تبلیغات
برا آنان که می اندیشند
برا آنان که می اندیشند
جانم فدای رهبر
دوشنبه 1392/09/4 :: نویسنده : حسین مرادی


!بعلت زیادی درس های مدرسه!

!!این وبلاگ تا تاریخ1393/4/10 آپدید نخواهد شد!!




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1392/05/31 :: نویسنده : حسین مرادی
روش مطالعه کارآمد
روش مطالعه کارآمد


 

چگونه برای روزهای امتحان برنامه ریزی کنیم؟

امتحان را همه ما به خوبی می شناسیم؛ با تمام وجود لمس واحساس کرده ایم و درباره آن کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین همراه داریم. با رسیدن فصل امتحانات، گاه بذر نگرانی و دلهره و گاه ترسی پنهان و موهوم شکل می گیرد. این مقاله می کوشد این ابعاد را بررسی کند و با ارائه پیشنهاد هایی، عوامل بازدارنده و اخلالگر را به مرز صفر برساند؛ گرچه صحبت از تمام عناصر و زوایای این پدیده به مجموعه ای از مقالات نیاز دارد. با عنایت به ضیق زمان و ضرورت این فصل، مطالب به اختصار ارائه می گردد تا ان شاء ا..همه از آن بهره گیرند.

اهمیت برنامه ریزی در فصل امتحان

در خصوص اهمیت برنامه ریزی، بارها در این سلسله مباحث صحبت کرده ایم. چهارفایده اصلی کاربرد برنامه ریزی عبارت است از: هدفمندی، برکت زمان، کاهش دغدغه، نتایج فراوان.
امروزه ضرورت برنامه ریزی، با عنایت به سرعت تغییر، گستردگی اطلاعات، قدرت و تحولات، انفجاری موجود، از آفتاب روشن تر است.

اهمیت برنامه ریزی

اهمیت برنامه ریزی آن قدر روشن و بدیهی است که بی نیاز از تأکید به نظر می رسد. این اصل در تمام مراحل حیات آدمی و در همه امور جاری و لازم الاجرا است. برخی صاحب نظران معتقدند: ما با برنامه ریزی، تمام امکانات خویش را جهت وصول به هدف تعیین شده بسیج می کنیم و به نوعی هماهنگی می رسیم؛ بهترین مثال در این زمینه فصل امتحانات یا کنکور است.
فصل آزمون ها، از محسوس ترین زمان ها جهت به کارگیری یک برنامه ریزی منسجم و مجدّانه به شمار می آید؛ چون برنامه ریزی روش نظامدار انجام امور است و بدون به کارگیری آن، اهداف حاصل نمی گردند. در حالت فقدان برنامه به روزمرگی دچار خواهیم شد و با انجام مطالعات پراکنده انگیزه های خود را ضعیف می سازیم که محصول آن اضطراب و نگرانی ها است.
به منظور ورود به قلمرو جادویی و شگفت انگیز برنامه ریزی در فصل امتحانات و ارزشیابی ها، ابتدا باید تمام افکار محدود کننده را از خود برانید و به یک موجود معنوی تبدیل شوید؛ موجودی که در قلمرو درونی اش محدودیتی ندارد. در این حالت، به سطح جدیدی از معرفت درونی می رسید که با شما نجوا می کند:«من می توانم دراین لحظه چنین کاری را به خوبی انجام دهم.»
جالب این که با چنین باوری تمام کمک های مورد نیاز را دریافت خواهید کرد. اگر بخواهیم ذهن را در جایگاهی قرار دهیم که معجزه بیافریند، باید همه چیز را با برنامه و توکل درآمیزیم.

اضطراب امتحان

واژه اضطراب امتحان که از ترکیب کلمه های اضطراب (Anxiety)و امتحان (Test) تشکیل شده، نوعی حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است که باپریشانی،وحشت، هراس، تپش قلب، تعریق، سردرد و بی قراری، تکرر ادرار و تشویش همراه است. آنچه این حالات را از هراس یا ترس شدید جدا می کند این است که منبع اضطراب معمولا به طور دقیق شناخته شده نیست؛ اما در ترس شدید اغلب علت هراس برای ما مشخص است.

علل اضطراب امتحان

به عقیده صاحب نظران سه دسته عوامل در اضطراب دخالت دارند. عوامل فردی و شخصیتی، عوامل اجتماعی و عوامل آموزشی.
1. عوامل فردی و شخصیتی
تعدادی از این عوامل عبارتند از:
1-1. بین اضطراب امتحان و اضطراب عمومی که یک خصیصه و صفت شخصیتی است و میزان آن در افراد مختلف متفاوت است، رابطه وجود دارد. یعنی گاه فرد مضطرب علاوه بر شرایط امتحان در شرایط رانندگی و سخنرانی و گفت و گو نیز اضطراب دارد. برای حل این مشکل موارد زیر پیشنهاد می گردد:
الف. مطالعه و پرسش از خود
ب. تصور سخنرانی خود برای دیگران
ج. نوشیدن آب قبل از سخنرانی و حتی امتحان جهت کاهش تنش
1-2. اعتماد به نفس، ارزش و اعتباری درونی است که یک فرد در زمینه های مختلف زندگی، تحصیلی، اجتماعی، جسمانی و هوش برای خود قائل است. افراد دارای اعتماد به نفس بالا برای برخورد شایسته با امتحان و مشکلات توانایی زیادی دارند.
1-3. هوش و توانایی ذهنی و شناختی در رفتارها، فعالیت ها و اندیشه ها و عواطف تأثیر بسیار دارد.
ساراسون و همکارانش نشان داده اند که بین هوش و اضطراب امتحان رابطه مستقیم وجود دارد. براین اساس، افراد با سطوح هوشی مختلف از نظر تجربه اضطراب امتحان متفاوتند؛ یعنی افراد دارای بهره هوشی متوسط، در مقایسه با افراد دارای بهره هوشی بالا و پایین، از اضطراب ناتوان کننده ای رنج می برند. البته این مسأله با مشاوره قابل تعدیل است.
1-4. گاهی افرادی که از اضطراب امتحان رنج می برند، افکاری منفی و اغلب غیرواقعی از خود دارند؛ خود را فردی شایسته نمی دانند و به شدت از شکست می ترسند. این افراد باید نقاط مثبت خویش را فهرست کنند و نقاط قوت خویش را پیش رو بگذارند تا بدانند خداوند هیچ موجود بی استعدادی نیافریده است.

چه کسانی موفق ترند؟

به نظر می رسد افراد نسبتا خوشبین -نه خوش خیال- در زندگی و تحصیلات خود موفقیت بیش تر کسب می کنند. هنگامی که شخص امتحان می دهد، داشتن احساس و تفکر مثبت و خوش بینانه می تواند موجب کامیابی او شود. در واقع این اضطراب نیست که به طور مستقیم به ضعف عملکرد و نمره پایین فرد در آزمون می انجامد، بلکه سبب اصلی شکست، افکار نامربوطی است که اضطراب به آن را ارمغان می آورد.
1-5. هر آزمونی آمادگی ویژه می طلبد. آمادگی برای بعضی از آزمون ها به ساعت و برای بعضی به روز است. گاه اضطراب امتحان در عدم توازن زمان تخصیصی ما و زمان لازم برای کسب آمادگی ریشه دارد. هر اندازه میزان آمادگی پایین باشد، اضطراب شدیدتر خواهد بود.
بسیاری از افراد هنگام امتحان و درزمانی که باید سراغ کتاب بروند، از آن می گریزند؛ چون اصولا انسان از قید و بند گریزان است. اینان باید توجه داشته باشند مطالعه درسی قید و بند نیست، پلکان صعود به بلندی ها و رشد است. آدمی معمولا با وعده گذاری درونی و موکول کردن مطالعه به یک ساعت یا چند ساعت بعد و تردید در شروع، زمان ها را از دست می دهد و دچار اضطراب و فقر زمان می شود.
1-6. برخی از صاحب نظران معتقدند بازدهی و عملکرد ضعیف افراد دارای اضطراب بالا به میزان زیادی به کیفیت توجه و تمرکز آنان در خلال امتحان بستگی دارد. فرد مضطرب، به علت توجه به تشویش و نگرانی خود درهنگام امتحان، به محتوای اصلی امتحان کم تر توجه می کند و این مسأله به عملکرد پایین وی می انجامد.

2. عوامل اجتماعی

انتظارات و توقعات، چشم و هم چشمی ها و تشدید آن توسط مراکز آموزشی و جامعه و خانواده در این بخش می گنجد؛ برای نمونه به ذکر چند مورد بسنده می شود:
1-2. رقابت: مقصود رقابت های ناسالم و بیماری بیست گرایی است که از جهت روانی پیامدهایی زیان بار دارد.
2-2. انتظار تحمیلی: عمدتا افراد حاشیه ای برای فرد دام گستر می شوند و آثار و تبعات روانی به بار می آورند. انتظارهای تحمیلی، دانش آموز و دانشجو را در جلسه امتحان به مرحله قبض روح می رساند.
3. عوامل آموزشی
میزان شیوع اضطراب امتحان در مقطع ابتدایی کم تر از راهنمایی و در راهنمایی عموما کم تر از دبیرستان است؛ ولی در کنکور به اوج می رسد؛ البته این اضطراب گاه در دانشگاه نیز اوج می گیرد؛ ولی شایع نیست و در سیستم آموزشی و تفاوت های تدریس و آزمون ریشه دارد.

واژه شناسی

امتحان به معنای «آزمودن، آزمون، آزمایش، آزمایش کردن، تجربه، تفحص، تفتیش، جست وجو، نگریستن، تأمل کردن و اندیشیدن پایان کار و...»است1. امروزه یکی از انگیزه های مهم مطالعه امتحان است؛ متأسفانه سهم ساعتی ما از مطالعه برای هر ایرانی دو دقیقه است.
در بعضی از ملل جهان «ساعت» ملاک مطالعه است؛ برای مثال ژاپنی ها با داشتن رونامه ها و مجلات در تیراژ میلیونی و سطح مناسب چاپ، نشر، عرضه و فروش کتاب در صدر جدول ساعات مطالعه قرار دارند و مطالعه را در معنای صحیح آن «یعنی به وقت نگریستن در هر چیز برای واقف شدن به آن» به کار می برند.(2)
یعنی صاحب نظران معتقدند: مطالعه یعنی خواندن و باز خواندن یک قطعه، یادداشت برداشتن و مطالب را بررسی کردن و در اهمیت لازم قرار دادن.(3)
گروهی دیگر می گویند: مطالعه و خواندن کتاب یا نوشته، کاری پویا و فعال است و منتج به یادگیری، یاد سپاری و انتقال مجدد آموخته ها می شود.(4)
البته با فرض هر تعریفی، روش مطالعه متفاوت خواهد بود. مطالعه برای امتحان با همه انواع مطالعات تفاوت دارد و با تعریف آخر متناسب تر می نماید.

اصول مطالعه و یادگیری

عمدتا در زمان امتحان، برای بهبود و افزایش یادگیری، باید اصول زیر را رعایت گردد:
1. اصول پیش از شروع مطالعه:
1-1. تعیین هدف و انگیزه
2-1. تعیین مدت لازم
3-1. تعیین مقدار مطالعه
4-1. انتخاب محیط مناسب
5-1. اجتناب از اموری مانند پربودن معده، اضطراب های نا به جا و تخیلات
2. اصول هنگام مطالعه:
1-2. مطالعه فعال و جدی
2-2. حفظ آرامش
3-2. دوری از عوامل اخلالگر مانند جلسات خانوادگی، صدای تلویزیون و رادیو و محیط پرسروصدا و..
4-2. در صورت امکان، یادداشت برداری نکات مهم
5-2. برخورد سؤالی با مطالب آموختنی
6-2. ترک افکار منفی
7-2. تمرکز حواس
8-2. استراحت کردن هنگام مطالعه
نکته: هر 45 دقیقه تا یک ساعت، استراحت پنج دقیقه ای لازم است.
9-2. علامت گذاری نکات مهم
3. اصول بعد از پایان مطالعه:
1-3. تکرار آموخته ها و مرور آن ها
2-3. تأکید بیش تر بر نکات علامت گذاری شده
3-3. در صورت امکان، مباحثه

1. تعیین هدف و انگیزه

داشتن هدف و انگیزه از عوامل مهم روند یادگیری است. وقتی با مطالب درسی هدفمند برخورد می کنیم، به آرامش روانی و مرزهای قدرت یادگیری می رسیم. داشتن هدف، ترسیدن از کمبودها را کاهش می دهد؛ زیرا ترسیدن از کمبودها موجب می شود نتوانیم به این موضوع پی ببریم که هم اکنون به اندازه کافی ارزشمندیم و توانایی فوق العاده داریم.

2. تعیین مدت زمان مطالعه

معمولا 24 ساعت شبانه روز را به سه قسمت صبح تا ظهر، ظهر تا شب و شب تا صبح تقسیم بندی می کنند. اگر در شبانه روز 8 ساعت را برای مطالعه در نظر بگیریم- یعنی یک سوم زمان را لحاظ کنیم(16 ساعت)به استراحت و کارهای جنبی و تغذیه اختصاص می یابد. چنانچه 8 ساعت احیا شده را در طول روز به تناسب کار و مشغله تقسیم کنیم، در طول هفته شاهد 56 ساعت وقت مفید با رعایت روزانه 16 ساعت وقت آزاد خواهیم بود که جمعا در طول هفته 112 ساعت وقت آزاد می شود.
از زاویه دیگر که بنگریم، به زعم اغلب صاحب نظران فنون یادگیری، آدمی باید مهارت یادگیری خود را به صورت منفصل تقسیم کند؛ یعنی اگر قرار است سه ساعت به طور مستمر مطالعه کند، حتما بین هر دو ساعت مطالعه استراحت کوتاه داشته باشد تا دچار تراکم مطالب و «فلات یادگیری» نشود.
در مسأله ارتباط زمان و مباحث مورد مطالعه، نکته حائز اهمیت این است که انسان، مطالب عمیق و استدلالی، مانند ریاضی و آمار را در اوایل روز بهتر یاد می گیرد؛ مطالب نظری، مانند فلسفه و زیست شناسی و منطق را بعد از ظهر بهتر می آموزد؛ مطالب ذوقی، زبان، قواعد دستوری و نظری صرف، مانند ادبیات فارسی، زبان انگلیسی و تاریخ را شب بهتر یاد می گیرد.

