم. ایمان عمیق به هر چیزی،نیروهای عظیم باطنی را
بیدار می كند تا بر محدودیت ها چیره شوند.این حكایت بر اهمیت ایمان كه اصل و اساس موفقیت
است تأكید می كند.
ادیسون هدفمند
ادیسون زندگی عجیب و شگفت انگیزی داشت.او می خواست وسیله ای اختراع كند كه با آن بتوان
فضای تاریك را روشن كرد و روشنی آن پایدارتر از روشنی شمع باشد.او برای تحقق هدف خویش،
بیشتر از هزار بار به آزمایش دست زد و این آزمایشها با شكست مواجه شد ولی دست از كار نكشید و
همچنان مصمم به كار خود ادامه داد.وقتی به او گفتند كه پس از این همه شكست،چه احساسی دارد؟
پاسخ داد كه او ابدًا خود را شكست خورده نمی داند، بلكه هزاران روش پیدا كرده كه چگونه لامپ
بسازد.هدفمند بودن ادیسون، طرز تفكر و نحوة برخورد او با اشتباه و شكست و پیگیری مداوم و بی
امان او، سرانجام دروازة موفقیت را به رویش گشود و او با اختراع لامپ،همه جا را روشن كرد.
اطلاعات مورد نظر كجاست؟
« هنری فورد » انجام داد، مصاحبه كننده كه در برابر « هنری فورد » در مصاحبه ای كه روزنامة شیكاگو با
كه شخصیتی شناخته شده و مورد « هنری فورد ». جبهه گرفته بود،او را به كم دانشی و نادانی متهم كرد
احترام بود به او گفت حرف خود را ثابت كن.مصاحبه كننده پرسش های دانشگاهی از او پرسید و
هنری فورد كه تحصیلات دانشگاهی نداشت نتوانست پاسخ دهد و با عصبانیت گفت:من جواب این
پرسش ها را نمی دانم و لی می توانم در عرضپنج دقیقه كسی را پیدا كنم كه بتواند به همة پرسش
های شما جواب بدهد.
٦
هیچ وقت به جمع آوری اطلاعات علاقه ای نداشت.اما آنچه را كه لازمة یك مدیر لایق و « هنری فورد »
تواناست،دارا بود. اگر شخصی بتواند و بداند كه اطلاعات مورد نظر را چگونه و از كجا می تواند كسب
كند بهتر از این است كه از مغزش به عنوان انبار استفاده كند.
تحمل شكست
در سال ١٩٤٦ وقتی برای اولین بار به اسكی رفت.با خود گفت: چه چوبهای « هوارهد » شخصی به نام
اسكی بلند و بی قواره ای! به خوبی نمی توان با آن اسكی كرد.و هنگام بازگشت گفت:می توان چوبهای
اسكی بهتری ساخت و مصمم شد از ورقه های قراضة آلومینیوم چوب اسكی بسازد.آنگاه در ساعتی از
روز در كارگاهی نزدیك خانه اش شروع به عملی كردن طرح خود كرد.بعد از زحمت فراوان و پس از
گذشت یك ماه و نیم،شش جفت چوب اسكی ساخت، اما هر كدام وقتی در برف قرار گرفتند خم
شدند و شكستند.او با آنكه از این واقعه ناراحت شد اما تسلیم نشد.
در سال ١٩٤٨ با شش هزار دلار پس اندازش مجددًا شروع به كار كرد و هر هفته یك جفت چوب
اسكی تولید كرد و برای یك یك مربیان اسكی فرستاد تا آزمایش شود و هر بار كه آنها ، چوب اسكی
شكسته را برای او پس می فرستادند با خود می گفت:چوبهای اسكی بعدی را كه خواهم ساخت بدون
اشكال خواهد بود. او سه زمستان با دقت و وسواس بر روی طرح خود كار كرد و بالاخره در یكی از
روزهای سال ١٩٥٠ به هدف خود رسید.



نوع مطلب : علم و دانش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1391/09/27 :: نویسنده : حسین
[http://www.aparat.com/v/Ibpj4]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1391/09/27 :: نویسنده : حسین
[http://www.aparat.com/v/ROc2q]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1391/09/25 :: نویسنده : حسین
[http://www.aparat.com/v/ZNcvP]




نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/09/23 :: نویسنده : حسین
للّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1391/09/22 :: نویسنده : حسین

از داغ کربلا تو دلم آتیشه

با یاد شش گوشه می سوزم همیشه

کربلا دلخونم کردی

کربلا مجنونم کردی

عاقل بودم اما یک بار

دیدمت دیوونم کردی

حسین وای حسین وای حسین وای

ای شاه و امیرم

در داغت اسیرم

عاقبت از هجر واز دوریت می میرم

گیسویت طناب دارم

هر چی دارم از تو دارم

لا اقل وقت جون دادن

یه لحظه بیا کنارم

حسین وای حسین وای حسین وای

باز از تو می خونم

با عشق و شور و شین

پر زده مرغ دل تا بین الحرمین

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

وبلاگی برای آنان که می اندیشند

مدیر وبلاگ : حسین
نویسندگان
نظرسنجی
آیا دوست دارید این وبلاگ بروز شود؟؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت

معرفی صفحه به دوستان

* نام شما

ایمیل شما *

ایمیل دوست شما *

ایمیل دوست دیگر شما