3.محیط مناسب

رعایت عوامل محیطی زیر برای مطالعه قابل عنایت است:
1-3. پربودن معده میزان یادگیری و انگیزه مطالعه را کاهش می دهد.
2-3. در اثر مطالعه، قند خون کاهش می یابد. بدین سبب، اصطلاحا گفته می شود افراد شیرینی خور می شوند. بهتر است از تنقلات طبیعی، از جمله کشمش که اثری عجیب بر حافظه دارد، استفاده شود.
3-3. تا حد ممکن مواد نشاسته ای مصرف نشود.
4-3. مصرف لبنیات خصوصا ماست و دوغ موجب خواب آلودگی می گردد و لازم است میزان مصرفشان کاهش یابد.
5-3. گرسنگی زیاد نیز یادگیری را مختل می کند.
4. مطالعه فعال وجدی
در مطالعه فعال، آدمی آماده پذیرش الفبای یادگیری واصول و قواعد علمی است.(5)
لوازم این نوع مطالعه عبارت است از:
1-4. آغاز مطالعه با دقت و اصطلاحا آرام و بدون شتاب
2-4. در صورت امکان صفحات نخست دوبار خوانده شوند تا ذهن آمادگی لازم را پیدا کند. ( اصطلاحا نرمش ذهنی)
3-4. دوری از تعارفات و جدیت درباره زمان تخصیص یافته به مطالعه.
تاحد امکان باید در حفظ آرامش کوشید.(6) انسان، زمان مطالعه یا تمرکز، حساس تر می شود و زود رنجی به سراغش می آید. بهتر است خود را برای این شرایط آماده سازد و در ضمن از عوامل اخلالگر محیطی بپرهیزد؛ خصوصا برنامه های پایان ناپذیر بزرگ ترین قاتل زمان یعنی تلویزیون که امروزه از صحنه های خشن آکنده است. تحقیقات اخیر نشان می دهد هر تصویر تلویزیون برابر 1000 کلمه بر روان آدمی تاثیر می گذارد و اشتغال ذهنی می آورد.
جالب است بدانید که مراد از تصویر در این جا فریم است -در هر ثانیه 16 تا 24 فریم از برابر دیدگان ما می گذرد؛ یعنی با احتساب 24 فریم مسلسل، ما در هر ثانیه تحت تأثیر 24000 کلمه القایی قرار می گیریم، امروزه متأسفانه اغراض و اهداف خاصی نیز در عقبه خاکریز سریال ها و فیلم ها وجود دارد. یک شرکت آمریکایی به سازندگان سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی مبلغ بسیار کلانی پرداخت تا وسط تصاویر، در کل، یک ثانیه از فیلم- در لحظات مختلف فیلم، فریم های پانزدهم و شانزدهم ثانیه های مختلف- را به تبلیغ مشروبات و لوازم خانگی اش اختصاص دهند.
صاحب استودیوی سازنده فیلم در اعتراض به ناکار آمد بودن این روش به صاحب کارخانه می نویسد: «2فریم از 24 فریم یک ثانیه هنگام تماشای فیلم و سریال دیده نمی شود.» صاحب کارخانه اعلام می دارد:«ما نمی خواهیم دیده شوند؛ بلکه می خواهیم در ضمیر ناخود آگاه افراد حک شود و افراد ناخود آگاه به سمت آن محصول کشیده شوند.» در شوروی نیز پیش از فروپاشی، وسط ثانیه های فیلم های سینمایی و سریال ها فریم هایی از عکس و شعارهای حکومتی قرار می دادند.
سینما روندگان وقتی فیلم سینمایی را مشاهده می کردند، بعد از خروج از سینما، متعجبانه از یکدیگر می پرسیدند: نمی دانیم چرا تصاویر فلان سیاستمدار یا فلان محصول یا فلان شعار به ذهن ما متبادر می شود؟ 3 این مثال ها نمونه پنهان تأثیرهای رسانه های تصویری است. البته تأثیرات مستقیم و القائات تصویری آشکار رسانه ها به توضیح نیاز ندارند و رهاورد آن- همان طور که قبلا اشاره گردید- صرع تصویری است.

نکات کاربردی برای امتحان

به کار بستن نکات زیر در بهینه سازی آزمون های درسی و دانشگاهی و آزمون های ورودی مفید می نماید:
1. مطالعه درطول ترم یا فصل تحصیلی (نه به قصد امتحان)
زیرا مرور مستمر مطالب، حافظه را برای پذیرش مطالعات بعدی و عمیق تر آماده می سازد.
2. چنانچه فراگیر، هر روز بعد از پایان درس و مراجعه به منزل یا خوابگاه در حد نیم ساعت یا بیش تر، درس ارائه شده را مرور کند، پایداری مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت و میان مدت خواهد چرخید.
3. بهترین راه آماده سازی در شب قبل از امتحان، مرور و تکرار الگوهای سازماندهی شده است.
4. در طول مطالعه، حافظه تصویری (چشمی)را فعال کنید. کدگذاری، رمزگذاری، علامت گذاری و واژه سازی از روش های خوب به شمار می آیند؛ برای مثال برای یادگیری دوره های پادشاهی قبل از اسلام در ایران کلمه «مهسا»با تکرار دو حرف آخر (مهساسا) یعنی مادها، هخامنشینان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان و اسلام، مناسب است.
5. فراموش نکنید معمولا 24 ساعت مانده به موعد امتحان، بیشترین یادگیری ها صورت می گیرد. بنابراین، از دغدغه ها، اضطراب ها، کارهای غیرلازم، دخالت ها، مشغولیات کاذب، رسانه ها، مجلات و ..دوری کنید.
6. در بعضی از دروس، حریف تمرینی (هماورد علمی)بسیار مناسب است؛ یعنی با یک همکلاسی که از لحاظ روحی و درسی به هم نزدیک هستید، مطالعه را به صورت مباحثه داشته باشید.
7. نیم ساعت قبل از برگزاری امتحان از بحث و مطالعه بپرهیزید. جای خلوتی بیابید و تأمل کنید.
8. حتما از تجارب بعضی از دوستانتان در مطالعه استفاده کنید.
9. حتی الامکان جلسه امتحان را با یک ذکر آرام بخش شروع کنید. دعا آرامش است و کلا یاد خدا آرامش بخش دل ها است؛ الا بذکر الله تطمئن القلوب.

عادات پاسخ به امتحان

گروهی عادت دارند وقتی برگه امتحان را به دست می گیرند، نوشتن پاسخ را آغاز می کنند. گروهی نیز اول محتاطانه به پرسش ها می نگرند وبعد جواب می دهند. در این زمینه به نکات زیر توجه فرمایید:
الف. ثابت شده است اگر تمام پرسش ها را با تأمل و در آغاز بخوانید بهتر است. چون حافظه جست وجوگر و کاشف(Discover Memory)به کار می افتد و کم کم جواب ها را می چیند.
ب. سعی کنید اول به سؤال های ساده و آسان یا پرسش هایی که برآن ها تسلط دارید، جواب دهید؛ زیرا هم انگیزه شما را برای پاسخ به دیگر سؤال ها بالا می برد و هم فرصتی به حافظه می دهد تا پاسخ پرسش های دیگر را جست وجو کند. سپس سؤالات متوسط را جواب دهید و در نهایت به پرسش های مشکل و پیچیده روی آورید.
ج. حتی الامکان از ترک سریع جلسه امتحان خودداری کنید. توجه داشته باشید که زمان تعیین شده جهت پاسخ به سؤالات، حساب شده است. حتی اگر سرعت پاسخ دهی شما بالا است و فرصت امتحان از مدت زمان لازم برای شما بیش تر است، سعی کنید سؤالات و جواب های خود را دوره کنید تا به این نکته شگفت انگیز برسید که «بسیاری از جواب ها به اصلاح و تکمیل و تغییر نیاز دارند.»
د. بکوشید در جلسه امتحان، با ورقه و حافظه خود و دستی که به قلم تکیه زده و صفحه را در می نوردد، ارتباط مثلثی برقرار سازید و از پراکندگی حواس و مشغولیت ذهن و گرداندن چشم به اطراف خودداری کنید؛ تا اضطراب شما کاهش یابد.
ه. بازنگری پاسخ ها بعد از پایان پاسخگویی بسیار مهم است؛ زیرا گاه پیش آمده است که افراد حتی پاسخ یک سؤال را ننوشته اند یا به دستور العمل برگه ها توجه نکرده و با پاسخ به پرسش های اختیاری، نمره منفی گرفته اند.
و. گاه مطالب را خوب مطالعه کرده ایم؛ اما متن سؤال کمی مبهم است. سعی کنید سؤال را بفهمید و دچار قضاوت زود هنگام نشوید. زیرا «فهم پرسش، نصف جواب است.»
ز. تنظیم وقت در جلسه امتحان بسیار مهم است. با حفظ آرامش، زمان بالای ورقه را با تعداد و محتوای سؤالات تطبیق و تنظیم کنید. این کار در پرسش های تستی از سؤال های با پاسخ تشریحی راحت تر می نماید.
ح. تمرکز و خوش خطی یکی از عوامل کاهنده اضطراب و ایجاد کننده آرامش است.

نکته طلایی

نباید فراموش کنیم که اندکی اضطراب برای زندگی ضرورت دارد.(7) اضطراب درجه ای از رنج است و ما باید شاهد رنج باشیم نه مالک آن. گاه اضطراب در جلسه امتحان حالتی به همراه می آورد که بسیار مهم است؛ یعنی مطالعه درس، خوب انجام گرفته و اضطراب شدید نیست؛ اما به محض مواجهه با برگه امتحان احساس می کنیم 70 درصد جواب ها به خاطرمان نمی آید؛ این حالت موقتی است. بارها شده است که جواب پرسش های اول و دوم به خاطرمان نمی آید؛ ولی وقتی به سؤال سوم می پردازیم، متوجه می شویم پاسخ سؤال های پیشین را به خاطر آورده ایم. متأسفانه بعضی افراد به بُعد جست وجوگری حافظه اشراف ندارند؛ سریع از جلسه امتحان خارج می شوند و بعد از دقایقی تأسف می خورند.

پی نوشت ها :

1. دهخدا، علی اکبر(1355)لغت نامه دهخدا، تهران: بنیاد دانشنامه دهخدا.
2. همان، ذیل واژه مطالعه.
3. زمانی، معصومه(1380)هفت رمز موفقیت، تهران: مؤسسه همشهری.
4. دورتی، ریچ(1382)مهارت های اساسی زندگی، ترجمه اکرم قیطاسی، تهران: صابرین.
5. صافی، قاسم(1380)مقدمات و روش های مطالعه و پژوهش، تهران:ویرایش.
6.Graw,D & Philip. c.(2007) Life Strategies Doing, New york, Kiplinge.
7. Ellis, A(2002) Memory & Study.

منبع: حسین، خنیفر، (1348)، جوان در آینه جهان( مهارت های مدیریت بر خویشتن در عصر تغییر)،‌ تهران: موسسه نشر شهر، چاپ اول 1389.

 

 





نوع مطلب : فرهنگ واندیشه.، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 سیاووش و سوگنامه ایرانیان باستاناز حوادث غمباری که فردوسی به بهترین صورت نقل می کند این است که سودابه همسر کیکاوس به فرزند شوهرش (سیاوش) (سیاوخش) دل باخت و می خواست به شوهر خیانت کند. اما سیاوش از قبول تمنای اهریمنی سودابه امتناع کرد. سودابه عصبانی شد و پیش شوهرش یعنی کیکاوس شکایت کرد و او را به خیانت متهم کرد. موبدی برای داوری انتخاب شد و مقرر شد که سیاوش و سودابه از آتش بگذرند، هر کدام که به سلامت از آتش گذشت بی گناه است. سیاوش که بی گناه بود به سلامتی از آتش گذشت ولی سودابه که خود را مقصر می دانست از آتش عبور نکرد. سیاوش بر سر این موضوع، قهرآلود پدر را ترک نمود و راه توران را در پیش گرفت. افراسیاب دختر خود «فرنگیس» را به زوجیت سیاوش درآورد. از آنجا که گرسیوز برادر افراسیاب بر سیاوش حسد برد، اسباب کشتن او را فراهم ساخت. تورانیان به فرمان افراسیاب خون ناحق او را بر زمین ریختند. سیاوش پسر کوچکی داشت به نام «کیخسرو» که او را از ترس افراسیاب مخفیانه شبانان تربیت و سرپرستی می کردند و او همان است که پس از کیکاوس پادشاه ایران شد. چون خبر کشته شدن سیاوش به ایران رسید، کیکاوس و رستم را سخت خشمگین کرد. رستم که خود تربیت کننده سیاوش بود و به او مهر می ورزید، تصمیم گرفت که انتقام خون سیاوش را بگیرد . رستم به توران لشکر کشید و افراسیاب را شکست داد و سرزمین توران را گرفت و مدتی بر تخت او تکیه زد. رستم قبل از حمله به توران کین سیاوش را از سودابه گرفت و او را کشت. فردوسی در این باب گوید: به خنجر به دو نیم کردش به راه/ نجنبید بر جای کاوس شاه. سودابه را شرورترین و نابکارترین زن در شاهنامه می دانند.

جهانداری لهراسب و جانشینانش

پدرش اروندشاه برادر کیکاوس و مادرش تناز دختر آرش بود. او برای آشتی با توران پایتخت خود را به بلخ انتقال داد. لهراسب عاقبت پادشاهی را به گشتاسب سپرد و خود به نوبهار بلخ رفت و به پرستش اهورمزدا پرداخت. فردوسی در این باره گوید: چو گشتاسب را داد لهراسب تخت/ فرود آمد از تخت و بربست رخت، به بلخ گزین شد بران نوبهار/ که یزدان پرستان بدان روزگار. گشتاسب همان کسی است که به عقیده زرتشتیان (زرتشت یگانه پیامبر آریایی) در زمان او پیامبر شد و عاقبت در خلال جنگ با توران کشته شد.
فرزند گشتاسب اسفندیار بود که به دست زرتشت روئین تن شد زیرا زرتشت آبی بر سر اسفندیار ریخت و تمام بدنش که آب به آن رسیده بود مصون از تیر بود به غیر از چشمانش را که هنگام ریختن آب بسته بود و برخی معتقدند که به توصیه زرتشت در آبی شنا کرده بود که او را روئین تن نموده بود. اسفندیار در شاهنامه تالی رستم و بزرگترین پهلوان کیانی بود. رستم چون با اسفندیار به جنگ پرداخت و او را حریف نبود به راهنمایی سیمرغ تیری به چشمان اسفندیار زد و او را کشت. بعد از مرگ اسفندیار فرزندش بهمن به پادشاهی کیانیان رسید. بهمن را ایرانی ها و اسطوره شناسان همان اردشیر درازدست می دانند و به او فتوحات زیادی نسبت می دهند. بعد از بهمن، «هما» به جانشینی او انتخاب شد و پسری آورد که «داراب» نام داشت. پسر او «دارا» آخرین پادشاه سلسله کیانی است و ایرانی ها او را داریوش سوم می دانند که با اسکندر مقدونی جنگ کرد و مغلوب شد. فردوسی نتیجه کار اسکندر را در این باره می گوید: سکندر که آمد به این روزگار/ بکشت آن که بد در جهان شهریار، برفتند وزیشان جز از نام زشت/ نماند و نیاید خرم بهشت. طبق روایاتی که سینه به سینه از موبدان به زمان فردوسی رسانیدند، اسکندر اوستای اصلی را که شامل کلیه قصص باستانی و تاریخی ایران بود سوزانید و مدارک تاریخی ایران از میان رفت. پس از مطالعه شاهنامه معلوم می شود که حلقه های مفقود در تاریخ ایران بسیار است. دوران ماد و هخامنشی و پانصد سال دوران اشکانی در آن دیده نمی شود.
خاورشناسان بر آن شدند تا آنجایی که می توانند این حلقه های مفقود شده را پیدا کنند و همان طور که گفتیم اگر اسکندر، کتاب های موجود در تخت جمشید به ویژه اوستای بزرگ را در اسطخر نمی سوزانید، خیلی از حقایق برای ما روشن می شد. خاور شناسان ازجمله نولدکه و هرتسفلد شرق شناسان آلمان سعی بر این دارند که کیانیان را با هخامنشیان منطبق گردانند ولی در انطباق پاره ای از اسامی دچار اشکال می شوند. در صفحه ۵۳۹ کتاب حماسه سرایی در ایران نوشته دکتر ذبیح الله صفا نوشته شده است که در اکثر تواریخ اسلامی، بهمن را همان اردشیر دراز دست دانسته اند. ابوریحان بیرونی اردشیر دراز دست را در کتاب آثارالباقیه «مقر و شر» است که به معنی توانا است و در پاره ای دیگر از آثار اسلامی کمبوجیه (کامبیز) را «قمبوس» گفته اند (رجوع شود به ایران در عهد باستان نوشته دکتر محمد جواد مشکور). استاد آرتو کریستین سن (A Christensen) خاور شناس دانمارکی در کتاب کیانیان به طرح این مسئله می پردازد و بهتر است که خوانندگان به آن کتاب مراجعه کنند. استاد فقید سید محمد تقی مصطفوی که سالیان دراز رئیس باستان شناسی ایران بود، کیخسرو را همان کوروش هخامنشی می داند. پاسخ دادن به چنین سئوال مشکلی در گرو یک تحقیق دامنه دار توسط آقایان و خانم های محقق در زمینه های ادبیات باستانی و تاریخ ایران قدیم است که انشاءالله بتوانند در این زمینه اقدام کنند و متاسفانه چون بعد از حکومت پانصد ساله اشکانیان، ساسانیان آثار آنان را از میان بردند، فردوسی از پانصد سال حکومت اشکانی جز چند بیت شعر که در نامه خسروان آمده است چیزی نمی داند و در این باره می گوید:
چو کوتاه بد شاخ و هم بیخشان
نگوید جهاندیده تاریخشان
از ایشان جز از نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام
http://www.aftabir.com منبع آفتاب:




نوع مطلب : فرهنگ واندیشه.، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1392/05/31 :: نویسنده : حسین مرادی
شناخت حافظه خود
شناخت حافظه خود


 
حافظه به صورت قدرتی فوق العاده در تمام پدیده های هستی وجود دارد و قوی ترین نوع آن در انسان نهفته است؛ ولی در همه افراد یکسان نیست. به طور کلی افراد در یادگیری، مطالعه و نگهداشت مطالب به 4 دسته که در حقیقت نماینده 4 نوع حافظه اند تقسیم می شوند: حافظه های شنیداری(سمعی)، دیداری(بصری)، نوشتاری(یدی) و حسابگرانه(آماری). در شماره پیش از حافظه شنیداری یاد شد و سه حافظه دیگر را در این شماره توضیح می دهیم.

حافظه دیداری

افرادی که از راه دیدن و تمرکز روی صفحه و تصویر برداری از مطالب بهتر می آموزند، نگه می دارند، یادآوری می کنند و مطالب را دوباره به صحنه فعال ذهن خود می آورند، از این حافظه برخوردارند. امروزه عقیده براین است که بیش از 70 درصد آموخته ها و تجارب از طریق چشم به دست می آید.
این دسته از افراد، جهان را به صورت تصاویر ادراک می کنند(1) و حتی آدرس ها را بر مبنای نشانه های فیزیکی می آموزند؛ برای مثال به یاری نشانه های ذهنی ای که از اماکن اطراف، تابلوها، مغازه ها و ادرارات می سازند، مکانی خاص را به خاطر می سپارند.
این افراد در کودکی نیز قابل تشخیص اند؛ یعنی وقتی تازه زبان می گشایند، هنگام گفت وگو با بزرگ ترها در چشمان طرف مقابل زل می زنند. جالب این که وقتی طرف صحبتشان به چشم وچهره آن ها نمی نگرد، با دستان کوچکشان چهره اش را سمت خویش می گردانند و می گویند: ببین، ببین! و تا مخاطب نگاهشان نکند، سخن نمی گویند. این گروه در دوران تحصیل به چهره استاد بسیار می نگرند و حتی گاه مطالب درس را با حرکات استاد کد گذاری می کنند و به حافظه می سپارند.
این حافظه به راحتی قابل توسعه است. می توان بیش تر مطالب درسی را به یاری تصویر به یاد سپرد و هر صفحه را به صورت تصویری در حافظه نگهداری کرد.(2)
بارها اتفاق افتاده است، هنگام برون آمدن از جلسه امتحان دیده ایم دوستان ما درباره خاستگاه پرسشی خاص گفت وگو می کنند؛ برای مثال رضا به علی می گوید: سئوال پنجم از کجا آمد؟ علی نیز اظهار بی اطلاعی می کند؛ ولی سعید می گوید: صفحه 80، آن ها به صفحه 80 مراجعه می کنند و پرسش و پاسخ را دقیقا می یابند. شاید خود سعید نیز نداند حافظه بصری یا دیداری فوق العاده دارد و اگر آن را تربیت و تقویت کند، در یاد سپاری مطالب توفیق فزون تر می یابد.

مطالعه موردی

گروهی از افراد -بی آن که بدانند- از این نوع حافظه سود فراوان می برند و فکر خود را خسته نمی کنند. یکی از نویسندگان درباره حافظه ابوعلی سینا چنین نگاشته است: وقتی ابن سینا به اصفهان پناه آورد، عالمان از او خواستند نسخه ای از کتاب قانون را به آن ها دهد. شیخ گفت: آن کتاب را نیاورده ام؛ ولی صفحه صفحه اش را به خاطر دارم.(3) آنگاه قانون را برای علاقه مندان باز گفت و آنان به نوشتن پرداختند.

نشانگر رفتاری حافظه دیداری

افرادی که حافظه دیداری دارند، از ویژگی های زیر بهره می برند:
1. وقتی صدایی می شنوند، به طرف بالا نگاه می کنند.
2. با سرعت سخن می گویند و آهنگ صدایشان بلند است.
3. هنگام صحبت دست ها را حرکت می دهند و به طرف بالا می گیرند.
4. به سرعت نفس می کشند.(4)
5. اصطلاحا تصویری(5) صحبت می کنند.
6. در به کار بردن تشبیه(6)، تمثیل(7)، تخیل(8) و صحنه پردازی مهارت فوق العاده دارند. آن ها علاوه براین که خود را درصحنه می یابند، چنان سخن می گویند که دیگران نیز خود را در صحنه مورد نظر احساس می کنند. اگر داستان می گویند، شنونده را در کوچه پس کوچه های داستان راه می برند.
7. در نوشتن انشاء، نامه، خاطره و ... به انعکاس صحنه ها، شفاف ساختن فضا و تصویر کردن بسیار گرایش دارند.
8. در چهره شناسی بسیار موفقند و گاه فردی را بعد از سال ها ازطریق چهره می شناسند؛ بی آن که نامش را به خاطر آورند.

تکیه های کلامی افراد دارای حافظه دیداری

این گروه در جملات خویش از واژه های زیر بسیار بهره می برند:
دیدن، نگاه کردن، منعکس کردن، چشم انداز، هدف، درخشان، شفاف، تصور، ترسیم، انعکاس، عکس، تصویر، مثل، مانند، نور و تابش.

شیوه های استفاده بهتر از حافظه دیداری

1. تمرکز نگاه بر جملات و پاراگراف ها و سپس بستن چشم ها و انعکاس مطالب عمده به ذهن و نگاه مجدد به آن.
2. تلفیق مطالب با تصویرها، شکل ها، نمودارها، جدول، نشانه ها و شماره های صفحات
3. علامت گذاری معنا دار از خط کشی ساده زیر کلمات تا علائم ابتکاری مانند:*و ..
4. مطالعه و تلاش در احضار صفحه ای و پاراگرافی مطالب مطالعه شده بعد از هر پانزده دقیقه
درآموزش این افراد نیز باید از کتاب های دارای نمودار و تصویر و جدول، و نیز اپک، ویدئو، و فیلم های آموزشی استفاده شود.

حافظه نوشتاری (یدی)و احساسی

افرادی که از راه نوشتن و لمس و دسته بندی منطبق بر ذوق خود بهتر یاد می گیرند، از حافظه نوشتاری و احساسی بهره می برند. واکنش فیزیکی این افراد بیش تر است و جالب این که در زمان تحصیل، گاه سخنان معلم را به صورت جامع و با حداکثر توان یادداشت و نگهداری می کنند. البته تأثیر نوشتار بر یادگیری بدیهی است و بعضی افراد از این طریق بیش تر و کامل تر یاد می گیرند.
پیامبر اکرم(ص)می فرماید:
قیدوا العلم بالکتابة؛ دانش را با نوشتن به بند کشید.(9)
نشانگان رفتاری در حافظه نوشتاری
این دسته از افراد غالبا:
1.هنگام اندیشیدن به سمت پایین و راست خود می نگرند.
2.حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانی شان بسیار است.
3.صدایی عمیق دارند و کلمات را شمرده بیان می کنند.

تکیه های کلامی

این دسته از افراد عموماً در گفتارشان به واژه ها و عبارت زیر توجه می کنند: نوشتم، دسته بندی کردم، بالا و پایین، پیوند، در دست گرفتن، لذت بردن، احساس کردم، لمس کردم، لغزیدن، اتصال و...

شیوه های استفاده بهتر از حافظه نوشتاری و احساسی

1. این افراد اگر با فنون خلاصه نویسی و چکیده برداری آشنا شوند، بسیار موفقند.
2. معمولا توصیه می شود این افراد ابتدا مطالب را مطالعه و علامت گذاری کنند و سپس آن را در قالب های 13 و 15 و 110 چکیده و خلاصه کنند.
3. عادت کردن این افراد به چکیده منظم و مرتب و دسته بندی شده بسیار مطلوب است.
4. اگر کسی حس کند حافظه نوشتاری اش در بعضی از دروس قوی است، حتما باید با تمرین خلاصه نویسی آن را غنی تر سازد و بکوشد مطالب را در قالب های غیر یکنواخت خلاصه کند. جالب این که کم کم خود فرد روش هایی ابتکاری به کار می برد.
5. یکی از مسائلی که بسیار تجربه شده، نگاشتن چکیده مباحث هر صفحه در حاشیه آن صفحه است.
6. دانش آموزان و دانشجویانی که با آزمون های چهارجوابی روبه رو می شوند، می توانند، با بهره گیری از روش چکیده دروس، دست کم به حدود 50درصد پرسش های آزمون دست یابند.

حافظه حسابگرانه، منطقی و استدلالگر

این دسته از افراد اطلاعات آموخته شده را در قالب های کوچک تر تقسیم می کنند. جالب این که گاه فقط بخش های مهم پاسخ پرسش را می آموزند واز مکانیسم درون آماری بهره می برند. این افراد مطالب تقسیم بندی شده را خیلی بهتر یاد می گیرند و به عملیات مرحله ای و فلوچارتی علاقه نشان می دهند.

نشانگر رفتاری در حافظه حسابگرانه

1. گفتار این افراد با منطق و استدلال آمیخته است.
2. وقتی به فکر فرو می روند، معمولا به پایین و یا چپ می نگرند.
3. لحن صدایشان آهسته و آرام است و از شیوایی سخن بهره مندند.
4. حرکات دست شان اندک است.

تکیه های کلامی

این افراد عموما، در گفتار و نوشتار خویش، به واژه های زیر بسیار اشاره می کنند:
آموختن، در نظر گرفتن، به ذهن خطور کردن، عمل کردن، آگاه کردن، آگاه بودن، تصور کردن، تشخیص دادن، تصمیم گرفتن، قدردانی کردن، حدس زدن، تجربه کردن، تولید کردن، جدی بودن، فهمیدن و...

شیوه های استفاده بهتر از حافظه حسابگرانه

این گروه باید:
مکانیسم یادگیری خود را بر ریز کردن صحیح مطالب متمرکز سازند.
مطالب علمی و قواعد و اصول مختلف را که به صورت انشایی نگاشته شده، به قالب های عددی و مرحله ای تبدیل کنند.
اغلب افراد از هر چهار حافظه یا سیستم یادگیری بهره می برند و اصطلاحاً حافظه های ترکیبی(Comparative Memory) دارند؛ ولی:
افراد تنها به یکی از حافظه ها بیش تر گرایش نشان می دهند.
در دروس و مطالب علمی گوناگون معمولا حافظه سمعی و نوشتاری بیش تر خود را می نمایانند؛ برای مثال در دروس نظری حافظه سمعی و در دروس متریک(ریاضی و هندسه و ..) حافظه نوشتاری.
خلقت آدمی چنان است که می تواند از همه حافظه های یاد شده بهره گیرد.
ان شاء الله در شماره آینده با ارتباط و کنش های چهارگانه انسان ها در این گستره آشنا خواهیم شد.

پی نوشت ها :

1. کول، کریس(1380)، کلید طلایی ارتباطات، ترجمه محمدرضاآل یاسین، تهران: هامسون.
2. ستی، راجیو(1378)، مدیریت برتر زمان، ترجمه نازلی سیدگرگانی، تهران: نسل نواندیش.
3. طوسی، محمدعلی(1380)، سیاست گذاری در نظام های آموزشی، تهران: واحد علوم و تحقیقات.
4. کول، کریس(1380)، کلید طلایی ارتباطات، ترجمه محمدرضا آل یاسین، تهران: هامسون.
5. Imaginal.
6. Analogy.
7. Allegory.
8. Imagination
9. نهج البلاغه(1363)کلمات قصار حضرت رسول اکرم(ص)، تهران:اسلامیه.

منبع: حسین، خنیفر، (1348)، جوان در آینه جهان( مهارت های مدیریت بر خویشتن در عصر تغییر)،‌ تهران: موسسه نشر شهر، چاپ اول 1389.




نوع مطلب : فرهنگ واندیشه.، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
راهکارهایی برای تمرکز حواس
راهکارهایی برای تمرکز حواس


 

تمرکز حواس چیست؟

یکی از مهم ترین عوامل یادگیری و یادسپاری و بازیافت اطلاعات، تمرکز حواس است. اساس تمرکز حواس هماهنگی ذهنی است، یعنی اراده معطوف به هدف؛ و به زبان ساده تر، به خود یادآوری کنیم چه کار یا هدفی را پی می گیریم.

عوامل ایجاد تمرکز حواس

1. قصد
تا انگیزه و نیاز به چیزی نباشد، تمرکز حواس و توجه به آن امر دقیق نخواهد بود. برای آن که به چیزی توجه پیدا کنیم، باید انگیزه ای نسبت به آن در ما پدید آید. در خصوص امور درسی و تحصیلی مقاصدی چون پیشرفت، موفقیت، رقابت سالم، اتمام تحصیل، یافتن شغل، مقام و منزلت اجتماعی، رفع نیازهای مادی زندگی، ازدواج و...می تواند موجب تمرکز حواس گردد.
2. زمان و مکان و شرایط مطالعه
مطالعه منظم در زمان های تعیین شده در مکان ویژه این کار، به شرط تداوم، درایجاد تمرکز تأثیر به سزا خواهد داشت. وقتی در مکان تعیین شده یا مثلا پشت میز کار خود قرار گرفتیم، به آرامی تمرکز در ما شکل می گیرد. البته اگرشرطهای زیر رعایت شود:
الف. لم ندهم.
ب. از شل شدن بیش از حد عضلات جلوگیری کنیم.
ج. از لباس خواب و راحتی بهره نگیریم.
د. ارتباط خود را با دنیای خارج قطع کنیم.
ه. گرمای مکان مطالعه را طبیعی و متوسط نگهداریم.
و. از سروصدا دوری کنیم.
ز. از برنامه های تلویزیونی دور بمانیم.

3. پرهیز از خیالبافی
خیالبافی، غرق شدن در خاطرات گذشته و یاد کرد مشکلات از عوامل مخل تمرکز است و سراغ مطالعه گرانی می آید که مجال لازم را به آن ها می دهند. عبادت ارجمند و مطالعه هدفمند اجازه خیالبافی نمی دهد.
4. تعارض انگیزه ها
برای داشتن تمرکز حواس، باید به بلاتکلیفی خود پایان دهیم؛ از میان انگیزه های مختلف و متنوعی که ما را احاطه کرده اند، با انتخاب درست، یکی را برگزینیم و بقیه را به حاشیه ذهن برانیم.
5. مرور ذهنی
مرور فعالیت قبل از انجام آن که اصطلاحا نقشه ذهنی خوانده می شود، تمرکززا است؛ چنان که آغاز کار با اضطراب و بدون برنامه و مقدمه تمرکز زدا است. وقتی سیرفعالیت علمی را درذهن به سرعت مرور می کنیم، آموخته ها و اطلاعات نهفته در حافظه درازمدت به صفحه هشیار حافظه حاضر می شوند و در نتیجه برای تمرکز حواس در یادگیری، آمادگی فزون تر به دست می آوریم.
تمرینات تقویت حافظه و تمرکز بسیار سودمند است. این تمرینات بارها در کارگاه های فراوان به فراگیران آموزش داده شده و به رضایت بسیار آن ها انجامیده است. مطالعه آن می تواند خوانندگان را در موفقیت بیش تر تحصیلی یاری دهد. در این نوشتار یاد کرد نکات زیر کافی می نماید:
الف. متخصصان فراروان معتقدند بهترین روش، برای یادگیری بهتر و دقت بیشتر، برخورد سوالی با موضوع، متن یا محتوای مورد مطالعه است.
ب. تمرکز، تابع مستقیم نوع حافظه است.
ج. مطالعه چند کتاب در این زمینه سودمند است؛ از جمله کتاب مدیریت زمان، اثر لوتار جی سی ورت( ترجمه توکلی نیا)و کتاب 57 راه برای تقویت حافظه.

مهندسی ذهن و خلاقیت

چهل رود پرسرود

آدمی دارای قدرت شگفت آفرینش است «گوته»
ورود به دنیای ذهن و خلاقیت، در حقیقت نگاهی به اوجگاه هنرنمایی خداوند، در موجودی به نام انسان است. خداوند حکیم درخلقت انسان، هنرهایی رقم زده است که گاه توسط پزشکان و گاه توسط کاوش گران و هنرمندان، کشف و عرضه و مورد اشاره و تحلیل قرار گرفته است.
دنیای ذهن از این مقوله هاست؛ قابل رویت نیست؛ ولی قابل توصیف، تحلیل و شناسایی است و دنیای علم و کاروان اندیشه بشری، بعد از ایجاد رشته های متعدد و متنوع، به آن دست یافته که یکی از این عوالم و دانش های جدید، دنیای روان شناسی است. سعی شده است تا در این بخش، به این بحث پرداخته شود.

رود اول:

واژه هایی مانند معماری(2)، مهندسی ذهن(3)، ساختن، برآوردن، بنیان، ساخت، توسعه و رشد(4)، نشان از حرکت، بالندگی و «تحول مثبت» می باشند و آن گاه که از طبیعت و جزئیات زمینی فراتر برویم، به معماری و مهندسی ذهن وروان می رسیم.
دکتر طوسی می گوید: «هرانسانی معمار ذهن خویش است؛ مصالح موجود است؛ همت و حرکت فرد، عامل مهندسی و بارآوری ذهن است.»

رود دوم:

هندسه ذهنی(5) افراد با هم متفاوت است؛ بعضی شکلی سهل و ساده دارند و به این جهت، از آرایه های قوی و لایه های متعدد ذهنی بی بهره اند و برخی فیلترها و پیچیدگی های زیادی در ذهن دارند. از این رو، ذهنی تحلیل گر و قوی دارند. روان شناسان، دوستی و ارتباط با افراد دارای ذهن هندسی، فعال، تحیل گر و البته امیدوار و بالنده را توصیه می کنند.

رود سوم:

هویت اجتماعی(6) بسیاری از انسان ها در ارتباط با دیگران و تأثیر پذیری از ذهن های پیرامونی شکل می گیرد. روان شناسی به نام«تاجفل» می نویسد:«وقتی آدم ها درگروه قرار می گیرند، دست به همانند سازی می زنند و از این ارتباط، تأثیرات ذهنی می پذیرند و اگر با اذهان پویا و مثبت درارتباط باشند، صاحب خود انگاره مثبت می شوند.»

رود چهارم:

یکی از راهکارهای مهمی که دانشمندان در شناخت افراد دارای ذهن عالی نشان می دهند، شناخت دو چیز است که ما نیز برای این که این افراد را بشناسیم، لازم است که این دو ویژگی را به خوبی بشناسیم؛ روان شناسان، این دو ویژگی افراد دارای ذهنی عالی را «قدرت تفکر» و «قدرت حل مسأله» می دانند.(7)

رود پنجم:

از طرفی نباید فراموش کنیم که دو استوانه یا دو ستون اصلی سلامت فکر، بعد نظر، قدرت تحلیل و اساسا مهندسی ذهن را این دو تشکیل می دهند که امروزه به این دو قدرت و توان، «هوش» گفته می شود.

رود ششم:

نکته دیگری که درمهندسی ذهن مطرح است، این است که یک فرد با ذهنی ساده یا کم تجربه، در ارتباطات مداوم با ذهن های خلاق، اصطاحا موتورهای خاموشش روشن می شوند.

رود هفتم:

یک نکته جالب دیگر این که ما برای شناخت و فراشناخت خویش، می توانیم دست به بررسی خویش بزنیم و رابطه ای را کشف کنیم که نشان می دهد هوش یا قوای ذهنی، با چه وضعیت کیفی در ما، وجود دارد. در برخی مطالعات، به رابطه بین هوش و سرعت پردازش اطلاعات نیز اشاره شده است. محور اصلی این مطالعات نیز زمان واکنش بوده است. «ورنون» در سال(2000 م.) براساس این مطالعات، نتیجه می گیرد که سرعت پردازش اطلاعات، یکی از جنبه های مهم هوش است.

رود هشتم:

نباید فراموش کنیم که هوش یک توانایی عمومی است که خود به چند توانایی تقسیم می شود. براین اساس، نباید در قضاوت خود نسبت به خویشتن یا دیگران دچار اشتباه شویم. برخی جنبه ها در برخی افراد متفاوت تر، قوی تر یا ضعیف ترند.

نظریه هوش هشت گانه گاردنر

رود نهم:

فرض کنید یک نفر مهارت های موسیقی(8) بالایی دارد؛ ولی در ریاضی یا زبان انگلیسی عملکرد خوبی ندارند؛ لودویک فون بتهوون، آهنگ ساز مشهور، چنین آدمی بود. آیا بتهوون از لحاظ قوای ذهنی و هوش، آدمی کم هوش یا دارای ذهنی سطحی بوده است؟ هرگز! بلکه وی دربرخی موارد، با هوش تر و در برخی موارد، کم استعدادتر یا شاید بی استعداد باشد؛ ولی علاقه، حضور کم رنگی داشته باشد.

رود دهم:

این نکته مهمی است که گاهی فرد در موارد متعدد و مختلفی، دارای استعدادهای نهفته، دست نخورده، زنده، ولی ثابت و غیرمتحول و به طور کلی استعدادهای ایستا و متوقف باشد و ظهور نیافتن آنها، دلیل عدم آنها یا خلاء آنها نیست؛ بلکه ناشی از عدم توجه به آنها یا به حرکت در نیاوردن آنهاست.
به راستی چرا برخی استعدادهای نهفته ما به حرکت در نمی آیند؟

رود یازدهم:

شاید یکی از دلایل مهم توقف استعدادهای نهفته، تعدد مشغله ها یا توجه بیش از حد به برخی جنبه ها و پر کردن اوقات و داشتن علایق و مشغولیت ها در ظرف زمان است؛ چون زمان، فرصت محدودی است که در فعالیت های مختلف توزیع و تقسیم می شود.

رود دوازهم:

یکی از دلایل دیگر، عدم وجود یک محرک یا عامل رغبت ساز ذهنی، محیطی، درونی، اجتماعی، فرهنگی، ارتقایی و تشویق گر یا حتی کاشف این حالت یا استعداد در وجود ماست.

رود سیزدهم: دسته بندی آدم ها از جهات قوای ذهنی

آدم های خوش شانس، از جهت قوای ذهنی و تکنولوژی فکر یا بارآوری هوش و استعدادهای خویش، سه دسته اند؛
1. آدم های خود کاشف: آدم هایی که «لذت کشف» خود را ازطریق «تأمل در خویش»؛ مطالعه خویش و یادداشت عادت ها و روحیات خویش بررسی می کنند و حتی با مطالعات منابع ارزشمند، به ارجمندی های خود پی می برند و متوجه می شوند که یادگیری شان سریع است؛ قدرت تحلیل دارند؛ خوب مسائل را می فهمند و سرعت استدلال دارند یا برعکس.

رود چهاردهم:

2. آدم های کشف شونده توسط دیگران: این نوع آدم ها شاید دارای استعدادهای و توانمندی های زیادی هم باشند؛ اما خود متوجه نمی شوند یا این که خود را مانند بسیاری از افراد دیگر(عادی) تلقی می کنند؛ اما در یک شرایط خاص یا کنترل شده، توسط دیگران کشف می شوند. اغلب استعدادهای هنری، دانشگاهی، علمی، تخصصی، جسمی، مهارتی، ذهنی، خلاقیت ها و سینمایی، این گونه کشف می شوند.

رود پانزدهم:

3. آدمهای کشف شونده محیط: افرادی که برخی محیطها آنها را کشف می کنند؛ یعنی این که برخی محیط ها آبستن شرایطی است که اگر فرد در آن محیط قرار گیرد، هم برای خودش و هم در نزد دیگران شناخته می شود.

رود شانزدهم:

گرچه نباید فراموش کنیم که پیرامون ما و در خود ما استعدادهای بسته بندی شده و راکد فراوانی بایگانی است و کسی یا حتی خود ما این کمد حجیم و سنگین توانایی ها را به علل مختلف باز و به آن توجه نکرده و چه بسا آنها را نابود کرده ایم.
فرصت تأمل در خویش؛
قرار گرفتن در فرصت های محیطی
و اجازه به افراد فرهیخته، جهت نقد و بررسی ما، یا نصایح صادقانه،
سه راهکار مهم ظهور استعدادها و قوای ذهنی و فکری و توانایی هاست.

رود هفدهم: خصوصیات جوانان خلاق و انواع هوش

هوش و قوای ذهنی از هوش کلامی شروع می شود و تا هوش طبیعی گسترش می یابد. فردی به نام گاردنر(1683تا2002 م.) مطالعات وسیعی بر روی هوش انجام داد و دیگران نیز روی نظریه او کار کرده اند.
او معتقد به وجود «هشت نوع هوش» است که در ذیل با این هشت هوش و حتی مشاغلی که این هوش ها در آنها نقطه قوت است(نه قطعیت و حتمیت)آشنا می شویم.

رود هجدهم:

1. هوش و مهارتهای کلامی
این هوش و قوای ذهنی، شامل توانایی «تفکر کلامی» و استفاده از زبان برای بیان منظورهاست؛
یعنی افرادی که بتوانند از کلام، در گستره وسیعی، جهت تبیین مقاصد و استدلالات خود استفاده نمایند. کلام، تراوشات ذهنی را به اصوات تبدیل می کند و بسیاری از متکلمان هم زیبا می گویند؛ هم زیبا می نویسند وهم زیبا تحلیل می کنند.

رود نوزدهم: مطالعه موردی

از ملاصدرا شیرازی(فیلسوف متأخر اسلامی) سؤال شد که تفاوت پیامبران و فیلسوفان چیست؟
او جواب داد «پیامبر آن کسی است که با کشتی وحی، انسان ها را از یک طرف اقیانوس نا آرام زندگی و حیات، به طرف دیگر می برند و فیلسوف و دانشمند تلاش دارد تا به واسطه نیرو و قوای ذهنی و فکری خود مردم را تنها از یک طرف ساحل به طرف دیگر ساحل برسانند».(9)*

رود بیستم:

افراد دارای هوش و مهارت های کلامی در مشاغل مختلفی مانند: مؤلفان، روزنامه نگاران، سخنوران، مبلغان دینی، سخنرانان پرشور وحتی مدرسان و استادان موفق در ارتباط کلامی وجود دارند. گاهی حتی در بین کم سوادان پیرامون ما نیز چنین افرادی یافت می شوند که قدرت کلامی فوق العاده ای دارند.

رود بیست ویکم:

2. هوش و مهارت ریاضی
افراد دارای هوش و مهارت ریاضی از قدرت و توانایی انجام عملیات ریاضی اند. این مهارت به استدلال و درک روابط عددی و منطق اعداد، اشکال، فضای هندسی و ریاضی ذهنی منتهی می شود. دقت، سرعت، «درک های فراشناختی» و استدلال هندسی و ریاضی در این افراد بسیار بالاست. مشاغل مورد توجه و یا مناسب این افراد، عبارتند از: مهندسی، حسابداری، دانشمندی و نظریه پردازی

رود بیست ودوم:

3. هوش و مهارت فضایی
افرادی که دارای مهارت فضایی اند، کسانی هستند که توانایی «تفکر سه بعدی» را دارند. از این رو به خوبی در تحصیل موقعیت یا شرایط فیزیکی و فضایی، پشت ترکیب ها را می بینند. مشاغل مورد توجه یا مناسب این افراد، عبارتند از: معماری، نقاشی، ملوانی و..

رود بیست وسوم:

4. هوش و مهارت بدنی- جنبشی
این افراد دارای «روحیه جنبشی و عدم سکون»و «تحرک زیاد» و «دستکاری اشیاء و ابزار و محیط فیزیکی» پیرامون خود می باشند و اصطلاحا با ابزار و وسایل فیزیکی پیرامون مأنوس می باشند و دارای تبحرجسمی اند.
مشاغل مورد علاقه و مناسب این افراد عبارتند از: جراحی، صنعت گری، هنرهای زیبا و تئاترهای پرتحرک و ورزش.

رود بیست وچهارم:

5. هوش موسیقیایی
این دسته از افراد نسبت به «اصوات و صداها» و زیر و بم بودن آهنگ ها حساس هستند. ریتم و تن صداها را می شناسند و دقت فوق العاده ای در تشخیص صداهای مختلط دارند.
مشاغل و حرفه های گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: آهنگ سازی، موسیقی، نکته سنجی ونقادی.

رود بیست وپنجم:

6. هوش و مهارت میان فردی
این رشته از افراد ، «توانایی بالایی در درک دیگران، تیپ شناسی، قرائت ذهن» از حالات و سکنات افراد و ایجاد ارتباط و «تعامل مثبت» و مؤثر با دیگران را دارند و حتی در زندگی خصوصی و زناشویی موفق ظاهر می شوند و در تربیت عاطفی فرزندان نیز موفق می باشند. مشاغل گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: معلمی، روان شناسی، روان کاوی، بهداشت روانی، مشاوره و..

رود بیست وششم:

7. هوش و مهارت درون فردی
این مهارت در افرادی است که «توانایی فهم خود را درسطح بالایی دارا می باشند»؛ یعنی اهل غور و تفحص در خویش هستند و بیشتر «جست وجوگر درون خویشند».
مشاغل مورد علاقه و یا توصیه شده به این افراد، عبارتند از: الهیات، روان شناسی و انسان شناسی

رود بیست وهفتم:

8. هوش و مهارت طبیعی
توانایی مشاهده الگوهای طبیعت، فهم نظام های طبیعی و مصنوعی ساخته انسان و غور در طبیعت بی جان و جان دار، ویژگی های این گونه افراد است.
مشاغل و علایق این گونه افراد، عبارتند از: کشاورزی، گیاه شناسی، بوم شناسی، نقاشی چشم اندازها و هرنوع کار مربوط به طبیعت.

رود بیست وهشتم:

نباید فراموش کنیم که بسیاری از افراد از تمامی هوش های هشت گانه و قوای ذهنی بهره دارند؛ اما گاهی بعضی افراد در برخی هوش ها قوی تر و در برخی ضعیف ترند و نباید فراموش کنیم که اغلب افراد ترکیبی از این هوش های چند گانه اند.

رود بیست ونهم:

نکته دیگر این که داشتن «استعداد و هوش یا قوای ذهنی» در این نوع خاص، باعث گرایش به کارهای مشابه، موازی یا جایگزین نیز می شود. بسیاری از افرادی که به معماری گرایش داشته اند و دارای هوش فضایی اند، گاهی به هنر و خصوصا سینما و فیلم سازی کشیده می شوند که این تفکری چند بعدی است و دقیقا با مهارت و هوش فضایی هماهنگی دارد. در جامعه ما نیز این افراد زیادند. شهید آوینی، داود میر باقری و...نمونه هایی از این افرادند.

رودسی ام:

«مهارت های طبیعی»، آخرین مؤلفه گاردنر به نظریه هوش متعدد است. بعنوان نمونه گری لارسون، کاریکاتوریست مشهور، مهارت های طبیعی بی نظیری دارد. لارسون در دوران کودکی اش علاقه وافری به علم و طبیعت داشت؛ ولی به جای آن که به دنبال این رشته برود، علاقه اش را در کاریکاتورهایش بروز داد و جالب این که گواه مهارت های طبیعی لارسون این است که زیست شناسان نام برخی از گونه های جانوری را از کاریکاتورهای او گرفته اند.
نکته حائز اهمیت این است که گرچه او فعالیت جایگزینی را انتخاب کرد، اما ذوق تخصصی او باعث خلق آثاری می شد که گرایش به هوش او داشت و استفاده کنندگان از آثارش نیز بیان گر این موضوع می باشند.

رود سی ویکم:

گاردنر معتقد است که آرامش، مطالعه، آثار ارزشمند و منطقی، فلسفی، ادبی، بالنده و دوری از آثار مخرب و تعدیل لذت ها، ظهور و بروز این قوای ذهنی، استعدادها و هوش ها را دو چندان می کند.

رود وسی ودوم:

همچنین طی تحقیقات گاردنر صدمه مغزی، به این هوش ها آسیب می رساند. هر یک از این هوش ها، مستلزم وجود مهارت های شناختی خاصی هستند و هریک در آدم های سرآمد و عقب ماندگان ذهنی یا مبتلایان به گوشه گیری، برجسته می شوند.
اخیرا در آموزش های مدرسه ای و دانشگاهی به نظریه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشی و آزمایش طرح طیف مهارت ها و توانمندی های ذهنی یا این ایده شروع می شود که هر فراگیر در یک یا چند حوزه، توانمندی بالایی دارد.

رود سی وسوم:

آیا آدم ها هوش عمومی و قوای ذهنی متفاوتی دارند؟
چارلز اسپیرمن، معتقد بود که آدم ها دارای «هوش عمومی»(10)و «هوش اختصاصی»(11)می باشند؛ اما نظریه هوش های هشت گانه گاردنر این مسأله را عمیق تر مطرح ساخت و به طور کلی اختلاف نظر در مورد وجود یا عدم وجود برخی جنبه های هوش عمومی وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهیت هوش های اختصاصی نیز ادامه دارد.

رود سی وچهارم:

یکی از ویژگی های عمده «تعدد یا عمیق بودن هوش و قوای ذهنی افراد»، ظهور خلاقیت(12)است.
خلاق بودن چیست؟ خلاقیت، نوین، متفاوت و حتی غیر معمول فکر کردن و رسیدن به راه های نامتعارف است.

رود سی وپنجم: تفاوت های هوش و خلاقیت

نباید فراموش کنیم که هوش و خلاقیت، یکی نیستند؛ از این جهت، بسیاری آدم های باهوش گاهی چیزهایی تولید یا عرضه می کنند که لزوما نوین نیستند. همچنین گاهی آدم های بسیار خلاق به حرف جمع گوش نمی کنند؛ ولی آدم های بسیار باهوش، اغلب دنبال خشنود کردن جمع هستند.

رود سی وششم:

آدم های خلاق، اغلب «متفکران واگرا» هستند. در«تفکر واگرا»، فرد برای یک سؤال، جواب های زیادی تولید می کند. اگر بخواهیم قضیه هوش و خلاقیت را بیشتر باز کنیم، باید بگوییم که خلاقیت زاییده هوش است و این قاعده حاصل می شود که اکثر خلاق ها باهوشند؛ ولی اکثر باهوش ها خلاق نمی باشند. «می توان گفت که شرط خلاقیت، هوش است و یا یکی از نشانه های خلاقیت، هوش بالاست.»
به زبان ساده تر، ردپا و نشانه وجود هوش، «ظهور خلاقیت» است.
از این رو، گاهی هوش بالا هست، ولی خلاقیت ظاهر نمی شود و گاهی با ظهور خلاقیت، می توان هوش بالا را نتیجه گرفت.

رود سی وهفتم:

مراحل پنج گانه خلاقیت ذهنی
صاحب نظران (13)، خلاقیت را غالبا یک فرآیند پنج مرحله ای می دانند که عبارتند از:
1. آمادگی؛ وقتی غرق مسأله یا موضوع مورد علاقه تان می شوید و کنجکاوی شما تحریک می شود، به سادگی از کنار مسأله رد نمی شوید.
2. پرورش؛ ایده ایی به ذهنتان خطور می کند و در این مرحله، گاهی بین امور، رابطه ای نامعمولی پیدا می کنید.
3. بینش؛ این همان مرحله «آها» است؛ لحظه ای که فرد به ارتباط مراحل پی می برد و مسأله حل می شود؛ یعنی تمام قطعات پازل کنار هم چیده می شود و می گوید(اهان)
4. ارزیابی؛ حالا باید تصمیم بگیرید که کدامیک از ایده هایتان باارزش است و ارزش دنبال کردن را دارد.
5. بسط؛ این، آخرین مرحله خلاقیت و غالبا طولانی ترین و سخت ترین مرحله آن است؛ یعنی باید بتوان آن را تعمیم داد.
ادیسون(مخترع مشهور)می گوید:
خلاقیت یک درصد فکر بکر است و 99درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت گاهی تا یک درصد کافی است؛ ولی برای رسیدن به مرحله ارزیابی، بسط، گسترش و تعمیم، 99درصد زحمت لازم است.

رود سی وهشتم:

میهالی، یکی از متخصصین معروف می گوید: پنج مرحله«ساختار ذهنی و مهندسی» ذهن در مسأله خلاقیت، به خوبی مطرح شده، اما همیشه آدم های خلاق، این مراحل را با همین ترتیب طی نمی کنند.
به طول مثال، گاهی یک شکل یا نهایت یک محصول را «فرد خلاق» درذهن می بیند و حالا به پرورش ایده هایش می پردازد. در معماران خلاق، این ایده جاری است.

رود سی ونهم:

خصوصیات متفکران خلاق

متفکران خلاق چه خصوصیت هایی دارند؟ «پرکینز»(14)چهار خصوصیت برای این افراد خلاق است که عبارتنداز:
الف. تفکر انعطاف پذیر و شیطنت آمیز
متفکران خلاق، انعطاف پذیرند و با مسائل بازی می کنند. نکته ای که تناقض برانگیز است، این است که خلاقیت اگر چه سخت و دشوار است، ولی اگر آن را آسان بگیریم، آسان می شود و به تعبیری، شوخی، چرخ های خلاقیت را روان می کند؛ البته منظور از شوخی در این جا، انعطاف روحی و تخیل است.

ب. انگیزش درونی

آدم های خلاق، معمولا از خلق کردن، لذت می برند و به نمره، پول و حتی راضی کردن دیگران خیلی اهمیت نمی دهند؛ بلکه همیشه به دنبال خلق این هستند. بنابراین، آدم های خلاق، بیشتر انگیزش درونی دارند و نه انگیزش بیرونی.

ج. خطرپذیری با بی مبالاتی و بی توجهی و قهرمان بازی متفاوت است.

آدم های خلاق، درصدی از خطر و ریسک را قبول می کنند و از این جهت اشتباه هم می کنند؛ البته این، نشانه مهارت کم آنها نیست؛ بلکه نشان می دهد که ایده های بیشتری دارند و امکانات بیشتری را در نظر می گیرند. برخی از ایده های آنها جواب می دهد و برخی دیگر با شکست مواجه می شود. پبلو پیکاسو، نقاش اسپانیایی قرن 12، بیش از بیست هزار نقاشی کشید؛ ولی تمام آنها شاهکار نشدند. متفکران خلاق، با عدم موفقیت های خود کنار می آیند و از شکست عبرت می گیرند.

د. ارزیابی عینی کار

برخلاف این تصور قالبی که آدم های خلاق، خود محور و ذهن گرا هستند، اگر متفکران خلاف سعی می کنند از کارشان ارزیابی عینی داشته باشند. آنها برای قضاوت های فوق ملاک هایی دارند و به قضاوت آدم های قابل اعتماد ومحترم بها می دهند و به این ترتیب، می فهمند که آیا با تفکر خلاقانه بیشتر می توان کارشان را بهبود بخشید یا نه.

رود چهلم:

توصیه هایی برای آدم های خلاق

1. خود را دست کم نگیرید و برمحور مهندسی ذهن خلاق خود تأمل بیشتری کنید.
2. برنامه و زمان بندی داشته باشید؛ عمرکوتاه است و فرصت ها اندک و شما ممتاز.
همه آدم ها رگه هایی از خلاقیت دارند و یقینا شما نیز در برخی زمینه های مورد اشاره این مقاله، خلاقانه ظاهر شده یا خلاقیتی بروز داده اید. اگر می خواهید به ابعاد خلاقیت و مهندسی ذهن خود واقف شوید، این نوشته ها را دوباره بخوانید.

نتیجه

طی چهل منزل به بحث مهندسی ذهن و مقوله خلاقیت پرداختیم و سعی کردیم این مبحث را با الگوها و روش ها به زندگی خلاقانه گره بزنیم.
مخاطب ما جوان است و جوان یعنی جهان؛ جهانی از توان.
از شما خوانندگان خلاق و جویای نام، انتظار می رود که روی مطلب تأمل داشته باشید. شاید از بین مطالب همین چهل منزل، به نکات ظریفی از خلاقیت خویش دست یابید. قبلا نیز در این سلسله مباحث گفته ام که «لذت کشف خویش را تجربه کنید». شاید شما آدم خوش فکر، خلاق و مستعدی باشید؛ ولی در نیافته اید و به لذت کشف توانایی بی پایان خود نرسیده اید.
تجربه کنید که به امتحانش می ارزد.

پی نوشت ها :

1. طوسی، محمد علی(1380)سیاست گذاری در نظام های آموزشی، تهران: واحد علوم و تحقیقات
2.Architecture.
2. Engineering.
4. Growth & Development.
5. Mental Geometry.
6. Social Identity.
7. رابینز، آنتونی، کلندون مک(1382)اندیشه های نیروبخش، ترجمه مهدی مجردزاده کرمانی، تهران: نشر.
8.Musical intelligences.
9. فلاطوری، عبدالجواد (1384)پیامبران و فیلسوفان، ترجمه مهدی کندانی، تهران: مؤسسه همشهری
10. General intelligences.
11. Spicial intelligence.
12. Creativity.
13. سانتراک، جان دبلیو(1383)زمینه روان شناسی، ترجمه مهرداد فیروزبخت، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
14. Perkins, K,A (2001) cognitive behavioral theraphy to reduce weight conserns improves.

منبع: حسین، خنیفر، (1348)، جوان در آینه جهان( مهارت های مدیریت بر خویشتن در عصر تغییر)،‌ تهران: موسسه نشر شهر، چاپ اول 1389.




نوع مطلب : فرهنگ واندیشه.، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سبک زندگی مقلدان امام خامنه‌ای
   سبک زندگی مقلدان امام خامنه‌ای
تبیین بایدها و نبایدهای «سبک زندگی» در جامعه ایرانی از جمله موضوعاتی است که پس از تشریح ضرورت‌های آن توسط رهبر انقلاب در خراسان شمالی بیشتر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
پایه تشکیل «سبک زندگی» در جامعه مسلمان ایران عمل به دستور العمل‌های تشریع شده دین مبین اسلام و مذهب تشییع است. عمل به «احکام شرعی» که علمای دین از متون اسلامی استنباط کرده و در قالب رساله و استفتائات به بیان آن می‌پردازند، مقدمه لازم در سبک زندگی اسلامی است که دیگر بایسته‌های فرهنگی بر آن بنا نهاده می‌شود.
روشن است که نمی‌شود دم از سبک زندگی اسلامی زد اما بی‌خیال احکام شرعی اسلام، خصوصاً احکام اجتماعی آن شد یا آنها را تنها در بایگانی رساله‌های عملیه و کتاب‌های احکام نگه داشت. چندی پیش نظرات فقهی جدیدی از رهبر انقلاب منتشر شد که محور برخی از آن مسائل فرهنگی و اجتماعی بود. نظر به اهمیت مسائل مطرح شده که بسیاری از آن مورد ابتلای جامعه امروز ماست، تعدادی از نظرات فقهی رهبر انقلاب را در ادامه منتشر می‌کنیم.

تعریف غیبت

1. غیبت آن است که پشت سر مسلمان عیب مستور او (امرى که مستور عرفى است) گفته شود، مشروط به اینکه به قصد تنقیص باشد، یا در نزد عرف تنقیص به‌حساب آید.

اذن غیبت شونده به غیبت از او

2. اذن غیبت‌شونده در غیبت کردن او اعتبارى ندارد و در این صورت نیز غیبت او جایز نیست.

ذکر ظلم بعضى از مسئولین

3. گزارش دادن ظلم مسئولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد و حتّى اگر از مقدمات نهى از منکر محسوب شود واجب مى‌‏گردد، ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.

قطع رحم

4. قطع رحم، حرام است ولى صله‌ى رحم منحصر در دید و بازدید نیست بلکه از طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقّق مى‌شود.

قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار

5. قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار جایز نیست مگر اینکه احتمال داده شود که ترک معاشرت با او موقتاً موجب خوددارى او از گناه مى‌‌شود که در این صورت به عنوان نهى از منکر، قطع رحم واجب مى‌‌گردد.

کمک به متکدّیان

6. اگر کمک به متکدیان، ترویج دروغ، بیکارى و تکدّى‌‌‌‌گرى و تخلف از قانون باشد باید از آن اجتناب شود. انسان مى‌تواند به مؤسسات مورد اطمینانى که در این زمینه فعال هستند کمک کند.
   سبک زندگی مقلدان امام خامنه‌ای

سیگار کشیدن

7. حکم قلیان یا سیگار کشیدن تابع میزان ضرر آن است. اگر داراى ضرر قابل ملاحظه‌اى باشد یا موجب اذیّت و آزار دیگران گردد یا خلاف قانون باشد، جایز نیست.

امر و نهى زبانى

8. با وجود شرایط و حفظ مراتب، وظیفه همگانى امر به معروف و نهى منکرِ زبانى مى‌باشد. و مراتب بالاتر از آن موکول است به مسئولین مربوطه.

امر و نهى با احتمال ضرر

9. هر جا خوف آن باشد که در اثر امر به معروف یا نهى از منکر ضرر قابل ملاحظه‌اى متوجه انسان شود، انجام آن واجب نیست.

جواب سلام

10. جواب سلام اشخاص بالغ و کودکانِ ممیّز واجب است.

عیدالزهراء

11. هرگونه گفتار یا کردار و رفتارى که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعاً حرام مؤکد است.

کف زدن در مجالس مذهبى

12. به‌طور کلى کف‏زدن فى‌‏نفسه به نحو متعارف در جشن‌هاى اعیاد یا براى تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد، ولى بهتر است فضاى مجالس دینى به‌خصوص مراسمى که در مساجد و حسینیه‌‏ها و نمازخانه‏‌ها برگزار مى‌‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد.

عید نوروز

13. هرچند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد، بلکه از این جهت که صله رحم مى‌‌باشد مستحسن است.

عزادارى

14. عزادارى به شیوه مرسوم و سنتى اشکال ندارد بلکه مُستحسن است، لکن از هرگونه کارى که موجب وَهْن مذهب باشد پرهیز شود.

تعزیه و شبیه‌خوانى

15. تعزیه و شبیه‌خوانى اگر مشتمل بر دروغ و وَهْن مذهب نباشد، اشکال ندارد لکن بهتر است به جاى آن مجالس وعظ و خطابه برپا شود.

پوشیدن لباس مشکى در عزاى اهل بیت (علیهم السلام)

16. کراهت آن ثابت نیست، بلکه اگر براى تعظیم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نیز خواهد بود.

ابزار موسیقى در عزا

17. استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان (علیه السلام) نیست و شایسته است مراسم عزادارى، به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده، برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف، اشکال ندارد.

استفاده از علم در عزادارى‌

18. استفاده از علم در عزادارى سیدالشهداء (علیه السلام) فى‌نفسه اشکال ندارد ولى نباید این امور جزء دین شمرده شوند.

قمه‌زنى

19. الف) قمه زنى مطلقاً جایز نیست.
ب) قمه‌زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‌شود و سابقه‌اى در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمان‌هاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شکل خاص یا عام از معصومین(علیهم السلام) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وَهْن و بدنام شدن مذهب مى‌شود، بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست.

نقل مطالب بى‌‌مأخذ در عزادارى‌

20. نقل مطالب و وقایع در عزادارى‌‌ها بدون اینکه مستند به روایتى باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنکه نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد.

غلوّ در مداحى

21. گفتن جملات غلوآمیز جایز نیست و باید از ترویج مداحانى که اهل غلو هستند و نیز جلسات آنها پرهیز شود.

استفاده از روزنامه‌هاى حاوى اسماء متبرکه

22. استفاده از روزنامه‌هایى که داراى آیات قرآنى و کلمات مقدسه است در امورى مثل سفره قرار دادن و نشستن بر آنها و یا انداختن در سطل زباله در صورتى که از نظر عرف، بى‌‌احترامى شمرده شود، جایز نیست.

راه‌هاى محو اسماء متبرکه

23. دفن اسماء مبارک و آیات قرآنى یا تبدیل آنها به خمیر به وسیله آب، هنگام نیاز اشکال ندارد، ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بى‌احترامى محسوب شود، جایز نیست، و نیز تقطیع آنها اگر بى‌‌احترامى محسوب شود، جایز نیست و در غیر این صورت نیز اگر تقطیع، موجب محو نوشته جلاله و آیات قرآنى نشود، کافى نیست.

تمثال معصومین (علیهم السلام)

24. انتساب این عکسها به حضرات معصومین (علیهم السلام) ثابت نیست، اگر چه هتک حرمت هم جایز نیست.

تراشیدن ریش

25. تراشیدن ریش و ماشین‌کردنى که مانند تراشیدن باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

ریش پرفسورى

26. تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.

اجرت تراشیدن ریش‌

27. بنا بر احتیاط، گرفتن اجرت در برابر تراشیدن ریش، حرام است.

تعریف موسیقى و غناء حرام

28. هر نوع خوانندگى و نوازندگى که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‌بندوبارى، بیهودگى و گناه و شهوترانى سوق دهد لهوى مضل عن سبیل الله بوده و حرام مى‌باشد.

ملاک حرمت موسیقى‌

29. هر موسیقى که به حسب طبیعت خود از نوع موسیقى لهوى مضلّ عن سبیل الله باشد، حرام است اعم از اینکه مهیّج باشد یا نباشد و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نشود، و در صورتى که موسیقى مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، دلیلى بر حرمت آن وجود ندارد.

غنا در شب زفاف

30. در غنا و موسیقى حرام (که عبارت است از آواز لهوى مضلّ عن سبیل الله) فرقى بین عروسى و غیر آن نیست.

مارش نظامى و سرود ملى

31. موسیقى ارتشى (مارش نظامى‌) و موسیقى سرود میهنى و امثال آن از مناسبات میهنى و اجرت گرفتن براى آن اشکال ندارد.

گوش دادن به موسیقى بدون اختیار

32. اگر در جائى موسیقى حرام پخش شود، در صورتى که ترک آن محل یا آن مجلس ممکن نباشد و یا موجب مشقّت باشد انسان باید به آن اعتنا و توجه نکند، اگرچه بى‌اختیار به گوش او برسد.

دف

33. حکم دف، بستگى به چگونگى استفاده از آن دارد، که اگر به نحو لهوى مناسب مجالس عیش و نوش و گناه زده شود، دف زدن حرام است.
و در مجالس و مناسبت‌هاى مذهبى در هر صورت باید قداست و مقام اهل بیت (علیهم السلام) مراعات شود.

آلات موسیقى

34. استفاده از آلات موسیقى فى‏نفسه براى اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه‏‌هاى دینى و فعالیت‏هاى فرهنگى و تربیتى مفید، اشکال ندارد و نیز خرید و فروش آلات نوازندگى و یاد دادن و فراگیرى موسیقى براى استفاده در امور مذکور اشکال ندارد.
35. خرید و فروش آلات مشترک براى نواختن موسیقى غیر لهوى اشکال ندارد.

ترویج موسیقى

36. بطور کلّى، ترویج موسیقى و تدریس آن و تشکیل کلاس‌هاى موسیقى، هر چند موسیقى حلال باشد، با اهداف عالیه‌ى نظام مقدس جمهورى اسلامى سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت با ارزش خود را صَرف یادگیرى علوم و فنون لازم و مفید نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم، پر نمایند.

موسیقى براى معالجه

37. اگر طبق نظر پزشک متخصص و امین، معالجه بیمارى متوقف بر استفاده از موسیقى است، به مقدارى که معالجه بیمار اقتضا مى‏کند اشکال ندارد.

شنیدن غنا و صداى زن

38. در حرمت شنیدن غنا فرقى بین غناى مرد و غناى زن نیست ولى شنیدن صداى زن اگر غنا نباشد، حرمت شرعى ندارد مگر آن که به قصد ریبه و یا موجب ترتّب مفسده باشد ولى شنیدن خوانندگى زن که غالباً مشتمل بر مفسده است جایز نیست.

گوش دادن به غناى همسر

39. گوش‌دادن به غناى حرام، مطلقاً حرام است حتى اگر غناى همسر باشد.

مداحى بانوان

40. مداحى زن، در جایى که مى‌داند نامحرم صداى او را مى‌شنود اگر موجب جلب توجه و تهییج نامحرم و یا مفسده دیگرى‌ گردد، جایز نیست.

تبدیل صداى مرد به صداى زن

41. اگر مردى صداى خود را تبدیل به صداى زن کند و یا صداى مردى را توسط دستگاهى شبیه صداى زن کنند خالى از اشکال نیست.

رقص

42. رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق کند مثل این‌که جلسه زنانه تبدیل به مجلس رقص شود، احتیاط واجب در ترک آن است؛ در غیر این‌صورت هم اگر به‌گونه‏اى باشد که باعث تحریک شهوت شده و یا مفسده‏‌اى بر آن مترتب شود و یا همراه با فعل حرام (مانند موسیقى و آواز حرام) باشد یا مرد نامحرمى حضور داشته باشد، حرام است. و در حکم فوق تفاوتى بین مجلس عروسى و غیر آن نیست.

شرکت در مجلس رقص

43. شرکت در مجلس رقص اگر به عنوان تأیید کار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم کار حرامى باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد و در صورتى که ترک آن مجلس به عنوان اعتراض بر کار حرام، مصداق نهى از منکر محسوب شود، باید از آنجا خارج شود.

رقص زن براى شوهر

44. اگر رقص زن براى شوهر همراه ارتکاب حرامى [مانند موسیقى و آواز حرام] نباشد، اشکال ندارد.

ایجاد مراکز آموزش رقص

45. ایجاد مراکز تعلیم و ترویج رقص با اهداف نظام اسلامى منافات دارد و به احتیاط واجب جایز نیست.

حضور در مجلس گناه

46. اگر حضور در مجلس گناه موجب ارتکاب گناه و یا تأیید آن باشد یا نهى از منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید انسان در آن مجلس شرکت نکند و اگر در آن حضور دارد، آنجا را ترک کند.

شرکت در مراسم خانقاه

47. از زمان بعثت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و عصر ائمه‌ى اطهار (علیهم السلام) تا زمان حاضر، همیشه مسجد پایگاه اقامه‌ى نماز و شعائر دینى و تبلیغ معارف اسلامى بوده و خانقاه، اساس و جایگاهى نداشته است. بنابراین، باید از شرکت در این‌گونه جلسات و هرگونه عملى که باعث ترویج این‌گونه مراکز شود، اجتناب گردد.

حضور در مجلس شراب

48. حضور در مجلسى که در آن شراب خورده مى‏شود جایز نیست و در صورت اضطرار واجب است به مقدار ضرورت اکتفا شود.

پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او در نمایش

49. پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او هنگام بازیگرى و بیان خصوصیات شخص حقیقى، اگر سبب فساد نگردد، اشکال ندارد.

کراوات

50. الف: ترویج فرهنگ اجانب، جایز نیست.
ب: به‌طور کلّى، پوشیدن کراوات و دیگر لباس‌هایى که پوشش و لباس غیر مسلمانان محسوب مى‌شوند به‌طورى که پوشیدن آنها، منجر به ترویج فرهنگ منحطّ غربى شود، جایز نیست.

ترویج فرهنگ بیگانه در پوشش و آرایش

51. پوشیدن لباسهایى که از نظر دوخت یا رنگ یا غیر آن تقلید و ترویج فرهنگ مهاجمِ غیر مسلمان باشد، جایز نیست. و همین‌طور استفاده از زیورآلاتى که استعمال آن تقلید از فرهنگ دشمنان اسلام و مسلمین محسوب شود، جایز نیست.

ابرو برداشتن و آرایش مردان

52. در صورتى که ابرو برداشتن یا آرایش کردن مردان تشبّه مرد به زن محسوب شود و یا مفسده‌انگیز باشد و یا ترویج فرهنگ مبتذل غرب به حساب آید، جایز نیست.

خالکوبى

53. خالکوبى اگر ضرر معتنابهى نداشته باشد حرام نیست.

مشاهده فیلم‌هاى توهین‌کننده به مقدّسات جمهورى‌

54. واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.

فیلم و کتاب محرک شهوت

55. خواندن کتاب‌ها و دیدن فیلم‌هایى که محرک شهوت باشد جایز نیست.

دیدن فیلم مبتذل

56. دیدن فیلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقویت هواهاى شیطانى نفس، تضعیف اراده و ایمان و زمینه‌ساز ترتّب مفاسد و گناهان بوده و به هیچ وجه جایز نیست.

تحریک شهوت با دیدن فیلم‌هاى جنسى
57. برانگیختن شهوت توسط دیدن فیلم‌هاى جنسى جایز نیست، حتى براى زن و شوهر.

معیار حرمت قمار

58. به‌طور کلى بازى با هر چیزى که مکلف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرط بندى شود به هیچ وجه جایز نیست، و بازى با هر وسیله‌اى که جزء آلات قمار به حساب نیاید بدون شرط بندى‌، اشکال ندارد.

پاسور

59. بازى با ابزار قمار از جمله پاسور، حتى بدون برد و باخت هم حرام است.

شطرنج

60. اگر به تشخیص مکلّف، امروزه شطرنج از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد.

بیلیارد

61. بازى با بیلیارد اگر با برد و باخت همراه بوده و یا موجب ترتب مفاسد اخلاقى یا اجتماعى و یا همراه با محرّمى از محرّمات الهى باشد، جایز نیست.

بازدید از سایتهاى تبلیغاتى و دریافت پول

62. اگر بازدید از سایت‌هاى تبلیغاتى، ترویج فساد از قبیل نشر اکاذیب و ارائه مطالب باطله نباشد و مبلغ دریافتى بعنوان هدیه باشد، بازدید از آنها و دریافت مبلغ مذکور اشکال ندارد.

استفاده از ماهواره

63. آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.

نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌

64. اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.

سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان

65. اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد



نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوربین های مخفی را جدّی بگیرید!
فرشته
فرشته

ما انسان ها تا وقتی که کسی بالای سرمان نباشد و اعمال ما را کنترل نکند ، همیشه می خواهیم که از زیر کارها فرار کنیم  یا کارها را به نحو اتم و اکمل انجام ندهیم . نمونه اش همین دوربین های مخفی اسا که نیروی انتظامی چند وقتی است که فعال کرده .از وقتی که این ها فعال شدن ، شهروندان محترم از ترس جریمه شدن هم که شده کمتر خلاف می کنند .

در زمینه ی عوامل معنوی و گناه کردن یا نکردن ما هم داستان همین است ، اگر ما واقعاً یقین صد در صد  داشته باشیم که اعمال ما از کوچکترین آن تا بزرگترینش ثبت و ضبط می شود ، حواسمان را خیلی بیشتر جمع می کنیم .مشکل اینجا است که هنوز به این یقین  نرسیده یا شاید آگاهی کافی از عواملی که ما را از گناه می تواند باز دارد ، نداریم .

عوامل زیادی  می تواند نیروی بازدارندگی داشته باشد .

 

عوامل اعتقادی

ما اگر ایمان داشته باشیم ، یعنی غافل نشویم از اینكه خدا ما را می‌بیند. در عالم دوربین مخفی وجود دارد ، هیچ گاه سمت گناه که هیچ ، به آن فکر یا اشاره هم نمی کنیم . اگر یك راننده در یك جاده بداند كه قدم به قدم پلیس راه دوربین مخفی گذاشته است ، یك راننده بداند كه سرعتی كه دارد ، سرعت روی صفحه ثبت می‌شود و وقتی می‌رود كه ساعت بزند ، آن صفحه نشان می‌دهد. مهم این است که به بودن دوربین مخفی ایمان داشته باشیم .

 

ایمان به حضور خداوند ، عامل دوری از گناه

ایمان به حضور! وقتی ما خودمان در جایی تنها هستیم ، به راحتی وبدون عذر خواهی از کسی سرفه می کنیم ، پایمان را دراز می کنیم اما وقتی در جایی با کسی هستیم ، به دلیل ایمان به حضور او اگر کوچکترین کاری که حتی گناه هم نباشد ، انجام دهیم سریع عذر خواهی می کنیم ، چرا که به حضور او ایمان داریم .

علت اینكه امامان در دعاهایشان اینقدر معذرت خواهی می‌كنند ، چون خدا را حاضر می‌بینند . كسی كه خدا را حاضر می‌بیند ، كاری را هم كه گناه نیست ، خیال می‌كند گناه وخطا است ، یعنی نگاهش ، نگاه گناه است .

« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »1 ، « أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏ »2.  « یَرى » ، یعنی خدا می‌بیند . « بِالْمِرْصادِ » ، یعنی خدا در كمین است. « یَعْلَمْ » خدا می‌داند. « شاهدٌ » ، خدا شاهد است . تمام این تعبیرها، برای همین است . خدا می‌بیند .  اینها  همه نشان از ایمان به حضور خداست. این یك مورد. خدا محیط است، احاطه دارد. خدا خبیر است. خدا رقیب است. رقیب از «رَقَبَ» است . «رَقَبَ» یعنی گردن ! یعنی کسی که گردنش را جلو میاورد که ببیند چه اتفاقی افتاده است .

این تعابیری که در قرآن آورده شده ، بی حساب و کتاب نیست . می‌خواهد بگوید هر چه مردم ایمان داشته باشند كه در محضر خدا هستند ، این خودش قوی‌ترین عامل است برای اینكه انسان را از گناه باز دارد .

از کسانی که نسبت به اعمال ما اطلاع دقیق دارد ، خودمان هستیم .خودمان هم می‌دانیم كه چه كرده‌ایم . قرآن می‌فرماید كه « شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا» ، « شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِم.»

آگاهی پیامبر و معصومان از كارهای مردم

ایمان به علم و آگاهی پیامبر! ما باید بدانیم كه پیغمبر هم می‌داند . چون قرآن می‌فرماید كه « إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِدا ؛ تو را فرستادیم که شاهد و گواه بر اعمال باشی . » 3

« جعَلْناكُم‏ أُمَّةً وَسَطا لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس‏ ؛ این آیه‌ی قرآن است. شما را امت وسط قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید .»4

 در اینجا گفته شد هامت وسطی که شاهد باشد . حال آیا منظور از امت ما هستیم ؟! در جواب باید بگویم ، خیر چرا  که شاهد باتید دو ویژگی داشته باشد : 1- عدالت .2- علم . چه کسی می تواند هم شاهد باشد و علمش به گونه ای باشد که از همه ی کارهای مردم خبر داشته باشد تا بتواند شهادت بدهد ؟!

طبق روایاتی که داریم ، منظوراز امت ، بعضی از امت ، یعنی اهل بیت پیامبر (ص) است .

 

آگاهی انسان از گذشته و حال خود
ز خودی تا خدا

از کسانی که نسبت به اعمال ما اطلاع دقیق دارد ، خودمان هستیم .خودمان هم می‌دانیم كه چه كرده‌ایم . قرآن می‌فرماید كه « شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا» ، « شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِم.»5

در جای دیگرقرآن می‌گوید: « بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ ، وَ لَوْ أَلْقَى‏ مَعَاذِیرَهُ‏ ؛ یعنی خودمان بر اعمالمان شهادت می دهیم که چه کرده ایم .» 6

در قیامت گفته می شود : « اقْرَأْ كِتابَك‏ » 7، روز قیامت به افرادی می‌گویند كه پرونده‌ات را بخوان ،« وَ وُضِعَ الْكِتاب »8 یك كتابی باز می‌شود . به هر كسی می‌گویند كه « اقْرَأْ كِتابَك كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسیبا »9، خودت کتابت را بخوان و بگوبا تو چه کنیم !

آری! آن خدایی که برای چشم ما محافظ ( اعم از قرار دادن چشم در مکانی گود ، در ورودی آن مژه برای پاک سازی ، در بالای آن ابرو برای سایبانی ، و بالا تر از آن خطوط پیشانی برای آنکه موقع عرق کردن ، عرق داخل چشم نرود و جالب تر آنکه چشم را از پی آفریده و آن را با آب شور دم ساز کرده تا سالم بماند ) ، گذاشته است ، برای خود ما محافظ وقرار نمی دهد ؟!

 

نظام هستی بر پایه حساب و كتاب دقیق

هستی حساب و كتاب دارد . یك فرمول‌های دقیقی هست كه یك جا یك ذره جابجا شود . « الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ »10

 باید ایمان داشته باشیم كه خدا ما را می‌بیند . ایمان داشته باشیم كه ملائكه ما را می‌بینند . خود ما شاهد هستیم . عمل ما حاضر است . قرآن می‌فرماید : وَوَجَدُواْ مَاعَمِلُواْ حَاضِرًا ؛ اصلاً عملش حاضر است. »11

 

شهادت اعضای بدن در قیامت

اعضای بدن شهادت می‌دهند . و لذا قرآن می‌گوید كه « تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِم وَ أَرْجُلُهُمْ ‏؛ اصلاً پا حرف می‌زند، دست حرف می‌زند.»12

 گاهی هم قرآن می‌گوید روز قیامت انسان به دستش اعتراض می‌كند ، می‌گوید :« لِمَ شَهِدْتُم ‏؛ چرا علی من شهادت می دهی ؟! » 13می‌گوید : دست خودم نیست ؛ « أَنْطَقَنَا اللَّه ‏؛  اینجا خدا ما را به زبان آورده است .»14

مكان شهادت می دهد که بر روی من چه کردی ،« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها » 15



پس خلاصه جای خلوتی نیست

یك حدیث هم داریم كه هر روزی می‌گوید: «أَنَا یَوْمٌ جَدِید» من امرزو روز نویی هستم . «وَ أَنَا عَلَیْكَ شَهِید ؛ من شاهد كار شما هستم.» 16

 یعنی زمان و زمین شهادت می‌دهند. خلاصه ما زیر دوربین‌های مخفی هستیم. ایمان به این جهت خیلی مهم است. با توجه به این دیگر ما نمی‌توانیم غافل باشیم .

 

اقامه نماز، عامل بازدارنده از گناه

نماز انسان را از گناه بازمی‌دارد . قرآن هم تصریح كرده است. « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» 17

 به امید آنکه به این عوامل دقت کنیم و با رعایت آنان زندگی و جامعه ای پاک داشته باشیم .




نوع مطلب : فرهنگ واندیشه.، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1392/05/27 :: نویسنده : حسین مرادی
معنای غریب

یکی دیگر از معانی غریب، ((فرو نهاده)) یا((وانهاده)) یا((واگذاشته)) است. فرو نهاده به کسی گفته می‌شود که مهجور و متروک و معطّل، باقی مانده باشد. ((مهجور)) کسی است که او را کنار گذاشته باشند.

 متروک یعنی ترک شده، و معطّل هم به معنی تعطیل شده است ((تعطیل)) در مقابل استفاده و بهره‌بردن است، و معطّل به چیزی گفته که در جهت هدفی که برای آن وضع شده از آن استفاده نشود.

اگر((معطّل)) صفت شخص باشد، چنین شخصی غریب افتاده است. این معنای غربت، ممکن است فرع بر عدم شناخت، یا فراموش کردن، و یا ناشی از کوتاهی کردنِ دیگران در حقّ شخص باشد.

عالِمی را در نظر بگیرید که در یک رشتۀ علمی متخصّص است. این عالِم در دو حالت ممکن است فرو نهاده شود، و در نتیجه غریب افتد.

حالت اوّل این که در موقعیّتی قرار بگیرد که اطرافیان او را نشناسند و از تخصّص او خبر نداشته باشند. طبیعتاً به دلیل نشناختن او از او بهرۀ علمی نمی‌برند. حتّی هنگام رویارویی با مشکلی که به علم او نیاز دارند، به او مراجعه نمی‌کنند. زیرا نمی‌دانند چه گوهری در اختیار دارند. لذا از آن دانشمند، استفاده نمی‌شود، و او مهجور و متروک باقی می‌ماند.

در((حالت دوم)) آن عالِم شناخته شده است و اطرافیان نسبت به علم و تخصّص او معرفت لازم را دارند، ولی در بهره بردن از او کوتاهی کرده و به او مراجعه نمی‌کنند، و بدین گونه وی را معطّل و متروک‌ می‌‌گذارند. در هر دو حالت، این عالِم ـ دانسته و یا ندانسته ـ ((غریب)) واقع می‌شود.

پزشکی ماهر در نظر بگیرید که در یک منطقه می‌تواند بسیاری از مشکلات مردم را حل کند، امّا مورد مراجعه قرار نگیرد. او می‌تواند مشکل‌گشایِ بیماران باشد، امّا اگر به او مراجعه نشود، غریب می‌افتد.

 این غربت پزشک، یا ناشی از عدم شناخت اوست، یا فراموش شدن او، و یا کوتاهی کردن به مراجعه به او. در هر صورت هر کس که مطب این پزشک را خالی ببیند، برای غربت او متأثّر می‌شود.

این معنای غربت ـ که ناشی از مهجور و متروک و معطّل ماندن شخص است ـ کاملاً به شکر عملی مربوط می‌شود، چرا که شُکر عملی نسبت به هر نعمتی، استفادۀ مناسب از آن است و اگر نعمتی فرو نهاده شود، معلوم است که مورد بهره برداری شایسته قرار نگرفته است.
مهجور بودن امام عصر"علیه السلام"

شُکر عملی نسبت به بزرگترین نعمت خدا ـ یعنی وجود مقدس امام عصر"علیه‌السلام" ـ بهره بردن از ایشان است در مسیری که خداوند معیّن فرموده است.

بنابراین شکرِ عملیِ نعمت امام عصر"علیه‌السلام" به این است که انسان‌ها نسبت به هر وصفی از اوصاف حضرتش، وظیفۀ خود را انجام داده و حقّ آن را ادا کنند، در غیر این صورت، کفران نعمت صورت گرفته و امام"علیه‌السلام" غریب می‌ماند.

 



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیا با امام زمان (عج) انس گرفته اید؟

رفیق مونس
شُکر عملیِ یک رفیق و همدمِ دلسوز، وقتی ادا می‌شود که انسان با او انس بگیرد، رفاقت خوبی با او داشته باشد به راحتی او را از دست ندهد او را از خود نرنجاند، و خلاصه هر چه رفاقت او را محکم تر می‌سازد انجام دهد. به علاوه از هر چه در دوستی با او تأثیر منفی می‌گذارد، خودداری کند و ... امام"علیه‌السلام" نیز انیس رفیق است، همان طور که امام‌رضا"علیه‌السلام" فرموده‌اند:

اَلامِامُ ... الأَنیسُ الرَّفیقُ (32)

پس باید حقّ رفاقت ایشان ادا شود چرا که رفاقت، دو طرفه است نه یک طرفه. ما باید مونس خوبی برای ایشان باشیم. و همان گونه که ایشان ـ در عین بی نیازی از ما و در اوج عظمت ـ از ما یاد می‌کنند، ما نیز ـ در شدّت نیاز پیوسته و احتیاج مبرم ـ باید از ایشان یاد کنیم.

آن حضرت"ارواحنا له الفداء" فرموده‌اند:

انا غیر مهملین لمراعا تکم ولا ناسین لذکر کم (33)

ما، در رسیدگی و مراقبت از شما کوتاهی نکرده، و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم.

اگر ما بدانیم که دوست دلسوزی هر روز به یاد ما است، اگر ما با او تماس نگیریم او با ما ارتباط برقرار می‌کند، و اگر ما از او سراغ نگیریم و حال او را نپرسیم، او سراغ ما را می‌گیرد و از حال ما پرس و جو می‌کند، اگر مسافرت هم برود ما را فراموش نمی‌کند و از ما خبر می‌گیرد. طبیعی است که ما هم پیوسته و مرتّب از او یاد کرده و دعاگوی او می‌شویم، مکرّر برایش نامه می‌نویسیم و او را به مجالس خود دعوت می‌کنیم و ...

اگر ما واقعاً این گونه با امام زمان"علیه‌السلام" انس بگیریم، زندگی فردی و جمعی ما به گونه دیگری می‌شود، متفاوت با آنچه که اکنون هست. ولی متأسّفانه می‌بینیم که حتّی در جامعۀ شیعه هم امام زمان"علیه‌السلام" ـ آن چنان که شایسته است ـ در زندگیِ رعیّت و امّت خود نقش اساسی ندارند، تا آنجا که می‌توان ادّعا کرد که از متن زندگی افراد حذف شده‌اند.

 با این همه، آن حضرت، بزرگوارانه، انس خود را به طور یک طرفه با شیعیان خویش برقرار نگاه داشته‌اند و اگر آن‌ها به یاد امام زمانشان"علیه‌السلام" نیستند ایشان به یاد آن‌ها هستند. اگر آن‌ها با حضرت مهدی"علیه‌السلام" رفاقت نمی‌کنند، حضرت با آنها رفیق هستند.

کجا در عالم

، چنین دوستی پیدا می‌شود که سال‌های سال به طور یک طرفه با دیگری رفاقت کند، در حالی که هیچ نیازی هم به او ندارد! امّا چقدر جای تأسّف دارد که شکر این رفیق و مونس عزیز گزارده نمی‌شود، و باز هم مهجور و متروک قرار داده می‌شود! خدایا ما را ببخش!
پدر دلسوز

شُکر عملی پدر دلسوز چه زمانی ادا می‌شود؟! همان رفتاری که با پدر دلسوز و مادر نیکوکار خویش داریم ـ بلکه بالاتر از آن ـ باید با امام زمان"علیه‌السلام"داشته باشیم.

در غیر این صورت، حقّ ایشان را ادا نکرده‌ایم و در انجام شُکر عملی کوتاهی نموده‌ایم، و این پدر دلسوز و مادر نیکوکار را فرو نهاده‌ایم.

در فصل سوم همین بخش، دیدیم که رفتار ما شیعیان نسبت به امام‌عصر"علیه‌السلام" چقدر با رفتار ما نسبت به پدر و مادر مهربان، تفاوت می‌کند. و همین مقدار برای اثبات مهجور و غریب بودنِ آن حضرت کافی است.

این‌ها مثال‌هایی بود برای روشن شدنِ این که حقّ شُکر امام"علیه‌السلام" در این اوصاف ادا نمی‌شود. وقتی حقّ امام"علیه‌السلام" ادا می‌شود که حقّ تک تک اوصاف‌ ایشان ادا شود، زیرا اعتقاد به هر یک از صفات امام"علیه‌السلام" وظیفۀ خاصی بر عهدۀ انسان می‌گذارد. تنها در صورتی حقّ آن نعمت ادا می‌شود که انسان آن وظیفه را انجام دهد. در غیر این صورت، امام‌عصر"علیه‌السلام" از آن حیث مکفور می‌ماند و از همین حیث، ایشان غریب می‌افتند.

با نگاهی به جامعۀ خود، می‌توانیم ببینم که چند درصد از دوستان امام‌زمان"علیه‌السلام" نسبت به اوصاف ایشان، در عمل وظیفۀ خود را انجام می‌دهند. و با بررسی در این امر، به این نتیجه می‌رسیم امام"علیه‌السلام" در میان دوستان خویش هم غریب هستند.

از کسانی که اصلاً امام‌زمان"علیه‌السلام" را نمی‌شناسند، هیچ انتظاری نیست، چرا که آنها معرفت ندارند، و لذا با قلب و زبان و عمل، شاکر این نعمت نیستند. امّا به هر حال امام‌زمان"علیه‌السلام" برای آن‌ها غریب و مهجور است، چون نمی‌دانند که باید به ایشان مراجعه کنند و امام"علیه‌السلام" را معطّل و متروک می‌گذارند.

نتیجه این که امام زمان"علیه‌السلام" در میان کسانی که ایشان را نمی‌شناسند و حتّی عدّۀ بسیار قلیلی که ایشان را می‌شناسند به هر حال مهجور و غریب است.

 



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1392/05/27 :: نویسنده : حسین مرادی
منضبط باش ، برنده می شوی


اینکه در برخی از شرایط خارق العاده چه می کنیم ، بستگی به این دارد که چه جور آدمی هستیم و اینکه چه جور آدمی هستیم نتیجه ی پرورش انضباط خویش در سال های پیش است.

حفظ انضباط در کارهای کوچک نتیجه می دهد و کار بزرگ را در دسترس قرار می دهد. بدون انضباط نه فردی موفّق می شود و نه گروهی. توفیق گروه در گرو انضباط اعضای آن است. اشخاص باید در سه زمینه انضباط ایجاد کنند تا به درد گروه بخورند.
1- با انضباط اندیشیدن

اگر از مغز خویش استفاده نکنیم توفیق چندانی به دست نمی آید. انجام این کار نبوغ نمی خواهد. کافی است که مغز خدادادی خود را به کار اندازیم. اگر ذهن خود را فعّال نگاه دارید، پیوسته به چالش هایی ذهنی روی آورید و همواره به چیزهای خیر بیندیشید، در فکر کردن منضبط می شوید. کسی که انضباط اندیشیدن دارد هر کاری را بهتر انجام می دهد.

در کوره ی انضباط است که استعداد به توانایی تبدیل می شود.
2- انضباط احساسات و عواطف

وقتی که پای احساسات و عواطف پیش می آید دو راه در پیش است: یا بر احساسات خود غالب شویم یا اینکه خود را تسلیم نماییم. این به آن معنا نیست که احساسات خود را زیر پا بگذارید تا در گروه خود عضو شایسته ای باشید. معنایش این است که نگذارید احساسات، شما را از کاری که باید بکنید باز دارد یا به کاری که نباید بکنید وادارد.
3- انضباط لازم برای اقدام و عمل

آلبرت هویرت می گوید:" کسی که شیر می خواهد نباید در وسط میدان روی چارپایه ای بنشیند و انتظار بکشد که گاوی نزد او بیاید که بیا شیرم را بدوش." صیقل دادن فکر و مهار احساسات لازمند امّا کافی نیستند. تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است.

دونده ای که با تمام نیروی خود می دود، وکیلی که پرونده ها را به دقّت می خواند، پزشکی که پای خود را از اتاق اورژانس بیرون نمی گذارد، پدر یا مادری که سر هر ساعتی که گفته است از سر کار به خانه برمی گردد، مردمانی هستند که انضباطی را بر اعمال خود حاکم کرده اند و کسانی که با انسانهایی چنین منضبط سروکار داشته باشند بهره ها می برند.
حفظ انضباط در کارهای کوچک نتیجه می دهد و کار بزرگ را در دسترس قرار می دهد.
بیندیشیم

فکر می کنید که پایه ی انضباط تان چقدر محکم باشد؟ آیا چالش های فکری و بدنی را صرفاً تمرینی می دانید؟ یا اینکه همیشه در پی راحت طلبی هستید؟ آیا گاهی تاسّف می خورید که چرا نتوانسته اید دست به کاری بزنید که آن را درست می دانسته اید؟ یا اینکه بیشتر اوقات عقیده دارید که در هر کاری در حد توانایی خود سنگ تمام می گذارید؟ و یا زیر فشار چه واکنشی نشان می دهید؟ اگر کارها خراب شود و حساب ها غلط درآید، همکاران تان انتظار خواهند داشت که بر تلاش خود بیفزایید یا اینکه ناگهان جوش بیاورید؟ پاسخی که به این پرسش ها می دهید نشان خواهد داد که بازی ایجاد انضباط در خود را خواهید برد یا نه.
اگر می خواهید منضبط تر باشید:
* عادت به کار را تقویت کنید.

توماس هاکسلی که هم زیست شناس بود و هم در تعلیم و تربیت صاحب نظر، می گوید:" شاید باارزش ترین نتیجه ی تعلیم و تربیت این باشد که توانایی پیدا می کنیم تا خود را واداریم که آنچه را باید انجام داد، به موقع انجام دهیم، چه بپسندیم و چه نپسندیم. این نخستین درسی است که باید آموخته شود و هر قدر هم که آموزش کسی زود آغاز شود، این شاهد آخرین درسی باشد که می آموزد." انضباط یعنی انجام کارهای درست در زمان مناسب و به دلیل موجّه.

اولویت های خویش را باز بنگرید و رد آن ها را بیابید تا ببینید راه را درست رفته اید یا نه و هر روز کاری لازم ولو ناخوشایند بکنید تا خود را منضبط نگه دارید.* به چالشی دست بزنید.

برای تقویت فکر و اراده خویش، دست به کاری بزنید یا طرحی را اجرا کنید که مغزتان را به کار اندازد. این امر وادارتان می کند که فکر خود را به کار اندازید و در کار خویش انضباط داشته باشید. در این مسیر باقی بمانید و ببینید که توانایی شما بیش از آن است که خود می پندارید.
* زبان خود را نگه دارید.

اگر گاهی احساساتی می شوید و واکنش های افراطی نشان می دهید، نخستین گام اصلاحی این است که آنچه را نباید گفت نگویید. این بار که خواستید لب به انتقاد بگشایید، زبان خود را پنچ دقیقه نگه دارید، آرامش خود را بازیابید و با تعقّل به امور بنگرید. اگر این سیاست را دنبال کنید خواهید دید که در مهار احساسات خود تواناتر می شوید.





نوع مطلب : علم و دانش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگی برای آنان که می اندیشند

مدیر وبلاگ : حسین مرادی
نویسندگان
نظرسنجی
شما به این وبلاگ چند امتیاز میدین؟!







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت

معرفی صفحه به دوستان

* نام شما

ایمیل شما *

ایمیل دوست شما *

ایمیل دوست دیگر شما